English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (7 milliseconds)
English Persian
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
Other Matches
trussed چوب بست زدن
girder تیر اهن
girder شاه تیر
girder شاهین ترازو
i girder تیری که بشکل ) باشد
girder تیر مرکب
girder تیر
girder تیر افقی شاه تیر
girder تیر حمال
girder pull : syn
trussed تقویت کردن
trussed تیر مشبک
trussed خرپا
trussed پایه زدن بستن
trussed بسیخ کشیدن
trussed بداراویختن
trussed جفت کردن
trussed گره زدن
trussed دسته کردن
trussed متمسک شدن
trussed کوک زن
trussed بهم بستن بادبان را جمع کردن
trussed بارسفر بستن
trussed بدار اویخته شدن خرپا
trussed شکم بند
trussed بقچه
trussed انبان فتق بند
t girder شاه تیر " T "
trussed arch کمانپایهدار
box girder تبر جمال قوسی شکل
compound girder تیر حمال مرکب
plate girder تیر ساخته شده از تسمه
longitudinal girder تیر طولی
longitudinal girder شاه تیر طولی
lattice girder تیر حمال مشبک
girder iron تیر اهنی
girder bridge پل تیر حمالی
girder bridge پل پوتری
girder bridge پل چند تکه قابل نصب رویهم
girder bridge پل بیلی متوسط
girder armature ارمیچر تیر اهنی
armed or trussed beam تیر مرکب تقویت شده
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallel اگر به توجه نیاز داشته باشند
parallel آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
parallel تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
parallel 1-
parallel که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
is not parallel to مساوینیست
is parallel to مساویاست
without parallel بی مانند بی نظیر
parallel کامپیوتر با یک یا چند واحد محاسبه و منط قی که امکان پردازش موازی را فراهم میکند
parallel کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
parallel متوازی
parallel همسو
parallel موازی کردن اسکیها
parallel موازی
parallel انشعاب
parallel همگام قرینه
parallel همتا
parallel شنت
parallel همزمان
parallel موازی کردن برابر کردن
parallel برابر خط موازی
parallel نظیر مطابق بودن با
parallel برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
parallel مدار مجتمع مخصوص که تمام تصدیق ها
parallel بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel ارسال داده بین دو وسیله چندبیتی
parallel که همزمان ارسال می شوند
parallel مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallel داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
parallel بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
parallel اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
parallel داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
parallel تعداد آدرسهای متصل به هم
parallel که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallel داده ارسالی بین دو وسیله چندبیتی .
parallel که همزمان ارسال شود
parallel خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallel processor پردازنده موازی
parallel reading خواندن موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel processing پردازش موازی
parallel printing چاپ موازی
parallel printer چاپگر موازی
parallel port درگاه موازی
parallel operation عملیات موازی
parallel operation عملکرد موازی
parallel law قانون توازی
parallel operation عمل موازی
parallel ruler خط کش موازی
parallel run اجرای موازی
running in parallel پردازش موازی
to decline from the parallel از حالت موازی خارج شدن
parallel transmission ارسال موازی
parallel transmission انتقال موازی
parallel transmission مخابره موازی
parallel tests ازمونهای همتا
parallel system شبکه موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel storage انباره موازی
parallel sheaf مروحه موازی
two parallel lines دو خط موازی
axially parallel موازی محوری
parallel bars میلههای پارالل
parallel bars مانع در پرش اسب
parallel bars پارالل ژیمناستیک
parallel aerofoil ایرفویلی که سطح مقطع ان درتمام طول ان ثابت باشد
parallel adder جمع کننده موازی
parallel adder افزایشگر موازی
parallel access دستیابی موازی
parallel access با دست یابی موازی
parallel perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel series مدارهای زنجیری با اتصال چندگانه
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
bit parallel طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
axially parallel در راستای محوری
parallel cells یاختههای موازی
parallel feed خورد موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallel items سوالهای همتا
parallel connection اتصال موازی
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel column ستونهای موازی
parallel clamp گیره پیچی موازی
parallel interface رابط موازی
parallel circuit مدار موازی
parallel circuit مدار شنتی
uneven parallel bars پارالل زنان
anti parallel feeding تغذیه مخالف
parallel search storage انباره جستجوی موازی
force displaced in parallel [بردار] نیروی بطور موازی جابجا شده
parallel input output ورودی و خروجی موازی
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
random parallel tests ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
retrospective parallel running اجرای سیستم کامپیوتری جدید با داده قدیمی برای اینکه آیا درست کارمیکندیا خیر
parallel gap welder جوشگر شکاف موازی
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
series parallel connection اتصال سری- موازی
ball and parallel roller bearings یاطاقان غلطکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com