English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (10 milliseconds)
English Persian
pad character حرف اضافی افزوده شده به رشته یا بسته یا فایل تا به اندازه مورد نظر برسد
pad character کاراکتر میانگیر برای پر کردن فصای خالی
Search result with all words
character مونه
character منش
character خیم
character نهاد سیرت
character صفات ممتازه هرنوع حروف نوشتنی وچاپی
character خط
character رقم
character شخصیتهای نمایش یا داستان نوشتن
character مجسم کردن شخصیت
character دخشه
character سیرت
character صفت
character عدد صحیح خصوصیت
character یکی از نمادهای مقدماتی که برای بیان اطلاعات بصورت مجزا یا ترکیبی بکار میرود
character صفت اختصاصی
character حرف
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
character نویسه
character علامت
character دخشه کاراکتر
accuracy control character دخشه یا کاراکتر کنترل دقت
aknowledge character کاراکتر مورد قبول
alphabetic character set رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد
alphabetic character set حروفی که
alphabetic character set الفبا را می سازند
alphanumeric character دخشههای الفبا عددی
anal character منش مقعدی
ascii character set مجموعه کاراکترهای اسکی
backspace character دخشه پسبرد
bell character کد کنترلی که باعث میشود ماشین یک سیگنال قابل شنیدن ایجاد کند
blank character دخشه
blank character فاصله
blank character کاراکتر تهی
blank character کاراکتر جای خالی
blank character دخشه فاصله
character analysis تحلیل منش
character based program برنامه دخشه
character based program برنامه مبتنی بر کاراکتر
character checking تست کاراکتری
character code رمز دخشهای
character code کد کاراکتری
character code رمز کاراکتر
character density تراکم دخشه ها
character density تراکم کاراکترها
character disorder اختلال منش
character fill پر کردن کاراکترها
character generator دخشه زا
character generator مولد کاراکتر
character graphics نگاره سازی دخشهای
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
character map شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
character mapped display نمایش طرح دخشهای
character neurosis روان رنجوری منش
character oriented protocol پروتکل با گرایش کاراکتری پروتکل کاراکترگرا
character per inch دخشه در اینچ
character per inch کاراکتر دراینچ
character per second دخشه در ثانیه
character per second کاراکتر درثانیه
character pitch تعداد کاراکترها در واحد اینچ در یک خط متن
character pitch pica
character pitch type elite
character printer چاپگر دخشهای
character printer چاپگرعلامتی
character printer چاپگر کاراکتری
character reader دخشه خوان
character recognition دخشه شناسی
character recognition تشخیص کاراکتر
character set دخشکان
character set مجموعه علائم
character set دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
character sketch شمایل
character string رشته دخشهای
character string رشته کاراکتری
character table جدول شناسایی
character template مبدل کاراکتری
character training پرورش منش
character trait صفت منشی
check character دخشه مقابلهای
check character علامت مقابلهای
check character کاراکتر مقابلهای
coded character دخشه رمزی
communication control character کاراکتر کنترل ارتباطی
compliant character منش تسلیم گر
control character دخشه کنترل
control character علامت کنترلی
control character دخشه کنترلی
control character کاراکتر کنترلی
crc character کاراکتر CRC
dot matrix character کاراکتر ماتریس نقطهای
enquiry character کاراکتر پرس و جو
erase character دخته پاک کن
erase character حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
error control character کاراکتر کنترل خطا
escape character کلیدی روی صفحه کلید که به کاربر امکان وارد کردن کد espace را میدهد برای کنترل حالت ابتدایی یا عملیات کامپیوتر
escape character ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
escape character حرفی که نشان دهنده کد espace باشد
escape character کاراکتر گریز
exploitative character منش بهره کش
extended character set مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
forbidden character دخشه ممنوعه
Other Matches
in character <idiom> مثل معمول
identification character علامت مشخصه
graphic character دخشه نگارهای
global character کاراکتر سراسری
genital character منش تناسلی
gap character دخشه شکاف پر کن
illigal character دخشه غیر مجاز
illigal character کاراکتر غیرقانونی
illigal character کاراکتر غیر مجاز
ionic character خصلت یونی
magnetic character دخشه مغناطیسی
magnetic character کاراکتر مغناطیسی
membership character ویژگی عضویت
most significant character رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
functional character دخشه وفیفه بندی
new line character دخشه تعویض سطر
sign character دخشه علامت نما
special character دخشه
special character ویژه
special character دخشه ویژه
special character علامت ویژه کاراکتر مخصوص
substitute character حرفی که در صورتی که حرف دریافت شده تشخیص داده نشود نمایش داده میشود
sync character کاراکتر همگام
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character actors هنرپیشهای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
character correction نمایشتغییرات
extended character دکمهبازکنندهصفحه
He has a clean character. اخلاقا" آدم سالمی است
historic character [شخصیت های تاریخی که در طرح های مناظر برای توصیف ساختارها و ویژگی های معماری و تاریخی استفاده می شد.]
out of character [OOC] دور از منش من
separating character دخشه جدا ساز
rub out character دخشه پاک کن
nongraphic character کاراکتر غیر گرافیکی
null character دخشه پوچ
null character کاراکتر تهی
numeric character دخشه عددی
numeric character کاراکتر عددی
optical character دخشه نوری
optical character کاراکتر نوری
oral character منش دهانی
receptive character منش پذیرا
reserved character کلمه یاعبارتی که به عنوان مشخصه درزبان برنامه سازی به کارمی رود.
reserved character فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
reserved character حرف مخصوص درسیستم عامل یا حرفی که تابع خاصی برای کنترل سیستم عامل داردوبرای مصارف دیگربه کارنمیرود
universal character set مجموعه کاراکترهای جهانی
wild card character نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد
There is not a single stain on your character . هیچ لکه ننگه به شما نمی چسبد
optical character recognition تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
negative acknowledge character کاراکتر تصدیق منفی
fully formed character کاراکتر تمام شکل یافته
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
numeric character set دخشگان عددی
optical character reader دخشه خوان نوری
optical character reader کاراکترنوری خوان
line feed character دخشه تعویض پذیر
partial ionioc character خصلت جزیی یونی
passive aggressive character منش نافعال- پرخاشگر
print control character کاراکتر کنترل چاپ
variable length character encoding رمزگذاری کاراکتر با طول متغیر
magnetic ink character recognition تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
magnetic ink character reader دستگاه ورودی که مستندات چاپ شده با کاراکترهای جوهر مغناطیسی را می خواند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com