English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (4 milliseconds)
English Persian
phosphor bronze مفرغ فسفردار
phosphor bronze فسفر برنز
Other Matches
phosphor اندازه نور تولید شده در مقایسه با انرژی دریافتی از اشعه الکترون
phosphor فسفر
phosphor نقاط مجزای فسفر قرمز و سبز و آبی روی صفحه نمایش CRT
phosphor صفحه نمایش پوشیده شده که تصاویر نمایش داده شده در زمان طولانی تر از تنظیم مجدد برمی گرداند و اثرات نور را کم میکند
phosphor لایه نازک فسفر درون صحفه CRT
phosphor مادهای که در اثر اعمال انرژی نور تولید میکند
phosphor معمولا اشعه الکترونی
phosphor برای پوشاندن درون تیوپ اشعه کاتدی . مراجعه شود به TELEVISION
phosphor dot نقطه فسفری
phosphor strip نوار فسفر
green phosphor فسفری که برای پوشش صفحات تک رنگ بسیار استفاده میشود. که حروف سبز را روی پشت صفحه سیاه نشان میدهد
high persistence phosphor فسفر با مانائی بالا
bronze رنگ برنز
bronze الیاژ مس و قلع
bronze گستاخی
bronze برنگ برنز
bronze برنزی
bronze مسبار
bronze مفرغ
bronze برنز
bronze welding جوشن برنز
silver bronze هفت جوش
bronze medals مدال برنز
silicon bronze مفرغ سیلیسیم دار
bronze medal مدال برنز
bronze arrowhead نشان پیکان برنزی
art bronze برنز صنعتی
bronze palm نشان برگ خرمای برنزی
brass and bronze برنج و برنز
bronze plated روکش مفرغی
bronze service star نشان خدمت برنزی
bronze star medal مدال ستاره برنز
corinthian brass or bronze یکجور مفرغ که ازسیم و زرومس ترکیب می کردند
brass and bronze foundry ریخته گری برنج و برنز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com