English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (7 milliseconds)
English Persian
outside agency شخصی که مجاز نیست درزمین گلف به بازیگر کمک فکری کند
Search result with all words
agency نمایندگی
agency وکالت
agency گماشتگی ماموریت
agency وساطت
agency پیشکاری دفترنمایندگی
agency کارگزاری
agency نماینده
agency عامل
agency اژانس شعبه
agency دایره
agency قسمت
agency واسطه
agency کارگزار دلال
agency عاملیت
travel agency اژانس مسافری
travel agency اژانس مسافرتی
advertising agency آژانس تبلیغاتی
agency of communications منبع ارتباط
agency of communications شعبه ارتباطات
claimant agency اداره کارپردازی
claimant agency شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
collection agency عامل جمع اوری اخبار
debt collecting agency نماینده وصول مطالبات
european unclear a energy agency اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
executing agency مقام اجرا کننده
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
executing agency شعبه اجرایی
financial agency اداره دارایی
financial agency اداره مالیه
forwarding agency نمایندگی حمل و نقل
free agency فاعل مختاری
international atomic energy agency اژانس بین المللی انرژی اتمی
operating agency شعبه عامل
operating agency قسمت اجرایی
real estate agency بنگاه معاملات املاک
regional agency موسسات ناحیهای موسساتی با صلاحیت محدودبه ناحیه خاص
using agency مقام استفاده کننده
using agency یکان استفاده کننده
news agency بنگاه خبرگزاری
news agency آژانس خبری
employment agency آژانسکاریابی
travel agency آژانس مسافرتی
Central Intelligence Agency مرکز اداره اطلاعات [ایالات متحده آمریکا]
translation agency موسسه ترجمه
translation agency دفتر ترجمه
translation agency دارالترجمه
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com