English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 65 (5 milliseconds)
English Persian
photo session مدتزمانیکهخبرنگارانفرصتدارندازفردیعکسبیندازند
Other Matches
session جلسه
session 1-زمان یک کار. 2-مدت زمانی که برنامه یا فرآیند اجرا میشود یا فعال است
session لایه در مدل استاندارد SO/ OSI , که اتصال و قط عی را بین گیرنده و فرستنده برقرار میکند
session دوره انعقاد اجلاس
session دوره
session دوره تحصیلی
session مجلس
session نشست
in session منعقد
photo- مربوط به نور
photo photograph=have
session musician موزیسینیکهمتعلقبهگروهخاصینیست
to hold a session جلسه منعقد کردن
special session جلسه مخصوص
special session جلسه فوق العاده
quarter session محاکمی که چهار بار در سال تشکیل می شوند این محاکم صلاحیت رسیدگی به جرایمی را که شخص ممکن است به علت ارتکاب انها به اعدام یاحبس ابد محکوم شود ندارند
public session جلسه علنی
private session جلسه غیر علنی
petty session دادگاه سیار
parliamentary session دوره اجلاسیه مجلس
bull session جلسه محاوره ومرور
court session جلسه دادگاه
designating a session اجلاسیه
holding a session اجلاس
jam session اجرای اهنگهای طرب انگیز بوسیله ارکسترهای بزرگ و نوازندگان فراوان
special session نشست ویژه
special session نشست فوق العاده
photo ionization یونش تابشی
photo ionization یونش فوتونی
photo luminescence لومینسانس نوری
photo nadir مرکز خط المرکزین عکس نقطه لولای عکس هوایی
photo offset چاپ افستی که فیلم عکاسی رابرای چاپ بکار برد
photo print چاپ عکسی
photo print چاپ عکس
You have come out well in this photo(picture). ازمد افتادن
photo plotter رسام نوری
This photo does not do you justice. خودتان از عکستان بهتر هستید
photo interpretation نقشه کردن عکس هوایی
photo cell سلول فتوالکتریک
photo distance مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
photo electric وابسته به تاثیر نورو الکتریک باهم
photo cell پیل نور- برقی
photo interpretation تفسیر عکس هوایی نقشه عکسی
photo electron الکترون نوری
photo electron فوتو الکترون
photo excitation برانگیختگی نوری
photo imagery عکس برداری کردن از زمین
photo geology تفسیر عکسهای هوایی
photo imagery تهیه عکس
photo interpretation تفسیر عکس
photo finish استفاده از عکس برای تعیین برنده مسابقه فشرده
the house went into secret session مجلس جلسه سری
the house went into secret session تشکیل داد
photo optic memory حافظه نوری
negative photo plane افق شیشه عکاسی
negative photo plane سطح افق شیشه عکس
photo conductive effect اثر نور- رسانایی
photo electric cathode کاتد نور- برقی
photo electric current جریان نور- برقی
photo electric emission صدور نور- برقی
photo pattern generation تولید یک پوشش مدار مجتمع بوسیله قرار دادن الگویی ازنواحی مستطیل مجاور یارویهم افتاده
photo index map نقشه راهنمای عکسهای هوائی
photo emission effect صدور نور- برقی
inverse photo electric effect اثر برق- نور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com