English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English Persian
picket lines صف کارگران اعتصابی
picket lines خط دستکها
picket lines خط پرچین
picket lines خط نرده ها
Other Matches
picket چوب پرچین
picket ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picket پاسدار یا دژبان
picket صف سدکنندگان راه توپدار درشروع ضربه با پا
picket بستن
picket نرده کشیدن مراقبت کردن
picket اعتصاب وجلوگیری از ورود سایرین بمحل کار
picket اعتصاب کردن
picket کلنگ انفرادی هواپیما یا ناو دیده ور
picket دستک
picket افسارکردن
picket میخ چوبی
picket میخچه چوب نوک تیز
picket چوب پرچین کشیک
picket جلوکسی راه رفتن یا ایستادن
picket line صف کارگران اعتصابی
flying picket کسیکهافرادرادرمکانهایدیگررادعوتبهاعتصابکند
screw picket میلهای که سر ان پیچی شکل باشد میلههای پیچ دار پایه سیم خاردار
picket line خط دستکها
picket line خط پرچین
picket line خط نرده ها
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
picket fence جاگذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
picket guard دژبان
picket guard پاسبان اردوگاه
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
radar picket cap هواپیمای گشتی هوایی حامل رادار
lines اتصال فیزیکی به ارسال داده
by-lines خط دوم یافرعی
by-lines خط فرعی راه اهن
by-lines کار یاشغل اضافی وزائد
lines شعبه
outside lines خطوط حمله
lines محصول
lines لاین
lines ردیف
lines خط دار کردن
lines بخط کردن
lines اراستن
lines ترازکردن
lines استرکردن
lines پوشاندن
lines خط
lines طناب خط
lines خط انداختن در
lines : خط کشیدن
lines رشته بند
lines ریسمان
lines رسن
lines طناب سیم
lines سطر
lines جاده
lines : خط
lines دهنه
lines لجام
lines خط صف
lines صفی در خط
lines رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
lines لوله منفردی در سیستم سیالات
lines جبهه جنگ
lines خط زدن
lines حدود رویه
lines طرز
lines رشته
lines در سمت
lines سیم
lines نسب
lines of communication خطوط مواصلاتی
open lines خطوط باز شطرنج
marriage lines گواهی نامه عروسی
load lines علایم بارگیری
lines of force خطوط نیرو
lines of force خطوط قوا
lines man سرباز صف
guide lines دستورالعملها
grid lines خطوط شبکه
ghost lines نوارهای فسفردار
front lines خطوط جلو جبهه
front lines خطوط مقدم
front lines خط مقدم جبهه
fraunhofer lines خطوط فرانهوفر
guide lines خط مشیها
hard lines سختی
hard lines بدبختی
inside lines خطوط حمله شمشیربازی
isostatic lines خطوط ایزواستاتیک
papillary lines خطهای برجسته انگشتها
passage of lines عبور از خط
passage of lines عبور کردن ازخط یک یکان دیگر
fuel lines خطوطسوخت
lines of latitude خطوطعرضجغرافیایی
read between the lines <idiom> پیدا کردن مفهوم ضمنی
lines of longitude خطوططولجغرافیایی
suspension lines خطوطآویزان
curvature lines خطوط منحنی
curvature lines خطوط مدور
lazy lines سفیدک [رشته تارهای نخ پود که در پشت فرش آزاد بوده و جزء گره قرار نگرفته اند.]
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
hot lines خط تلفنی بیست و چهار ساعته
hot lines تلفن قرمز
retrace lines خطهای بازگشتی
return lines خطهای بازگشتی
side lines محوطه بیرون از خط کناری
spectral lines خطوط طیفی
stream lines خطوط جریان
symmetry lines خطوط تقارن
to read between the lines معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
two parallel lines دو خط موازی
voltage between lines ولتاژ بین خطوط
striped lines خطوط راه راه [همچون نقش محرمات]
frapping lines طناب تعادل کمکی ناو
production lines خط تولید
power lines خط جریان قوی
party lines خط خصوصی تلفن
party lines خط مشترک
party lines مرز مشترک
party lines خط دستهای
clothes lines ضبه زدن و انداختن حریف
main lines نهر اصلی
main lines نهر مادر
main lines کانال اصلی
main lines خط اصلی
punch-lines لب مطلب
branch lines شاخه
branch lines خط فرعی
plumb lines خط قائم
assembly lines تیمار خط
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines خط مونتاژ
assembly lines خط کلی
assembly lines خط تولید
plumb lines شاقول
plumb lines خط عمودی
plumb lines ریسمان شاغول
punch-lines جمله اساسی واصلی
absorption lines طیف جذبی
cotidal lines خطوط مدیکسان
dark lines خطوط تاریک
dedicated lines خطوط اختصاصی
drawing lines خط کشی
cotidal lines خطوط هم مد
equipotential lines خطوط هم پتانسیل
extension lines خطوط دنباله
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
flow lines خطوط جریان
contour lines خط هم ارتفاع
contour lines منحنی تراز
contour lines خطوط میزان منحنی
absorption lines خطوط دراشامی
active lines خطهای فعال
adjacent lines خطهای مجاور
balmer lines خطوط بالمر
boundry lines خطوط اطراف زمین والیبال
flying lines لولههای متحرک
buttock lines نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
emission spectrum lines خطوط نشری
magnetic lines of force خطوط نیروی مغناطیسی
magnetic lines of force خطوط قوای مغناطیسی
equal cost lines خطوط هزینه برابر
microwave transmission lines خطوط انتقال ریزموج
chisel marking fine lines پرداز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com