English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 46 (5 milliseconds)
English Persian
pilgrim progress سیاحت مسیخی
Other Matches
pilgrim زائر
pilgrim مهاجر
pilgrim مسافر
pilgrim زوار
progress پیشرفت
progress ترقی جریان
progress حرکت
progress پیشرفت
progress پیشروی
progress بهبود
It is in progress. It is under way. دردست اقدام است
progress پیشرفت پیشروی
progress گردش
progress سفر
progress ترقی
progress پیشرفت کار
progress پیشرفت کردن
to continue one's progress پیشرفت خودرا ادامه دادن همواره جلو رفتن
technical progress پیشرفت فنی
royal progress مسافرت شاهانه
progress of negotiations پیشرفت مذاکرات
work in progress کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
to make progress پیش رفتن
to make progress پیشرفت کردن
reaction progress پیشرفت واکنش
progress reporting گزارش پیشرفت کار
economic progress پیشرفت اقتصادی
economic progress ترقی اقتصادی
in progress of completion در دست تکمیل
progress chaser نافر پیشرفت
progress chaser کسیکه برپیشرفت کار نظارت میکند
progress payment پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
progress payments پرداختهای پیشرفت کار
progress payments پرداختهای موقت یا علی الحساب
progress report گزارش پیشرفت کار
progress payments پرداخت تدریجی
progress payments پرداخت براساس پیشرفت کار
construction work in progress هزینه ساختمانهای نا تمام
daily progress report گزارش روزانه پیشرفت کار
heavy fighting is in progress جنگ سختی جریان
heavy fighting is in progress دارد
weekly progress report گزارش هفتگی کار
Making fast progress. سریع ترقی کردن
labor augmenting tednological progress پیشرفت تکنولوژی کارافزا
Poor eyesight is a handicap to a scientists progress . ضعف بینایی مانع پیشرفت یک دانشمند است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com