English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (6 milliseconds)
English Persian
package holiday تعطیلیکهتوسطیکشرکتمسافربریکنترلونظارتشود
package holiday گشت بسته ای
package holiday مسافرت بسته بندی
Other Matches
So much for our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
I am here on holiday. من برای تعطیلات به اینجا آمدم.
holiday روزبیکاری
holiday تعطیلات
holiday روزتعطیل
holiday تعطیل مذهبی
holiday تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holiday تعطیل
That's the end of our holiday. این هم از تعطیلاتمان. [یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
public holiday تعطیلیعمومیورسمی
drug holiday ترک موقت دارو
holiday routine برنامه روز تعطیل
holiday camp تفریحگاهتعطیلی
legal holiday تعطیلات رسمی وقانونی
busman's holiday تعطیلی و مرخصی که طی آن انسان همان کارهایی را میکند که در سر کار میکرده
bank holiday هر یک از تعطیلات رسمی که در آن مدارس و بانکها و غیره تعطیل هستند
bank holiday ایامی که به دستور دولت بانکها بستهاند
bank holiday روزهای هفته که بانکها تعطیل هستند
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ? تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
holiday cottage ویلای اجاره ای برای تعطیلات
Can I rent a holiday cottage? آیا میتوانم یک ویلا اجاره کنم؟
holiday at the seaside [British] مسافرت کنار دریا
holiday by the seaside [British] مسافرت کنار دریا
My holiday did me a world of good. درتعطیلات یک دنیا به من خوش گذشت
holiday at the seaside [British] تعطیلات در کنار دریا
holiday by the seaside [British] تعطیلات در کنار دریا
package گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
package مجموعه برنامههای کامپیوتری و روش استفاده ها که تمام خصوصیات کار مشخص را بپوشاند.
package توافق وقتی چندین موضوع مختلف همزمان موافق باشند
package برنامههای کامپیوتر و نحوه کار برای اهداف مخصوص
package بسته
package بسته بندی
package قوطی بسته بندی کردن
package عدل بندی
austerity package بسته صرفه جویی [اقتصاد] [سیاست]
package tour مسافرت بسته بندی
package deal معامله یکجا
aid package بسته کمک مالی
package deal مقاطعه در بست و خرید یکجا
software package بسته نرم افزاری
package program برنامه بستهای
package deal معامله کلی معامله چکی
package deals مقاطعه در بست و خرید یکجا
package deals معامله یکجا
package shows نمایشات و برنامههای تفریحی پیش بینی شده قبلی
software package بسته پیش نوشته نرم افزاری
package program برنامه فشرده
package forces نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
application package بسته کاربردی
accounts package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
program package بسته برنامه
package tour گشت بسته ای
package deals معامله کلی معامله چکی
accounting package نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد
accounting package بسته پیش نوشته حسابداری
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
integrated accounting package بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
dual in line package بسته درون برنامهای دوواحدی نوعی پایه متداول که روی ان یک تراشه نصب میشود
integrated computer package software integrated
slide show package بسته نمایش اسلاید
To do a package up good and tight . بسته ایی را محکم بستن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com