English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
order off the field حکم خروج
Search result with all words
field order دستورالعمل رزمی
field order دستورعملیاتی دستور رزمی
Other Matches
marching order [travel order] دستور پیشروی [ارتش]
order دستور
order دستورالعمل
order دستورعملیاتی
order دستور دادن
order ترتیب انجام کار
order فرمان نظم
order سفارش
order نظم
in order to ... تا [اینکه ]
to the order of در وجه
to the order of به حواله کرد
to the order of بحواله کرد
order امر
order about پیوسته پی فرمان فرستادن
second order مرتبه دوم
order ن
order نظم دادن
order سفارش دادن کالا یا جنس
order سبک معماری
order مرتبه
order راسته
order کد عمل
order پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order رتبه
order دستور سفارش
by order of فرمان
order دستور دادن سفارش
order سفارش دادن
order شیوه
order نظام معماری
order دستورالعمل دستور
order سفارش دادن دستور دادن
order مرتب کردن
order حکم
order حواله
order حواله کرد حواله کردن دستور
order خرید سفارش خرید
by order of حسب الامر
order سفارش دادن تنظیم کردن
order ترتیب
order [placed with somebody] دستور [ازطرف کسی]
In this order. In this way. باین ترتیب
out of order از کار افتاده
out of order نادرست
out of order درهم برهم
in order to <idiom> اعتماد شخص را بدست آوردن
to order <idiom> به ترتیب
out of order خراب
in order that i may go برای اینکه بروم
in order that he may go برای اینکه برود
in order that برای اینکه
in order درست
in order صحیح
in order دایر
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
out of order <idiom> کارنکردن
order [placed with somebody] سفارش [ازطرف کسی]
well-order خوش ترتیب [ریاضی]
first order مرتبه اول
in order to ... برای [اینکه]
re order سفارش دوم باره
in order that تا اینکه
order منظم کردن
order off حکم خروج
purchase order دستور خرید
referral order درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
reculaulation order تنظیم محاسبه مجدد
public order نظم عمومی
lexicographic order ترتیب لغت نویسی
place an order سفارش دادن
phantom order قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
review order لباس وتحملات سان
second order factor عامل مرتبه دوم
review order لباس وتجهیزات و وسائل کامل
second order conditions شرایط مرتبه دوم
provisional order دستور موقت اداری
processing of the order انجام سفارش
second order conditions شرایط ثانوی
purchase order سفارش خرید
post order حواله پستی
probation order دستور یا حکم تعلیق مجازات
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
route order فرمان ستون راه رو
second order reaction واکنش مرتبه دوم
dispatch order سفارش حمل سریع
factory order سفارش ساخت
In chronological order. بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
social order سازمانوساختاراجتماعی
postal order هزینهپستی
law and order اطاعتازقانون
doric order سبکمعمارییونانقدیم
corinthian order ساختارقرمتی
points of order اخطار نظامنامهای
expandede order ترتیب مبسوط
executive order اجرائیه
pecking order <idiom> راه ارتباط بایکدیگر
My stomach is out of order. مزاجم مرتب کارنمی کند
Is your passport in order ? آیا گذرنامه ات مرتب وآماده است ؟
To order a meal. سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
embarkation order دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
enforcement order دستور اجرا
engine order دستور ماشین
executive order فرمانده دوم ناو
point of order اخطار نظامنامهای
work order برگ کار
work order درخواست انجام کار حکم کار
the line is out of order سیم خراب است
the goods are on order کالا را سفارش داده ایم
superior order دستور مافوق
superior order امر مافوق
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
embarkation order ترتیب سوار شدن یا بارگیری
to set in order منظم کردن
sort order نظم ترتیب
third order reaction واکنش مرتبه سه
to set in order درست کردن
word order ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
word order ترتیب واژه ها
warning order دستور اماده باش اعلام اماده باش
warning order دستور اگهی
trial order سفارش ازمایشی
transfer order دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
transaction in order معامله به قصد فرار از دین
transaction in order liability avoid to
short order خوراکی که زود مهیا میشود
indue order به ترتیب صحیح
lubrication order دستور روغنکاری
low order مرتبه پایین
low order کم اثر کم انرژی ضعیف
fire order فرمان اتش
fire order فرمان اتش دادن
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
firing order ترتیب احتراق
first order reaction واکنش مرتبه یک
made to order سفارشی
made to order فرمایشی
movement order دستور حرکت
modification order سفارش اصلاحی
minor order صفوف روحانی پایین درجه
march order ترتیب راهپیمایی
march order ترتیب حرکت دستورراهپیمایی
march order دستورحرکت
march order حاضر براه کردن
march order ف__رمان ح__اضر به راه
first order reflection انعکاس مرتبه یک
set in order درست کردن
job order دستور کار
ionic order سبک بالشی سبک تابخور
ionic order سبک متکائی
high order رتبه بالا
in a bad order خراب
in a bad order درهم برهم
in chronological order به ترتیب تاریخ
in order to prove برای اثبات
job order حکم کار
job order دستور انجام کارتعمیرات
set in order مرتب کردن
low order انفجار کند یا ناقص
low order پایین رتبه
fragmentary order دستور جزء بجزء
lever of the second order اهرم نوع دوم
landing order دستورتخلیه بار
landing order اجازه تخلیه بار
natural order نظم طبیعی
night order دستور شبانه
order of matrix مرتبه ماتریس
order of magnitude مرتبه بزرگی
order of fire ترتیب احتراق موتور
order of fire ترتیب توالی اتش
order of fire روش تیراندازی
first order transition گداز مرتبه یک
order of discharge حکم تصفیه
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
order of service سوت داور بمعنای دستورسرویس دادن
order of the day برنامه روزانه
pay order سندپرداخت حقوق
pay order لیست پرداخت حقوق
order of discharge حکم برائت ذمه
partial order ترتیب جزئی
partial order پاره ترتیب
order time زمان سفارش کالا
order of the day دستور جلسه
order of the day معادل agenda
order of battle سازمان نیروهایا یکان
order of battle ترتیب نیرو
order book دفتر سفارشات
order arms فرمان بجای خود در حال مسلح بودن با تفنگ
order arms پافنگ
order arms فرمان پافنگ
order arm پافنگ
operation order دستورعملیات
operation order دستور عملیاتی
night order دستورات شبانه
order cheque چک به حواله کرد
order cheque چک در نام فرد خاص
order of bankruptcy حکم ورشکستگی
order in council تصویب نامه دولتی
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
order format قالب سفارش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com