English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 15 (4 milliseconds)
English Persian
out of bounds خارج شدن توپ از محدوده زمین
out of bounds خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
out of bounds بیرون از زمین بازی [ورزش]
Search result with all words
bounds محدودیتی که به تعداد اعضای یک آرایه داده میشود
bounds محدودیت یا فضایی که کسی میتواند عمل انجام دهد
advance by bounds حرکت خیز به خیز
advance by bounds پیشروی خیز به خیز
bounds register ثبات کرانه ها
by leaps and bounds زود زود
by leaps and bounds خیلی تند
by leaps and bounds با جست و خیز
i knew no bounds حد نداشت
To know no bounds. حد وحصر نداشتن
To steer a middle course . To act within judicious bounds . کجدار و مریض عمل کردن [به نعل و به میخ زدن]
The ball was out of bounds. توپ خارج [از زمین بازی] بود.
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com