English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 172 (8 milliseconds)
English Persian
packing knot گره زدن بدون پود
Other Matches
packing بسته بندی
packing انباشتگی
packing لایی
packing بار بندی
packing عدل بندی
packing هر ماده مورد کاربرددربسته بندی
packing بسته بندی کردن
packing روکش یاغلاف جعبه بندی و جا دادن وسایل در یک فرف
packing فشردگی
packing تراکم
packing پوشش
I sent him packing. دست به سرش کردم. [اصطلاح]
packing ماده محافظ کالاها.
packing فشرده سازی
packing برنامهای که داده را در فضاهای ذخیره سازی کوچک قرار میدهد
packing عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
packing قرار دادن حجم زیاده داده در فضاهای ذخیره سازی کوچک
packing تعداد بیتهای داده که در یک واحد مساحت دیسک یا نوار ذخیره شوند
molecular packing به هم فشردگی مولکولی
packing ring رینگ
packing sheet حوله ترکه بتن بیمار بپیچند
packing sheet کمپرس
piston packing لائی پیستون
packing note گواهی بسته بندی
packing needle سوزن جوالدوزی
metallic packing پوشش فلزی
labyrinth packing لایی واشر لابیرنت
to send someone packing عذر کسیراخواستن
packing density تراکم بسته بندی
packing density تراکم فشرده سازی
packing factor ضریب فشردگی
packing list فهرست بسته بندی
packing list صورت بسته بندی
packing list صورت کالاهای بسته بندی شده
filter packing لایی صافی
filter packing پوشش صافی
packing needle جوالدوز
export packing بسته بندی صادراتی
expendable packing بسته بندی یکبار مصرف
packing note فهرست بسته بندی
metallic packing لایی فلزی
packing case جعبهبزرگچوبیکهدرآنچیزیراذخیرهمیکنیدویابهجاییمیبرید
pre packing بسته بندی از قبل
to send someone packing کسیرا روانه کردن
send someone packing <idiom> گفتن ترک کسی
packing sheet لفاف بار پیچی
packing felt نمد
continuous packing column ستون پر شده پیوسته
to be packing [heat] [colloquial] اسلحه ای با خود حمل کردن
to be packing [heat] [colloquial] مسلح بودن
packing retainer ring حلقهضامنغلاف
knot گره
knot بقچه [کاموا ]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot نات [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot کانون [کاموا]
knot [واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot گره خوردن
knot گره دریایی
knot گره زدن
knot گره
knot برکمدگی
knot نات
knot میل دریایی
knot گره پیشاهنگی
knot گره دریایی
knot منگوله دار کردن گره دریایی
knot دژپیه
knot غده چیز سفت یا غلنبه
knot مشکل عقده
knot واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot گره زدن
knot بهم پیوستن
knot گره خوردن
knot گیرانداختن
asymmetric knot گره سنه
asymmetric knot گره نامتقارن
berber knot گره مراکشی که بدور دو تار دو مرتبه گره می خورد
angular knot گره زاویه ای مثل گره آویز
alternate knot گره یک در میان (نوعی گره تقلبی)
tie the knot <idiom> ازدواج کردن
The knot has come loose . گره شل شده است
blood knot نوعی گره
To unite a knot . گره را باز کردن
butterfly knot گره پروانه
knot stitches کوکگره
figure-eight knot شکلگره8تایی
top-knot سر پر
top-knot پرهای تارکسر
top-knot موی فرق سر
hand knot گره دستی
knot count رجشمار [گره زرعی] [تعداد گره در طول مشخصی از فرش]
Danish knot گره رنی
turkish knot گره متقارن
tie [knot] ریشه
tie [knot] پیچه
tie [knot] ایلمک
tie [knot] خفت
symmetric knot گره ترکی [گره نامتقارن] [که بدور دو تار زده می شود و معمولا از قلاب جهت خفت زدن استفاده می شود.]
turkish knot گره ترکی
senneh knot گره نامتقارن
senneh knot گره فارسی
Persian knot گره نامتقارن
Persian knot گره فارسی
reef knot گره راست
knot ratio نسبت تعداد گره [این کسر جهت مقایسه تراکم گره در طول و عرض بافت بکار رفته و عاملی جهت تعیین قیمت فرش می باشد.]
knot strength استحکام گره
knot density چگالی گره [تراکم تعداد گره در مساحتی مشخص از فرش می باشد که اغلب بصورت متر مربع و یا اینچ مربع محاسبه می گردد.]
Spanish knot گره اسپانیایی [این گره بدور یک نخ تار زده شده و به آفریقا منسوب می باشد.]
top-knot کاکل
manrope knot head s"turk
elf knot گیس جنی
elf knot زلف ژولیده
elf knot موی درهم برهم
double knot گره دوبل
diameter of a knot قطر یک گره
dead knot گرهای که با عضوهای اطراف خود اتصال نداشته باشد
crown knot گره تاج
constrictor knot گره فشاری
pruisik knot گره پروسیک
psyche knot ارایش گیسو بصورت گوجه فرنگی
running knot خفت
running knot گره بند
figure eight knot گره هشت کوهنوردی
figure of eight knot گره هشت فرانسه
macrame knot گره توری بافی
knot hole محل گره
nail knot گره بین نخ فرعی و اصلی ماهیگیری
overhand knot گره ساده
overhand knot گره اضافی
knot tie گره مقرهای
half knot گره خفتی
half knot نیم گره
granny knot گره غلط
granny knot گره عامی
fisherman's knot گره
fisherman's knot گره ماهی گیر
sailor's knot گره کراوات
shoulder knot روبان یاحمایل زینتی روی شانه
knot hole محل حفره
to tie a knot گره زدن
to untie a knot گرهی رابازکردن
turtle knot گره وصل کردن طعمه ماهیگیری به راهنما
wall knot گره حصیری
wall knot گره تخت
windsor knot گره بزرگ کراوات
Gordian knot گرهی گوردیان گوردیوس
Gordian knot مسئلهی گیجکننده
Gordian knot مشکل معما مانند
top-knot گره زینتی
clinch knot گره ثابت
to cut the g. knot گره یامشکلی رابزورحل کردن
tight knot گره سخت
shoulder knot واکسیل
slip knot گره خفت
slip knot گره زود گشا
square knot گره مرکب از دونیم کره
square knot گره مربر
square knot گره مربع
surfer's knot ورم یا برجستگی زیر زانو یابالای پای موج سوار
sword knot شرابه شمشیر
surgeon's knot گره بخیه جراحی
loop knot tie گره حلقوی
asymmetric knot [farsi] گره فارسی
perfection loop knot نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
French knot stitch گرهفرانسوی
Tie a knot in the rope . طناب را یک گره بزنید
See if you can unite the dead knot . ببین این گره کور را می توانی باز کنی
heaving line knot گره هبلین
Tie a rope in a firm knot . طناب را گره محکمی زدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com