English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
photo cell پیل نور- برقی
photo cell سلول فتوالکتریک
Other Matches
photo photograph=have
photo- مربوط به نور
photo ionization یونش فوتونی
photo interpretation نقشه کردن عکس هوایی
photo interpretation تفسیر عکس هوایی نقشه عکسی
photo ionization یونش تابشی
photo luminescence لومینسانس نوری
photo nadir مرکز خط المرکزین عکس نقطه لولای عکس هوایی
photo offset چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
photo plotter رسام نوری
photo print چاپ عکسی
photo print چاپ عکس
photo electric وابسته به تاثیر نورو الکتریک باهم
photo session مدتزمانیکهخبرنگارانفرصتدارندازفردیعکسبیندازند
photo finish استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
You have come out well in this photo(picture). ازمد افتادن
photo interpretation تفسیر عکس
This photo does not do you justice. خودتان از عکستان بهتر هستید
photo electron الکترون نوری
photo electron فوتو الکترون
photo excitation برانگیختگی نوری
photo geology تفسیر عکسهای هوایی
photo imagery تهیه عکس
photo imagery عکس برداری کردن از زمین
photo distance مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
negative photo plane سطح افق شیشه عکس
negative photo plane افق شیشه عکاسی
photo optic memory حافظه نوری
photo conductive effect اثر نور- رسانایی
photo electric current جریان نور- برقی
photo electric emission صدور نور- برقی
photo pattern generation تولید یک پوشش مدار مجتمع بوسیله قرار دادن الگویی ازنواحی مستطیل مجاور یارویهم افتاده
photo emission effect صدور نور- برقی
photo electric cathode کاتد نور- برقی
photo index map نقشه راهنمای عکسهای هوائی
inverse photo electric effect اثر برق- نور
tr cell کلید فرگیر
cell خانه
cell فرف نمونه
cell المان
cell جزء اصلی باطری
cell پیل خانه باطری
cell زندان انفرادی
cell پیل سلول
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell ثباتی که حاوی محل مرجع یک خانه مخصوص برای انجام عمل است
cell تابع یا عدد مجزا در برنامه صفحه گسترده
cell محل تک حافظهای قادر به ذخیره سازی یک کلمه داده که توسط یک آدرس مشخص قابل دسترسی است
cell در یک صفحه گسترده فرمولی که در یک خانه قرار دارد
cell در یک سیستم ارسال داده مثل ATM بستههای داده با طول ثابت مثلاگ یک خانه در سیستم ATM شامل دادههای هشت تایی است
cell دریک صفحه گسترده کدی که موقعیت یک خانه را با سط ر و ستون مشخص میکند. معمولاگ سط رها شماره گذاری شده اند و ستون ها بر حسب حروف الفبا هستند
cell در صفحه گسترده روشی که نتیجه یا داده در یک خانه نمایش داده میشود
cell خط ضخیم تری که اطراف خانهای که باید در آن نوشته شود ایجاد میشود
cell خانه جدول
cell زندان تکی
cell باطری
cell پیل
cell سل
cell حجره
cell اتاقک
cell سلول یکنفری
cell یاخته
cell حفره
cell سلول
haploid cell یاخته جنسی
unbalanced cell سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
photoconductive cell پیل نور- رسانایی
photoconductive cell سلول فوتورسانا
photoelectric cell فتوسل
photoelectric cell سلول فتوالکتریکی
nerve cell نرون
standard cell پیل استاندارد
leclanche cell پیل لکلانشه
lymph cell سلول لنف
memory cell سلول حافظه
nerve cell یاخته عصبی
cell-phone تلفنهمراه
nerve cell سلول عصبی
nuclear cell پیل اتمی
photoelectric cell سلول فتوالکتریک
photoemissive cell لامپ نور- برقی
plant cell سلولگیاهی
honey cell حفرهعسل
cell wall دیوارهسلولی
cell membrane میتوکندری
padded cell اتاقک نرم پوشدار
whiteblood cell گویچه سفیدخون گلبول سفید
voltaic cell پیل ولتا
voltaic cell پیل ولتایی
pollen cell شبکهگرده
queen cell حفرهملکه
solar cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
photovoltaic cell سلول خورشیدی [الکترونیک مهندسی برق]
to cell phone با تلفن همراه زنگ زدن
condemned cell سلولزندان
sealed cell حفرهممهور
unit cell کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
unit cell سلول واحد
reference cell پیل مرجع
reference cell پیل مبنا
primitive cell سلول واحد ابتدایی
primary cell پیل ساده
porous cell پیل متخلخل
plante cell باتری پلانته
pilot cell پیل راهنما
pigment cell یاخته رنگی
photovoltaic cell مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
sample cell فرف نمونه
selenium cell سلول سلنیومی
Rod cell یاخته استوانه ای [در چشم]
two cell accumulator اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
transformer cell سلول ترانسفورماتور
stractural cell سلول ساختاری
storage cell سلول انباره
storage cell باتری
storage cell پیل باتری
storage cell یاخته انباره
photovoltaic cell پیل نور- برقی مجاورتی
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
cell protection حفافت سل
cell pointer اشاره گر سل
cell format قالب سل
cell format فرمت سل
cell definition تعریف سل
cell cover درپوش باتری
cell body جسم یاخته
cell assembly مجتمع یاختهای
cell animation تحرک سلولی
cell receptor گیرنده سلولی
cell reference ارجاع سل
cell relay روش ارسال بستههای اطلاعاتی روی یک شبکه باند وسیع مثل roadband ISDN مثلاگ سیسیتم ATM داده را با حرکت خانههای داده بین گره ها در یک شبکه گسترده منتقل میکند
concentration cell پیل غلظتی
coductivity cell پیل سنجش رسانندگی
circular cell محفظه گرد
cham cell or of the e. وزیر دارایی
cell vent نفس کش پیل
cell tester تسترباطری
cell tester ازمایشگر باطری
cell tester ولت سنج باتری
cell address نشانی سل
cell address آدرس سل
carbon cell پیل کربنی
anchor cell سل تثبیت
anchor cell خانهای در برنامه صفحه گسترده که ابتدای مجموعه خانه ها را معرفی میکند
blood cell گویچههای خونی
active cell خانه کاری
active cell سل فعال
active cell سلول فعال
accumulator cell سلول اکومولاتور
absorption cell فرف جذب
solar cell سلول خورشیدی
anchor cell سل قفل
battery cell پیل باتری
secondary cell پیل باتری
bunsen cell پیل بونزن
body cell یاخته غیر تناسلی
blank cell سل خالی
binary cell سلول دودویی
binary cell یاخته دودویی
bichromat cell پیل بیکرومات
bias cell پیل ولت شبکه
betz's cell یاخته بتس
cell connector رابط پیل باتری
blood cell یاخته خون
current cell سل جاری
electrochemical cell پیل الکتروشیمیایی
germ cell سلول نطفه
fuller cell پیل فولر
fuel cell پیل سوختی
ependymal cell یاخته اپاندیم
regulating cell پیل اضافی
end cell پیل اضافی
elementary cell پیل اولیه
electrolytic cell فرف برقکافت
galvanic cell پیل شیمیایی
galvanic cell سلول گالوانی
guard cell گیاهی را تشکیل میدهند
guard cell یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
grove cell پیل گراو
grenet cell پیل گرنت
glial cell یاخته گلیایی
germ cell یاخته جنسی
germ cell سلول تخم
galvanic cell پیل گالوانی
electrolytic cell پیل الکترولیز
current cell سل کنونی
dry cell پیل
data cell یاخته داده
dry cell پیل خشک
data cell سلول
dry cell باطری خشک
daniell cell پیل دانیل
daniel cell پیل دانیل
data cell سلول داده
barrier layer cell پیل نور برقی مجاورتی
half cell potential پتانسیل نیم سلول
absolute cell reference رجوع مطلق سل
ideal galvanic cell باطری ایده ال
ideal galvanic cell سلول گالوانیکی ایده ال
sickle-cell anaemia بیماریکهدرآنسلولهایقرمزخونبهشکلنیمدایرهدرمیایندوبیماریهایینظیریرقانزخممعدهوغیرهراباعثمیشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com