Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English
Persian
order of fire
روش تیراندازی
order of fire
ترتیب توالی اتش
order of fire
ترتیب احتراق موتور
Search result with all words
fire order
فرمان اتش
fire order
فرمان اتش دادن
Other Matches
marching order
[travel order]
دستور پیشروی
[ارتش]
Fire cannot be extinguished by fire .
<proverb>
آتش را به آتش خاموش نتوان کرد .
first order
مرتبه اول
order
امر
to order
<idiom>
به ترتیب
in order to
<idiom>
اعتماد شخص را بدست آوردن
order
[placed with somebody]
دستور
[ازطرف کسی]
out of order
از کار افتاده
order about
پیوسته پی فرمان فرستادن
order
دستور سفارش
order
سفارش دادن
order
دستور دادن سفارش
order
مرتبه
order
راسته
order
کد عمل
order
پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order
رتبه
out of order
نادرست
out of order
درهم برهم
well-order
خوش ترتیب
[ریاضی]
in order
دایر
in order
صحیح
in order that he may go
برای اینکه برود
in order
درست
out of order
خراب
in order that
تا اینکه
order
[placed with somebody]
سفارش
[ازطرف کسی]
in order that i may go
برای اینکه بروم
order off
حکم خروج
to the order of
بحواله کرد
to the order of
به حواله کرد
in order to ...
تا
[اینکه ]
to the order of
در وجه
in order that
برای اینکه
in order to ...
برای
[اینکه]
order
دستورعملیاتی
order
دستورالعمل
order
دستور
order
سفارش
order
نظم
order
سفارش دادن تنظیم کردن
order
منظم کردن
order
ن
order
دستور دادن
out of order
<idiom>
برخلاف قانون ،نامناسب
by order of
فرمان
by order of
حسب الامر
out of order
<idiom>
کارنکردن
re order
سفارش دوم باره
In this order. In this way.
باین ترتیب
second order
مرتبه دوم
order
ترتیب
order
حکم
order
نظم دادن
order
نظام معماری
order
سفارش دادن دستور دادن
order
سفارش دادن کالا یا جنس
order
دستورالعمل دستور
order
سبک معماری
order
شیوه
order
مرتب کردن
order
فرمان نظم
order
حواله کرد حواله کردن دستور
order
خرید سفارش خرید
order
ترتیب انجام کار
order
حواله
order cheque
چک در نام فرد خاص
In chronological order.
بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
set in order
مرتب کردن
dispatch order
سفارش حمل سریع
second order factor
عامل مرتبه دوم
disassembly order
روش پیاده کردن وسیله
disassembly order
دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
order book
دفتر سفارشات
order cheque
چک به حواله کرد
work order
برگ کار
Is your passport in order ?
آیا گذرنامه ات مرتب وآماده است ؟
embarkation order
ترتیب سوار شدن یا بارگیری
night order
دستور شبانه
embarkation order
دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
order code
رمز دستور
word order
ترتیب واژه ها
word order
ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
night order
دستورات شبانه
conditional order
سفارش مشروط
To order a meal.
سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
fragmentary order
دستور جزء بجزء
work order
درخواست انجام کار حکم کار
order arms
فرمان پافنگ
order arms
فرمان بجای خود در حال مسلح بودن با تفنگ
delivery order
دستور تحویل کالا
postal order
هزینهپستی
law and order
اطاعتازقانون
firing order
ترتیب احتراق
corinthian order
ساختارقرمتی
doric order
سبکمعمارییونانقدیم
operation order
دستورعملیات
decreasing order
ترتیب کاهنده
first order reflection
انعکاس مرتبه یک
daily order
دستور روز
operation order
دستور عملیاتی
delivery order
دستورحمل
social order
سازمانوساختاراجتماعی
delivery order
حواله تحویل
set in order
درست کردن
first order transition
گداز مرتبه یک
order arms
پافنگ
court order
قرار صادره از دادگاه
development order
دستوربهبود اماد
development order
دستور ساخت اماد
point of order
اخطار نظامنامهای
points of order
اخطار نظامنامهای
first order reaction
واکنش مرتبه یک
order arm
پافنگ
firing order
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
second order reaction
واکنش مرتبه دوم
public order
نظم عمومی
the goods are on order
کالا را سفارش داده ایم
the line is out of order
سیم خراب است
third order reaction
واکنش مرتبه سه
provisional order
دستور موقت اداری
processing of the order
انجام سفارش
probation order
دستور یا حکم تعلیق مجازات
post order
حواله پستی
place an order
سفارش دادن
phantom order
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
payable to order
قابل پرداخت به حواله کرد
pay order
سندپرداخت حقوق
pay order
لیست پرداخت حقوق
partial order
ترتیب جزئی
purchase order
دستور خرید
purchase order
سفارش خرید
second order conditions
شرایط مرتبه دوم
second order conditions
شرایط ثانوی
route order
فرمان ستون راه رو
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
review order
لباس وتجهیزات و وسائل کامل
review order
لباس وتحملات سان
short order
خوراکی که زود مهیا میشود
referral order
درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
reculaulation order
تنظیم محاسبه مجدد
sort order
نظم ترتیب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
superior order
امر مافوق
superior order
دستور مافوق
expandede order
ترتیب مبسوط
order time
زمان سفارش کالا
order off the field
حکم خروج
order of bankruptcy
حکم ورشکستگی
order in council
تصویب نامه دولتی
order in council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
order format
قالب سفارش
order format
قالب دستور
order form
نمونه سفارش نامه پر نکرده
order for goods
سفارش کالا
field order
دستورعملیاتی دستور رزمی
field order
دستورالعمل رزمی
warning order
دستور اگهی
warning order
دستور اماده باش اعلام اماده باش
factory order
سفارش ساخت
executive order
اجرائیه
executive order
فرمانده دوم ناو
engine order
دستور ماشین
order of battle
ترتیب نیرو
order of battle
سازمان نیروهایا یکان
order of council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
to set in order
درست کردن
to set in order
منظم کردن
order of the day
دستور جلسه
order of the day
معادل agenda
order of the day
برنامه روزانه
transaction in order
liability avoid to
transaction in order
معامله به قصد فرار از دین
transfer order
دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
order of service
سوت داور بمعنای دستورسرویس دادن
partial order
پاره ترتیب
order of matrix
مرتبه ماتریس
order of magnitude
مرتبه بزرگی
trial order
سفارش ازمایشی
order of discharge
حکم برائت ذمه
order of discharge
حکم تصفیه
enforcement order
دستور اجرا
movement order
دستور حرکت
indue order
به ترتیب صحیح
Gigantic Order
[شیوه ستون سازی توسکاری همراه با شیوه غول ستونی]
[معماری]
Ionic Order
[معماری یونی یا سبک بالشی از سبک های معماری کلاسیک در یونان و رم]
job order
دستور انجام کارتعمیرات
landing order
اجازه تخلیه بار
lever of the second order
اهرم نوع دوم
lexicographic order
ترتیب لغت نویسی
descending order
ترتیب نزولی
standing order
دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
standing order
اوامر ویژه
standing order
دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order
امریه نظامی
standing order
دستور جاری
in order to prevent
برای جلوگیری کردن
Giant Order
شیوه غول ستونی
[معماری]
German Order
سبک معماری آلمانی
[نوعی از سبک معماری کرنتی قرن هجدهم انگلستان]
ionic order
سبک متکائی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com