English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (7 milliseconds)
English Persian
phasic stretch reflex بازتاب کشش مرحلهای
Other Matches
stretch reflex بازتاب کشیدگی
phasic مرحلهای
phasic contraction انقباض هم تنش
stretch مدت
stretch قسمت اخر مسیر اسبدوانی
stretch کشیدن
stretch دراز کردن
stretch منبسط شدن
stretch کشش
stretch انبساط
at a stretch یک کش
at a stretch بی وقفه
to stretch out دراز کردن
stretch خط ممتد دوره
stretch کوشش
stretch اتساع
stretch : کشیدن
stretch امتداددادن بسط دادن
at a stretch پشت سرهم
stretch منبسط کردن کش امدن
stretch کش اوردن
stretch کش دادن
stretch قطعه
stretch ارتجاع
stretch :بسط
stretch گشادشدن
to be at full stretch تا اندازه امکان پذیر کشیده شده بودن
stretch runner تلاش زیاد اسب در اخرین مرحله
to stretch one's legs برای ورزش راه رفتن
to stretch oneself تمد د اعصاب کردن
to stretch tight سفت کردن
to stretch one's legs <idiom> خستگی درکردن
home stretch مرحله نهایی
home stretch گام های پایانی
stretch-limousine لیموزینکشیده
To stretch . to be elastic . کش آمدن
stretch a point <idiom> اتفاقی پذیرفتن
home stretch پایانراه
Shall wd go for awalk ? shall we go and stretch our legs . میل دارید قدری قدم بزنیم ؟
stretch press die قالب انبساطی
Stretch your legs according to your coverlet . <proverb> پایت را به اندازه گلمت دراز کن .
reflex بازتاب
reflex واکنش
reflex یک برنامه تحلیلی پایگاه داده که برای ایجاد و کنترل اطلاعات به شکل یک لیست بکار برده میشود
reflex عکس العمل غیرارادی
period/stretch/lapse of time گذشت زمان
period/stretch/lapse of time دوره زمان
period/stretch/lapse of time فاصله زمان
sucking reflex بازتاب مکیدن
cranial reflex بازتاب جمجمهای
crossed reflex بازتاب متنافر
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
reflex time زمان بازتاب
startle reflex بازتاب یکه خوردن
spinal reflex بازتاب نخاعی
tendon reflex بازتاب وتری
conditioned reflex بازتاب شرطی
chain reflex بازتاب زنجیرهای
unconditioned reflex بازتاب غیر شرطی
blinking reflex بازتاب پلک زدن
babinski reflex بازتاب بابینکسی
achilles reflex بازتاب اشیل
pupillary reflex بازتاب مردمک
abdominal reflex بازتاب شکمی
salivary reflex بازتاب بزاقی
rossolimo reflex بازتاب روسولیمو
grasping reflex بازتاب چنگ زدن
patellar reflex بازتاب پرش زانو
reflex arc قوس بازتاب
reflex arc کمان بازتاب
reflex action عمل غیر ارادی
prepotent reflex بازتاب غالب
plantar reflex بازتاب کف پا
flexion reflex بازتاب خمش
orienting reflex بازتاب سوگیری
orientation reflex بازتاب سوگیری
mass reflex بازتاب کلی
reflex circuit قوس بازتاب
reflex force نیروی عکس العمل
reflex reserve پس مانده بازتاب
reflex sight زاویه یاب منشوردار یاپریسکوپی
reflex latency دوره نهفتگی بازتاب
righting reflex بازتاب تعادل
reflex klystron کلیسترون بازتابی
static reflex بازتاب تعادل
reflex force نیروی ضربتی هوایی در حال اماده باش فوری
rooting reflex بازتاب گونه
reflex force فشارعکس العمل
reflex sight دوربین منشوری
negative movement reflex بازتاب گریز
cutaneous secretory reflex بازتاب تراوشی پوست
positive movement reflex بازتاب حرکت گرایشی
bechterev mendel reflex بازتاب بختریف- مندل
cutaneous pupillary reflex بازتاب پوستی مردمک
consensual eye reflex بازتاب همخوان چشم
knee jerk reflex بازتاب پرش زانو
haab's pupillary reflex بازتاب مردمکی هاب
eye blink reflex بازتاب پلک زدن
main reflex mirror آینهانعکاساصلی
single-lens reflex camera دوربینبازتابتکلنزی
cross section of a reflex camera قسمتعرضیبازتابتلسکوپ
twin-lens reflex camera لنزدوتاییانعکاسدوربین
single-lens reflex (SLR) camera دوربینتکلنزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com