English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (7 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
linear combination of atomic orbitals ترکیب خطی اوربیتالهای اتمی
degenerate orbitals اوربیتالهای هم تراز
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
atomic مربوط به جوهر فرد
atomic ریز
atomic اتمی
atomic تجزیه ناپذیر
atomic ساعت خیلی دقیقی که از تغییر انرژی اتم ها به عنوان مرجع استفاده میکند
atomic 1-مربوط به یک اتم 2-عملیاتی که اگر در حین پردازش قط ع شود داده را به وضع اولیه خود بر می گرداند
atomic هستهای
atomic ذرهای
atomic interaction بر هم کنش اتمی
atomic radius شعاع اتم
atomic radius شعاع اتمی
atomic fusion همجوشی اتمی
atomic fusion گداخت اتمی
atomic size اندازه اتم
atomic size اندازه اتمی
atomic spectroscopy طیف بینی اتمی
atomic lattice شبکه اتمی
atomic mass جرم اتمی
atomic number عدد اتمی
atomic nucleus هسته اتم
atomic number عدد پروتونی
atomic orbital اوربیتال اتمی
atomic polarization قطبش اتمی
atomic pile واکنشگاه اتمی
atomic reactor واکنشگاه اتمی
atomic structure ساختار اتمی
atomic fission شکافت اتمی
atomic absorption جذب اتمی
atomic units یکاهای هارتری
atomic weapon جنگ افزار اتمی
atomic weight وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
atomic weight جرم اتمی
atomic weight وزن اتمی
atomic weight wt.at :symb
atomic time زمان انفجار اتمی
atomic bond پیوند اتمی
atomic clock ساعت اتمی
atomic fallout ریزه پرتوزا
atomic energy انرژی اتمی
atomic energy تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
atomic energy نیروی اتمی
atomic theory فرضیهء اتمی که تمام مواد راترکیبی از ذرات اتم میداند تئوری انفصال ماده
atomic crystal بلور اتمی
atomic configuration ارایش اتمی
atomic underground burst ترکش زیرزمینی اتمی
effective atomic number عدد اتمی موثر
gram atomic weight وزن گرمی اتم
gram atomic weight وزن اتمی به گرم
atomic mass unit واحد اتمی جرم
atomic scattering factor ضریب پراکندگی اتمی
atomic air burst ترکش هوایی اتمی
atomic demolition munition خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
atomic form factor ضریب پراکندگی اتمی
atomic form factor عامل شکل اتمی
atomic scattering factor عامل شکل اتمی
atomic hydrogen welding جوشکاری هیدروژنی
linear باریک کشیده
linear روش جستجو که هر عنصریت را با کلید جستجو مقایسه میکند تا به جواب برسد.
linear روش شکستن ریاضی مشکل به طوری که دو قسمت باکامیوتر قابل حل باشد
linear برنامه کامپیوتری که حلقه یا جهشی ندارد
linear لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد
linear دراز
linear خطی
linear طولی
atomic power station [plant] نیروگاه هسته ای
international atomic energy agency اژانس بین المللی انرژی اتمی
atomic hydrogen arc welding جوش قوسی بوسیله اتم هیدروژن
european atomic energy community جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
linear sheaf مروحه در خط
linear speed روش محاسبه سبقت به طریقه خطی سبقت خطی هدف
linear speed سرعت خطی
linear strain تغییر شکل نسبی خطی
linear structure ساختار خطی
linear target هدفهای خطی
linear sheaf مروحه خطی
linear shaped خرج در خط
linear shaped خرج خطی
linear search جستجوی خطی
linear scale درجه بندی خطی
linear scale مقیاس خطی نقشه
linear scale مقیاس خطی
linear relationship رابطه خطی
linear target هدفهای درخط
linear algebra جبر خطی [ریاضی]
linear space فضای خطی [ریاضی]
linear space فضای برداری [ریاضی]
linear approximation تقریب خطی [ریاضی]
linear rectifier یکسوکننده خطی
linear independence استقلال خطی [ریاضی]
linear combination ترکیب خطی [ریاضی]
linear function نگاشت خطی [ریاضی]
linear transformation نگاشت خطی [ریاضی]
linear mapping نگاشت خطی [ریاضی]
linear map نگاشت خطی [ریاضی]
linear programming برنامه نویسی خطی
linear acceleration شتاب خطی
linear deformation تغییر شکل خطی
linear detector اشکارساز خطی
linear equation معادله خطی
linear equations معادلههای خطی
linear function تابع خطی
linear correlation همبستگی خطی
linear distance خط هوایی
linear accelerator شتابده خطی الکترون
linear accelerator شتاب دهنده خطی
linear amplifier تعویض کننده خطی
linear array ارایه خطی
linear circuit مدار خطی
linear code رمز خطی
linear code برنامه بدون حلقه
linear combination ترکیب خطی
linear list لیست خطی
linear portion شاخه خطی
linear portion قسمت خطی
linear polymer بسپار خطی
linear probing کاوش خطی
linear perspective نمای خطی
linear perspective پروژکتور دارای عدسی مخطط
linear programming برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
linear regression برگشت خطی
linear optimization بهینه سازی خطی
linear movement حرکت خطی
linear momentum اندازه حرکت
linear programming برنامه ریزی خطی
linear momentum نیروی ضربه که برابراست باحاصلضرب جرم در سرعت خطی
linear molecule مولکول خطی
linear metre متر کرباسی
linear metre متر طولی
linear measure مقیاس طولی
quasi linear equation معادله شبه خطی
linear or long measure اندازه یا مقیاس در درازا
linear polarized light نور قطبیده مسطح
system of linear equations دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
linear homogenous production function تابع تولید خطی همگن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com