English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (1 milliseconds)
English Persian
photoelectric devices دستگاههای فتوالکتریکی
Other Matches
photoelectric نوری وبرقی
photoelectric فتوالکتریک
photoelectric reader خواننده فتو الکتریکی
photoelectric effect اثر فوتوالکتریک
photoelectric cell سلول فتوالکتریک
photoelectric cell سلول فتوالکتریکی
photoelectric cell فتوسل
internal photoelectric effect اثر فتوالکتریکی داخلی
devices کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص
devices برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
devices کلمه اختصار بیان کننده یک پورت یا وسیله ورودی / خروجی مثل COM برای پورتهای سری
devices PRN برای پورت چاپگر
devices CON برای صفحه کلید و صفحه نمایش
devices اهمیت وسیله جانبی نصب شده توسط کاربر یا کامپیوتر مرکزی که روشی که CPU یک سیگنال وقفه آن را دریافت میکند بیان کرده است
devices کلمه داده ارسالی از وسیلهای که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت فعلی اش است
devices روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
devices وسیلهای مثل صفحه تصویر یا چاپگر که اجازه نمایش اطلاعات میدهد
devices لیستی از تقاضاهای کاربران یا برنامه ها برای استفاده از یک وسیله
devices ماشین یا وسیله کارا
devices دستگاه
devices مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
devices که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
devices وسیله جانبی
devices عامل
devices ضامن
devices وسیله
devices ابزار
devices اسباب
devices شعار دستگاه
devices اختراع
devices تمهید
devices شیوه
devices خارضامن
devices چاشنی
devices فزاره
devices کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
devices فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
devices یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله
devices حیله
devices الت
devices دستگاه اسباب وسیله
devices تجهیزات
devices اپارات
output devices شیوههایتولید
input devices ابزارخروجی
communication devices ماشینمرتبط
thermal devices ابزارهای حرارتی
clustered devices دستگاههای گروهی
self synchronous devices دستگاههای همگرد
data storage devices ابزارذخیرهاطلاعات
selsyn devices synchro دستگاههای همگرد
labor saving devices ابزارهای کاراندوز
safety locking devices قفل های ایمنی [تکنیک و تکنولوژی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com