English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (4 milliseconds)
English Persian
patrol boats ناوچه گشتی
Other Matches
boats کشتی کوچک
boats کرجی هرچیزی شبیه قایق
boats قایق رانی کردن
boats ناو کوچک
boats لوت کا
boats کشیدن ماهی بداخل قایق
boats قایق
gravy boats فرف سس
sculling boats قایقمسابقهقایقسواری
sauce-boats فزف سوس خوری
sauce-boats فرف چاشنی خوری
sailing boats قایق بادبانی
paddle boats کرجی بخاری که با چرح پره دار رانده میشود
patrol گشت
patrol پاسداری گشت زدن
patrol پاسبانی کردن پاسداری کردن
patrol قسمت گشتی
patrol گشتی
patrol کشتی اکتشافی
patrol گشت زدن
patrol گشت زنی پاسدار پاسداری دادن
shore patrol دژبان ساحلی
shore patrol کرانه پاسدار
shore patrol پلیس ساحلی
shore patrol پلیس نیروی دریایی
patrol wagon اتومبیل پلیس
shore patrol انتظامات ساحلی یا گشتی ساحلی
ski patrol گروه نجات و حمل مصدومان در پیست اسکی
sounding patrol نگهبان عمق سنج ناو
standing patrol گشتی ثابت
to patrol a town شهری را گشت زدن
to patrol a town برای پاسبانی دورشهر گشتن
patrol car اتومبیل گشتی
patrol cars اتومبیل گشتی
reconnaissance patrol گشتی شناسایی
patrol wagon ماشین مخصوص حمل زندانیان
patrol judge داور برج طول مسیر اسبدوانی
barrier patrol ناو گشتی سد کننده
barrier patrol گشتی مامور موانع
beach patrol گشتی ساحلی
beach patrol نگهبان ساحلی
beach patrol نگهبان اسکله
coastal patrol گشتی ساحلی
patrol boat ناوچه گشتی
fire patrol گشتی اتش نشان
contact patrol گشتی اخذتماس
contact patrol گشتی تماس
fighting patrol گشتی رزمی
combat patrol گشتی رزمی
prudent limit of patrol حداکثر زمان گشت مطمئن هواپیما از نظر سوخت
combat air patrol گشتی هوایی
combat air patrol هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
barrier combat air patrol گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
barrier combat air patrol گشتی مرزی هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com