English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
photon counter شمارگر فوتونی
Other Matches
photon تنها یک الکترون تابش شود
photon ذره بنیادی انرژی الکترومگنتیک که از انتقال یک
photon فتون
photon فوتون
photon واحد شدت نور وارده بشبکیه چشم
electronic counter counter measures اقدامات ضد ضد الکترونیکی
counter ثبات در CPU که محل دستور بعدی پردازش را دارد
counter شمارگر
counter کنتور
counter دو مسیر سیگنال که در دو جهت مخالف ارسال میشوداطراف شبکه حلقهای
counter ضربت متقابله معامله به مثل
counter چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
counter پیشخوان باجه
counter حمله
counter برگرداندن جهت مخالف به طبیعی
counter 1-وسیلهای که می شمرد 2-ثبات یا متغیری که محتوای آن با اعمالی که رخ میدهد افزایش یاکاهش مییابد
over the counter خارج از بورس فروخته شده
under the counter قاچاقی
up/down counter شمارنده الکترونیکی که با هر پاس ورودی یک شمارنده کم یا زیاد میکند
under the counter داروی بدون نسخه وغیر مجاز
outside counter روریهمعکوس
under the counter <idiom> مخفیانه فروخته شدن
counter باجه تلاقی کردن
counter متقابل
counter ضد
counter گیشه
counter درروبرو
counter درجهت مخالف
counter ضربت متقابل
counter- پیشوندی به معنای مخالف یاضد
counter شمارنده
over-the-counter <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
counter بساط
counter معکوس
counter بالعکس
counter مقابله کردن تلافی کردن
counter باجه
counter پیشخوان
counter پیشخان
counter عقربه شمارش
counter مقابل دستگاه شمارنده
counter ضربت زدن ضد
counter مقابله کردن
counter شمارشگر
counter جواب دادن معامله بمثل کردن با
magnetic counter کنتور مغناطیسی
loop counter شمارنده حلقه
location counter مکان شمار
repeat counter شمارنده تکرار
over-the-counter market بازرگانی اوراق بهادار در خارج از بورس
program counter شمارشگربرنامه
program counter شمارنده برنامه
counter-mure موج شکن
counter-poise پل متحرک باسکولی
counter-scrap دیوار
counter-vault قوس کفبند
modulo n counter شمارنده به پیمانه
line counter شمارنده سطر
instruction counter شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
counter sabotage ضد خرابکاری
counter sign نشانی
counter sign اسم عبور
counter sign اسم شب
counter subversion ضد خرابکاری
counter subversion ضد براندازی
counter surveillance ضد مراقبت
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
counter trade تجارت متقابل
counter trade داد و ستدمتقابل
counter transference انتقال متقابل
counter weight وزنه تعادل
counter weight پاسنگ
counter weight وزنه مقابل
detotalizing counter شمارندهای که کل مقدارباقیمانده ماده مورد سنجش را نشان میدهد
frequency counter شمارنده فرکانس
impluse counter شمارشگر ضربه جریان کنتور ایمپولز
counter rotate چرخش بالاتنه در پیچ
pulse counter پالس شمار
pulse counter ضربه شمار
counter-measures پیشگیری
counter-productive زیانبخش
counter-productive گزندآور
counter-productive آسیبآور
counter-productive پادفرآور
counter-change نقش شطرنجی
counter-revolution جنبش برای سرکوبی انقلاب
counter-revolutions ضد انقلاب
counter-revolutions جنبش برای سرکوبی انقلاب
information counter جایگاهاطلاعات
row counter رجشمار
tape counter شمارشگرنوار
ticket counter جایگاهبلیط
counter-revolutionary ضدرژیم
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
counter-apse [محرابی مخالف محراب دیگر]
counter-arch [قوسی مخالف قوس دیگر]
counter-measures پادکار
counter-measures اقدام جبران کننده
counter-measures چارهجویی
counter-lath توفال
ring counter شمارنده حلقهای
sequence counter ترتیب شمار
speed counter شمارشگر عده دور
speed counter کنتورسرعت
step counter گام شمار
to nails to counter رسوا کردن
turns counter دور شمار
counter-lath تخته سقف
counter-revolution ضد انقلاب
counter-fort [شمع پشتیبان دیوار]
counter-measure اقدام متقابل
counter-measure چارهجویی
counter-measure اقدام جبران کننده
counter-measure پادکار
counter-measure پیشگیری
counter-measures اقدام متقابل
counter-brace تیر تقویت عرضی
counter e.m.f. cell پیلهای برق وارانی
counter ceiling سقفواره
counter berm سکوی پایه خارجی خاکریز
counter battery عملیات ضد اتشبار
counter battery ضد اتشبار
counter balance وزنه تعادلی
counter attraction جاذبه متقابله
counter attraction کشش متقابل
counter approach استحکامات متقابله
counter air عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air ضد هواپیمایی
counter ceiling کمرپوش
counter ceiling خوانچه پوش
counter disengagement حرکت شمشیر به دور شمشیرحریف برای مواجهه درمسیر قبلی
counter current جریان متقابل
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
counter credit اعتبار متقابل
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
counter claim دعوی متقابل
counter circuit کنتور رادار
counter check چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
counter charge دعوی متقابل در امر جزایی
counter charge تهمت متقابله
counter agent عامل خنثی کننده
counter revolution عملیاتی و تدابیری که بعد از وقوع انقلاب برای خنثی کردن ان انجام و اتخاذ میشود
counter revolution ضد انقلاب
counter espionage ضد جاسوسی
counter-attacks پاتک
counter-attacks حمله متقابله
counter-attack پاتک
counter-attack حمله متقابله
counter attack پاتک
counter attack حمله متقابله
counter espionage عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
counter propaganda پاداوازه گری
counter propaganda تبلیغ متقابل
control counter شماره کنترلی
counter parry دفاع با حرکت چرخشی شمشیر
Geiger counter شمارگر گایگر- مولر
binary counter شمارنده دودویی
B line counter ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده تا محل مورد نظر را مشخص کند
address counter نشانی شمار
counter-espionage عملیات ضدجاسوسی
Geiger counter شمارشگر مولر
counter offer پیشنهاد متقابل
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
counter military مقابله باعملیات نظامی
counter recoil عمل عاید عمل عودت لوله
counter recoil دستگاه عاید
counter military ضد عملیات نظامی
counter reconnaisance ضد شناسایی
counter memorial یادداشت متقابل اخطار متقابل
counter memorial جواب یادداشت
counter purchase داد وستد متقابل
counter purchase تهاتر
counter offensive حمله متقابل
counter offer عرضه متقابل
counter preparation ضد تهیه
counter offensive پدافند متقابل
counter preparation تیر ضد تهیه
counter mortar اتش ضد خمپاره انداز
counter mortar ضد خمپاره
counter purchase خرید متقابل
counter mechanism طرزکارشمارشگر
counter mechanism مکانیسم شمارشگر
counter insurgency ضد شورش
counter guerilla ضد گریلایی
counter guerilla ضد چریکی
counter gambit گامبی متقابل
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
counter flood اب گیری ضد انحراف ناو متعادل کردن ناو با پر کردن مخازن ان
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
counter riposte حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
counter fire اتش متقابل
counter intelligence ضداطلاعات
counter ion یون مخالف
counter jump پرش با نیم چرخش وبازگشت روی لبه همان اسکیت
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
counter jumper شاگرد دکان
counter fert دیوار یا تیری که برای محافظت و استحکام در پشت دیوار ساخته میشود
counter jumper فروشنده دکان
counter recoil cylinder استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com