English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
over-the-counter interbank transactions داد و ستد بین بانکی در خارج از بورس
Other Matches
transactions شرح مذاکرات
transactions تراکنش
transactions معامله
transactions معاملات
internal transactions معاملات داخلی
commercial transactions معاملات تجارتی
exchange transactions معاملات برواتی
volume of transactions حجم مبادلات
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
secure electronic transactions استاندارد گروهی از بانکها یا شرکتهای اینترنت که به کاربران امکان خرید بی خط ر روی اینتریت می دهند
foreign exchange transactions معاملات ارزی
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
counter حمله
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter شمارگر
counter ضربت متقابله معامله به مثل
counter کنتور
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
outside counter روریهمعکوس
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
under the counter قاچاقی
over the counter خارج از بورس فروخته شده
counter باجه تلاقی کردن
counter متقابل
counter ضد
counter گیشه
counter معکوس
counter درروبرو
counter درجهت مخالف
counter ضربت متقابل
counter بساط
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter شمارنده
counter پیشخوان باجه
counter بالعکس
counter مقابله کردن تلافی کردن
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
counter پیشخوان
counter باجه
counter پیشخان
counter عقربه شمارش
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
counter شمارشگر
ring counter شمارنده حلقهای
repeat counter شمارنده تکرار
pulse counter ضربه شمار
pulse counter پالس شمار
program counter شمارشگربرنامه
program counter شمارنده برنامه
sequence counter ترتیب شمار
speed counter شمارشگر عده دور
counter-measure اقدام متقابل
counter-attack پاتک
counter-attacks حمله متقابله
counter-attacks پاتک
turns counter دور شمار
to nails to counter رسوا کردن
step counter گام شمار
speed counter کنتورسرعت
photon counter شمارگر فوتونی
counter espionage ضد جاسوسی
modulo n counter شمارنده به پیمانه
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
counter weight وزنه مقابل
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه تعادل
counter transference انتقال متقابل
counter trade داد و ستدمتقابل
counter trade تجارت متقابل
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
magnetic counter کنتور مغناطیسی
loop counter شمارنده حلقه
location counter مکان شمار
line counter شمارنده سطر
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
frequency counter شمارنده فرکانس
counter surveillance ضد مراقبت
counter-measure چارهجویی
information counter جایگاهاطلاعات
counter-lath توفال
counter-lath تخته سقف
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
counter-change نقش شطرنجی
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
counter-mure موج شکن
counter-poise پل متحرک باسکولی
counter-scrap دیوار
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
Geiger counter شمارشگر مولر
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
counter attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter-vault قوس کفبند
counter-revolutionary ضدرژیم
ticket counter جایگاهبلیط
counter-productive زیانبخش
counter-measures پیشگیری
counter-measures پادکار
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-measures چارهجویی
counter-measures اقدام متقابل
counter-measure پیشگیری
counter-measure پادکار
counter-productive گزندآور
counter-productive آسیبآور
counter-productive پادفرآور
tape counter شمارشگرنوار
row counter رجشمار
counter-attack حمله متقابله
counter offensive حمله متقابل
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolution ضد انقلاب
counter-measure اقدام جبران کننده
counter ion یون مخالف
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter current جریان متقابل
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter circuit کنتور رادار
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter charge تهمت متقابله
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter intelligence ضداطلاعات
counter insurgency ضد شورش
counter guerilla ضد گریلایی
counter guerilla ضد چریکی
counter gambit گامبی متقابل
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
counter flood اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter fire اتش متقابل
counter ceiling خوانچه پوش
counter ceiling کمرپوش
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter revolution ضد انقلاب
counter propaganda پاداوازه گری
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
counter agent عامل خنثی کننده
counter air ضد هواپیمایی
counter ceiling سقفواره
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
address counter نشانی شمار
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
counter subversion ضد خرابکاری
counter purchase خرید متقابل
counter purchase تهاتر
counter purchase داد وستد متقابل
counter preparation تیر ضد تهیه
counter sign اسم شب
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter recoil دستگاه عاید
counter reconnaisance ضد شناسایی
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
counter sabotage ضد خرابکاری
counter subversion ضد براندازی
counter sign نشانی
counter sign اسم عبور
counter preparation ضد تهیه
counter offer عرضه متقابل
counter mortar ضد خمپاره
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter mechanism طرزکارشمارشگر
counter military ضد عملیات نظامی
counter jumper شاگرد دکان
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
counter mechanism مکانیسم شمارشگر
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com