Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
output job queue
صف برنامه خروجی
Search result with all words
output work queue
صف کار خروجی
Other Matches
queue
صف اتوبوس و غیره
queue
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند
queue
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queue
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queue
که به ترتیب بررسی می شوند
queue
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queue
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند
queue
در صف گذاشتن در صف ایستادن
queue
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queue
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queue
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queue
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queue
صف صف بستن
rear of queue
عقب صف
print queue
صف چاپ
job queue
صف برنامه
input queue
صف ورودی
job queue
صف کار
scheduling queue
صف زمان بندی
He jumped the queue.
پرید توی صف ( خارج از نوبت )
To jump the queue.
خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
To form a queue. To line up.
صف بستن ( کشیدن )
input job queue
صف برنامه ورودی
to queue-jump
[British E]
داخل صف زدن
We had to queue
[line]
up for three hours to get in.
ما باید سه ساعت در صف می ایستادیم تا برویم تو.
input work queue
صف کار ورودی
To stand in a queue (line).
توی صف ایستادن
How long were you in the queue
[line]
?
تو چند مدت در صف ایستادی؟
to queue
[line]
up for tickets
برای بلیط در صف ایستادن
output
امکان نمایش اطلاعات میدهد
output
وسیلهای که
output
مجموعه رکوردها که کاملا طبق پارامترهای مختلف پردازش شده اند
output
به طوری که با گونه دیگر رسانه ذخیره سازی سازگارند 2-بخشی از کلمه پرداز که متن را طبق دستورات تو کار فرمت میکند
output
1-نرم افزار فرمت کردن داده یا برنامه
output
1-ارسال یا دریافت داده بین کامپیوتر و وسیله جانبی و سایر نقاط سیستم . 2-دادههای ارسالی و دریافتی توسط کامپیوتر
output
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
output
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
output
اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
output
ارسال داده از یک کامپیوتر به صفحه نمایش یا چاپگر
output
حالت کامپیوتر که داده از فضای ذخیره سازی داخلی یا CPU به وسیله خارجی منتقل شود
output
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خروجی یا ارسال داده به وسیله یا ماشین دیگر میدهد
output
کارکرد فرفیت
output
محصول
output
ستانده
output
انرژی خروجی
output
برون داد
output
بازداده
output
برون ده
output
برون گذاشت برونگذار
output
تولیدی
output
برونداد
output
برونداد محصول
output
خروجی
output
بخشی از حافظه که حاوی داده ارسالی به وسیله خروجی دیگر است
output
برونداد بروندهی
output
داده یا اطلاع تولید شده پس از پردازش با کامپیوتر.
output
که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
output
بازده
output
تولید
output
ثباتی که داده خروجی را ذخیره میکند تا گیرنده آماده شوند یا کانال خالی شود
output
کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
output per head
تولید سرانه
output data
داده خروجی
output control
تنظیم انرژی خروجی
output device
دستگاه خروجی
output listing
سیاهه خروجی
output pentode
لامپ پنج قطبی خروجی
output equipment
تجهیزات خروجی
output meter
سنجه انرژی خروجی
output impedance
ناگذرایی خروجی
output media
رسانه خروجی
output impedance
امپدانس خروجی
output circuit
مدار خروجی لامپ الکترونی
output channel
کانال خروجی
output channel
مجرای خروجی
national output
تولید ملی
motor output
توان موتور
optimum output
تولید بهینه
optimum output
تولید مطلوب
output amplifier
تقویت کننده خروجی
output area
ناحیه
output area
خروجی
output area
ناحیه خروجی
output bound
وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را باسرعتی کمتر از ورود داده هاانجام بدهد
output box
جعبه فیوز
output buffer
میانگیر خروجی
output bound
کران خروجی
output capacitance
فرفیت خروجی
net output
تولید خالص
output per head
بازده سرانه
output voltage
ولتاژ ثانویه فشار الکتریکی ثانویه
peak output
حداکثر تولید
potential output
تولید بالقوه
power output
توان خروجی
rate of output
نرخ تولید
rate of output
میزان تولید
rated output
توان نامی
reactor output
توان راکتور
tatal output
خروجی کل
voice output
خروجی صوتی
voice output
خروجی به صورت صدا
output devices
شیوههایتولید
output jack
جکخروجی
output monitor
صفحهنمایشگرخارجی
output electrode
الکترد خروجی
guarded output
خروجی حفاظ دار
[مهندسی برق]
[الکترونیک]
output voltage
ولتاژ خروجی
output variability
تغییرات تولید
output power
توان خروجی
output process
فرایند خروجی
output rate
نرخ تولید
output resonator
همنواگر جعبهای خروجی
output routine
روال خروجی
output shaft
محور خروجی
output speed
سرعت خروجی
output stage
مرحله خروجی
output state
حالت خروجی
output stream
مسیل خروجی
output stream
نهر خروجی
output transformer
مبدل خروجی
output triode
لامپ تریود خروجی
output tube
لامپ خروجی
output unite
واحد خروجی
per capita output
تولید سرانه
total output
تولید کل
aggregate output
تولید کل
actual output
بازداده فعال
generator output
قدرت مولد
input/output
سیگنال قضعه از رسانه جانبی یا برای بیان اینکه نیاز به یک عمل ورودی یا خروجی است
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
input/output
اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند
input/output
وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی
input/output
بررسی
input output
ورودی خروجی
increase of output
افزایش توان
average output
محصول متوسط
effective output
بازداده موثر
effective output
خروجی موثر
cardiac output
بازده قلبی
cardiac output
برونده قلبی
effective output
دبی موثر
best profit output
profit best
graphic output
خروجی گرافیکی
best profit output
محصول در بیشترین مقدارسود
battery output
توان برونداد باطری
input/output
مدیریت و کنترل میکند
input/output
وسیله جانبی
input/output
کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
input/output
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
input/output
ارسال و دریافت داده بین کامپیوتر و رسانه جانبی و نقاط دیگر خارج سیستم
light output
خروجی نور
input/output
دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
marginal output
تولید نهائی
maximum output
خروجی حداکثر
input/output
اتصالاتی که به داده و سیگنالهای کنترلی امکان انتقال بین CPU و حافظه یا وسیله جانبی میدهد
actual output
دبی موثر
input/output
آدرس فعلی آن در حین اجرا وارد میشود
input/output
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output
استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
input/output
فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
motor output
قدرت خروجی موتور
input/output
پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
monopoly output
تولید انحصاری
input/output
مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
output
[of a circuit or device]
خروجی
[مهندسی برق]
[الکترونیک]
feeder output tray
سینیخروجیتغذیهکننده
computer output microfilm
میکروفیلم خروجی کامپیوتر
computer output microfilm
فیلم تولید شده با سیگنالهای کامپیوتری تکنولوژی ضبط خروجی کامپیوتر روی میکروفیلم
capital output ratio
ضریب سرمایه گذاری
capital output ratio
نسبت سرمایه به تولید
copy output mode
روکشخروجیکپی
hard-copy output
نسخه
[خروجی]
چاپی
input/output file
داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output device
دستگاه داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output instruction
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input output processor
پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
input
[output]
request
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
input/output module
واحد داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
net domestic output
تولید خالص داخلی
input output system
سیستم ورودی- خروجی
input output symbol
علامت ورودی- خروجی
input output relation
رابطه ورودی- خروجی
input output redirection
تعیین مسیر ورودی- خروجی
input output procedure
رویه ورودی- خروجی
input output ports
مدخلهای ورودی- خروجی
input output order
ترتیب ورودی- خروجی
input output interface
میانگیر ورودی- خروجی
input output instructions
دستورات ورودی و خروجی
input output device
دستگاه ورودی و خروجی
input output table
جدول داده ها ستاده ها
output per unit of displacement
توان در واحد تغییر مکان
maximum undistorted output
بیشینه صدای غیر مغشوش
maximum output voltage
ولتاژ خروجی حداکثر
light output ratio
توان نور
job output stream
مسیل خروجی برنامه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com