English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
parts list لیست قطعات
parts list فهرست قطعات
parts list لیست اجزاء
Search result with all words
authorized parts list لیست قطعات مجاز
authorized parts list سهمیه مجاز قطعات
spare parts list فهرست لوازم یدکی
Other Matches
six parts ششدانگ
of its parts کل ازهریکی ازاجزای خودبزرگتر است
in parts به اقساط
in parts جزء جزء
for my parts من که
for my parts از سهم خودم
parts قطعات یدکی
parts احزاب
parts هیئتها
the i. parts of a whole بخش هایی مکمل یک چیزدرست
in these parts <adv.> در این کشور
in these parts <adv.> در اینجا
totake parts in something در چیزی شرکت یادخالت کردن
parts peculiar قطعات مخصوص
integration by parts انتگرال گیری جز به جز [ریاضی]
common parts قطعات عمومی
common parts قطعات یدکی عمومی
private parts شرمگاه
spare parts قطعات یدکی
Parts-per notation بخش در یکای سنجش [مهندسی]
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
integration by parts انتگرال گیری جز به جز [فیزیک]
parts of a flag اجزایپرچم
parts of a shoe اجزایکفش
proportional parts بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
privy parts عورت
privy parts شرمگاه
prineipal parts اصول فعل
parts of spectacles قسمتهایمختلفعینک
piece parts قطعاتی که در تولید محصول بکاربرده میشود
parts programmer برنامه نویس اجزاء
parts per million قسمت در میلیون قسمت
parts peculiar قطعات اختصاصی
principal parts قسمتهای اصلی زمانهای فعل که سایرزمانها را از ان میسازند
parts of the ear قسمتهایمختلفگوش
the secret parts شرمگاه
repair parts قطعات یدکی
parts of speech اقسام کلمه
parts of the weapon اجزایسلاح
the cow parts the hoofs گاو سمهای شکافته دارد
Are there any houses for sale in these parts? این طرفها خانه فروشی پیدا می شود ؟
missing parts test ازمون افتادگی وار
poverty parts friends <idiom> بی زر میسر نشود کام دوستان
parts per million [ppm] بخش در میلیون [فیزیک] [شیمی]
Cut the cake into three separate parts. کیک را به سه قسمت جدا ببرید
list نوار
list لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
list صورت
list حاشیه
two way list لیست دو طرفه
list تعداد موضوعات نمایش داده شده در یک لیست
list مجموعه موضوعات مرتب شده داده
list کج کردن
list چاپ یا نمایش دادن موضوعات اطلاعاتی خاص
list در فهرست نوشتن
list کج شدن
list لیست توابع یا دستورات و حل آنها در برنامه
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
list لیستی از کلمات که استفاده نمیشوند یا برای جستجوی در فایل به کار نمیروند
list سرور در اینترنت که نامه خبری یا مقالات را به کاربران ثبت نام کرده می فرستد
list صورت کردن
list نمایش برنامه خط به خط به ترتیب درست
list لیستی که فضای خالی برای رکوردهای جدید در ساختارش ندارد
list کج شدن قایق به یک سمت
list یک پهلو شدن
list 1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
list لیست
list خوش امدن دوست داشتن
list سجاف
list سیاهه برداشتن
list کنار
list شیار نرده
list میدان نبرد
list تمایل کجی
list فهرست کردن
list میل
list شیار کردن اماده کردن
list درلیست ثبت کردن
list سیاهه جدول
list لیست داده که هر ورودی آدرس ورودی بعدی را دارد
list سیاهه
list لیست گرفتن
list فهرست
list در فهرست واردکردن
push up list لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
pushdown list لیست پایین فشردنی
stop list صورت متخلفین
pushup list لیست بالا فشردنی
property list سیاهه خواص
promotion list لیست ترفیعات
price list لیست قیمت
price list فهرست قیمت
polling list سیاهه نمونه برداری
polling list سیاهه رای گیری
picking list فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
push down list لیستی که از پایین به بالانوشته میشود به نحوی که هر ورودی جدید بالای لیست قرار می گیرد
requirements list فهرست نیازمندیها
reserved list صورت افسران دریایی ذخیره یا احتیاط
Your name was at the bottom of the list اسمتان ته فهرست بود
hit list فهرست ضربه
to list one's doors رخنههای درهای اطاق را باکهنه گرفتن
shopping list لیستخرید
trig list لیست مثلثاتی
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
honours list لیستاعضاییکهترفیعدرجهمیگیرند
unmoderated list لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند
telephone list لیستحافظهتلفن
mailing list فهرست پستی
target list لیست اماجها
target list لیست هدفها
symmetric list لیست متقارن
sequential list لیست ترتیبی
share list صورت بهای سهام شرکتها
sick list صورت بیماران
May I have the drink list, please? ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
sucker list <idiom> لیستی از اشخاص ساده لوح
the free list صورت کالای بی گمرک
starter's list فهرست اسبهاییکه واجدشرایط برای شرکت درمسابقه نیستند
station list فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
stop list اسامی شرکتهایی که خرید از انهامنع شده
subscripted list لیست زیرنویس دار
short-list فهرست کوتاه
waiting list لیست انتظار
dense list لیست متراکم
disabled list فهرست بازیگران اسیب دیده ومحروم از چند بازی
error list سیاهه خطاها
excused list فهرست معاف ها
free list صورت مجانی ها
free list صورت کالاهای بی گمرک
hatch list لیست بار داخل دهلیزها بارنامه دهلیزها
indexed list لیست شاخص دار
key list فهرست کلید رمز
key list لیست کلیدهای رمز
light list چراغ نامه
linked list لیست پیوندی
linked list لیست پیوسته
linear list لیست خطی
LIST chunk که چهار حرفی LIST که حاوی مجموعهای از زیر عضو است
circular list لیست مدور لیست حلقوی
waiting list فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
assembly list سیاهه همگذاری
berne list کتاب معرفهای بین المللی مرس
berne list کتاب علایم شناسایی بین المللی
binnacle list فهرست استراحت پزشکی
black list لیست سیاه
black list فهرست سیاه
black list فهرست اسامی موسساتی که در پرداخت دیون خود تعلل ویا در اجرای کار خدعه کرده اند
chained list لیست زنجیرهای
chained list لیست زنجیری
check list سیاهه مقابله
check off list برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
circular list لیست دایرهای
list lessly بیحالانه
list lessly از روی بی علاقگی
list processing لیست پردازی
list slippers کفش کتانی
list slippers کفش ماهوتی
list structure ساختار لیست
loading list لیست بارگیری خودرو
moderated list لیست پستی که تمام موضوعات آن پیش از ارسال به کاربران لیست خوانده میشود
money list لیست حقوق
money list لیست پرداخت حقوق
part list فهرست اجزاء
packing list صورت کالاهای بسته بندی شده
multilinked list لیست چند پیوندی
nominal list فهرست نامها
nominal list صورت اسامی
packing list فهرست بسته بندی
move list فهرست بازیگران غیرفعال
packing list صورت بسته بندی
list of books فهرست یا صورت کتابها
list of lights کتاب چراغها
list of promotiona صورت ترفیعات
list of targets لیست اماجها
list of targets لیست هدفها
list price فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
list price قیمت فاکتور
list price قیمت فهرست شده
list price فهرست قیمتها
pauper list صورت گدایان یا اعانه بگیران
list processing پردازش لیست
list slippers کفش پارچهای
part list فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
basic issue list اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
authorized stockage list لیست ذخیره انبار مجاز
His nave was struck off the list. نامش را از فهرست زده اند
authorized stockage list صورت شارژ انبار
bulleted list chart لیست جدولی بولت دار
list processing langauge زبان لیست پردازی
essential item list فهرست اقلام حیاتی یاضروری جنگی
list processing langauge زبانهای پردازش لیست
drop down list box لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
mailing list program برنامه لیست پستی
double linked list لیست پیوندی مضاعف
tariff price list نرخ
To be in someones black list (book). درلیست سیاه کسی بودن
simple list text chart جدول نوشتاری با لیست ساده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com