English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (4 milliseconds)
English Persian
ox eye daisy گل داودی
Search result with all words
daisy گل مروارید
daisy گل افتاب گردان
daisy chain باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
daisy chain ارسال یا تغییر دهد
daisy chain خط ی که تمام خروجیهای وقفه وسایل را به CPU متصل میکند
daisy chain زیر تابعی در برنامه که سایرین را در یک مجموعه فراخوانی میکند. اولین تابع دومین
daisy chain سومین را و... فراخوانی می کنند
daisy chain روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
daisy chain interrupt یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
daisy cutter اسبی که پایش راکم از زمین بلندمیکند
daisy ham قسمتی از گوشت یا استخوان دود داده شانه خوک
daisy wheel عضو چاپ کننده در یک چاپگرچرخ دوار
daisy wheel printer چاپگر چرخ دوار
daisy wheel printer چاپگرچرخشی
daisy wheel printer چاپگر اصلی ضربهای
globe daisy یکجورگل مروارید
moon daisy گل داودی
yellow daisy گل پنچ هزاری
yellow daisy گل ژاپونی
To be as fresh as a daisy. تروتازه بودن
as fresh as a daisy <idiom> مثل یک دسته گل
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com