English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (1 milliseconds)
English Persian
panic struck دست پاچه بی جهت سراسیمه
panic struck وحشت زده
Other Matches
panic وحشت
panic اضطراب و ترس ناگهانی
panic دهشت
panic هراس وحشت زده کردن
panic در بیم وهراس انداختن
panic وحشتزدگی
panic stricken وحشت زده
panic stricken دست پاچه بی جهت سراسیمه
panic grass گاورس
panic grass جاورس
panic buying خریدعمدهازترسآمدنقحطی
panic-stricken وحشتزده
panic-stricken دست پاچه
Don't panic! هراس نکن!
panic monger کسیکه با دادن خبرهای بی پروپامردم را دچارهراس میسازد
To lose onehead . To get into a panic. دست پاچه شدن
push the panic button <idiom> از ترس قلبش فرو ریخت
to struck off زدن
to struck off چاپ کردن
to struck off چاپ زدن
to struck out قلم زدن
to struck out خط زدن
to struck out پاک کردن
to struck up بهم زدن شروع بزدن کردن
to struck off قلم زدن
to struck off قطع کردن کم کردن
struck درحال اعتصاب
struck بصورت پسوند نیز بکار رفته وبمعنی ضربت خورده و مصیبت دیده یا مصیبت زده میباشد
struck هیات منصفه تعیین شده باروش حذفی
sun struck افتاب زده
light struck نور دیده
light struck نور زده
horror-struck رمیده
horror-struck وحشت زده
horror struck رمیده
struck with teror وحشت زده
stage-struck شیفتهی بازیگری
horror struck وحشت زده
light struck در اثرنور محو وتار شده
planet struck گرفتن نحوست سیارات
planet struck وحشت زده ستاره زده
the hour has struck زنگ ساعت زده شد
the hour has struck موقع بحران رسید
thunder struck رعدزده
thunder struck صاعقه زده
thunder struck مات مبهوت
thunder struck حیرت زده
to struck dumb گیج کردن
to struck dumb مات کردن
struck with teror زیاد ترسیده
stage-struck عاشق هنرپیشگی و صحنهی نمایش
the ship struck a arock کشتی باصخره تصادم کرد
the ship struck a arock کشتی بسنگ خورد
His nave was struck off the list. نامش را از فهرست زده اند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com