English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 141 (7 milliseconds)
English Persian
parallel cells یاختههای موازی
Other Matches
cells باطری
cells المان
cells فرف نمونه
cells پیل سلول
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
cells خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
cells جزء اصلی باطری
cells پیل خانه باطری
cells پیل
cells زندان تکی
cells سلول یکنفری
cells حفره
cells سلول
cells خانه جدول
cells زندان انفرادی
cells در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
cells دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cells یاخته
cells خانه
cells سل
cells در یک سیستم ارسال داده مثل ATM بستههای داده با طول ثابت مثلاگ یک خانه در سیستم ATM شامل دادههای هشت تایی است
cells تابع یا عدد مجزا در برنامه صفحه گسترده
cells محل تک حافظهای قادر به ذخیره سازی یک کلمه داده که توسط یک آدرس مشخص قابل دسترسی است
cells در یک صفحه گسترده فرمولی که در یک خانه قرار دارد
padded cells اتاقک نرم پوشدار
suporting cells یاختههای نگاهدارنده یاختههای حمایت کننده
schwann cells یاختههای شوان
hair cells یاختههای مویی
ganglionic cells یاختههای گرهی
bipolar cells یاختههای دو قطبی
accessory cells یاخته های کمکی
solar cells سلول خورشیدی
blood cells گویچههای خونی
blood cells یاخته خون
neuroglial cells یاختههای نوروگلی
is parallel to مساویاست
without parallel بی مانند بی نظیر
is not parallel to مساوینیست
parallel موازی کردن اسکیها
parallel همسو
parallel نظیر مطابق بودن با
parallel برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallel تعداد آدرسهای متصل به هم
parallel انشعاب
parallel همگام قرینه
parallel همزمان
parallel همتا
parallel شنت
parallel موازی کردن برابر کردن
parallel برابر خط موازی
parallel متوازی
parallel موازی
parallel که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel داده ارسالی بین دو وسیله چندبیتی .
parallel اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallel اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
parallel تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallel 1-
parallel که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
parallel بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallel مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallel که همزمان ارسال شود
parallel کامپیوتر با یک یا چند واحد محاسبه و منط قی که امکان پردازش موازی را فراهم میکند
parallel خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallel ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallel داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel مدار مجتمع مخصوص که تمام تصدیق ها
parallel بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel ارسال داده بین دو وسیله چندبیتی
parallel که همزمان ارسال می شوند
parallel reading خواندن موازی
parallel processor پردازنده موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel processing پردازش موازی
parallel printing چاپ موازی
parallel printer چاپگر موازی
parallel port درگاه موازی
parallel operation عملیات موازی
parallel operation عمل موازی
parallel operation عملکرد موازی
parallel ruler خط کش موازی
parallel run اجرای موازی
parallel sheaf مروحه موازی
two parallel lines دو خط موازی
to decline from the parallel از حالت موازی خارج شدن
running in parallel پردازش موازی
parallel transmission ارسال موازی
parallel transmission انتقال موازی
parallel transmission مخابره موازی
parallel tests ازمونهای همتا
parallel system شبکه موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel storage انباره موازی
parallel law قانون توازی
axially parallel موازی محوری
parallel bars میلههای پارالل
parallel bars مانع در پرش اسب
parallel bars پارالل ژیمناستیک
parallel aerofoil ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
parallel adder جمع کننده موازی
parallel adder افزایشگر موازی
parallel access دستیابی موازی
parallel access با دست یابی موازی
parallel perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel series مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
bit parallel طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
axially parallel در راستای محوری
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
parallel circuit مدار شنتی
parallel feed خورد موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallel items سوالهای همتا
parallel connection اتصال موازی
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel column ستونهای موازی
parallel clamp گیره پیچی موازی
parallel interface رابط موازی
parallel circuit مدار موازی
uneven parallel bars پارالل زنان
anti parallel feeding تغذیه مخالف
parallel search storage انباره جستجوی موازی
force displaced in parallel [بردار] نیروی بطور موازی جابجا شده
parallel input output ورودی و خروجی موازی
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
series parallel connection اتصال سری- موازی
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
random parallel tests ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
retrospective parallel running اجرای سیستم کامپیوتری جدید با داده قدیمی برای اینکه آیا درست کارمیکندیا خیر
parallel gap welder جوشگر شکاف موازی
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
ball and parallel roller bearings یاطاقان غلطکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com