English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
pilot bearing بلبرینگ کلاج
pilot bearing بلبرینگ لغزنده
Search result with all words
clutch pilot bearing بلبرینگ کلاچ
clutch pilot bearing زغال کلاچ
Other Matches
pilot پیلوت چراغ راهنما
pilot اسباب تنظیم ومیزان کردن چیزی
pilot خلبان هواپیما راننده کشتی
pilot لیدر
pilot رهبر
co-pilot کمک خلبان
pilot رهبری کردن خلبانی کردن
pilot خلبان
pilot راهنمای ناو راهنمایی کردن
pilot ناوبری کردن
pilot راهنمای ناوبری
pilot راننده
pilot راننده قایق روی یخ
pilot ناخدا
pilot زبان برنامه نویسی کامپیوتری که از قالب مبتنی بر متن استفاده می کنند و در آموزش کامپیوتر به کار می رود
pilot زبان پایلوت
pilot پیلوت
first pilot سرخلبان سرملوان
co pilot کمک خلبان
pilot راندن ازمایشی
first pilot خلبان اول
pilot Teaching or InquiryLearning Programming یک زبان برنامه نویسی
pilot lamp لامپ کنترل
coast pilot کتاب راهنمای ساحلی راهنمای ساحلی
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
pilot house پل فرماندهی
pilot master سر راهنما
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
pilot lamp لامپ پیلوت
pilot lamp لامپ خبر
pilot injection تزریق مقدماتی
pilot engine ماشینی که راه را برای ماشین دیگر صاف و اماده میسازد
pilot house اطاق سکان
pilot cell پیل راهنما
pilot burner چراغ کوچک اجاق گاز وامثال ان
pilot brush زغال راهنما
pilot book direction sailing
pilot ballon بالون اکتشافی
pilot charges هزینههای راهنما
pilot burner پیلوت
one should not drop the pilot شخص نباید رایزنی راکه بدواطمینان پیدا کرده است رها کند
gyro pilot سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
How can I make such pilot چگونه میتوانم با خلبان جمله بسازم
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
pilot model نمونه ازمایشی
pilot model مدل یا قالب نمونه اولیه وسایل و ماشین الات یاقطعات
pilot lights شمعک
pilot lights پیلوت
paragliding pilot خلبانپاراگلایدور
automatic pilot [A/P] خلبان خودکار [حمل و نقل هوایی]
automatic pilot [A/P] خلبان اتوماتیک [حمل و نقل هوایی]
helicopter pilot خلبان هلیکوپتر [شغل] [حمل و نقل هوایی]
helicopter pilot خلبان چرخبال [شغل] [حمل و نقل هوایی]
pilot lights افروزک
reference pilot نمونه مرجع
pilot's trace کالک دستی خلبان
pilot model مدل ازمایشی
pilot motor موتور کوچک
pilot officer ستوان دوم هوایی
pilot plant کارگاه نمونه
pilot plant کارخانه نمونه
pilot plant واحد ازمایش صنعتی
pilot production تولید نمونه
pilot rudder تیغه سکان مانور ناو
pilot study بررسی مقدماتی
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
pilot valve سوپاپ تنظیم
pilot's trace کالک راهنمای خلبان هواپیما
automatic pilot خلبان اتوماتیک
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
test pilot خلبان ازمایش کننده هواپیما
automatic pilot دستگاه خودکار هدایت کشتی وهواپیما
pilot line operation کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
pilot line production تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
pilot gas tube پیلوتلولهگاز
bearing تکیه گاه
bearing یاتاقان
bearing سمت حرکت
bearing سمت
bearing موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما
bearing یاطاقاه
bearing بردگاه بردگاه
bearing سطح اتکا
bearing یاطاقان سکوی اتصال سرسره ریل
beyond bearing تحمل ناپذیر
bearing نسبت
bearing یاطاقان
bearing جهت
bearing رفتار سلوک
bearing وضع
bearing قسمت تحمل کننده بار
bearing گرا
bearing بردباری
bearing طاقت
bearing زاویه حامل
bearing بلبرینگ
beyond bearing غیرقابل تحمل
bearing capacity قدرت برنده باربرد
magnetic bearing زاویه انحراف مغناطیسی
bearing capacity گنجایش تحمل
ball bearing بلبرینگ
bearing capacity قدرت تحمل
bearing angle زاویه یاطاقان
bearing angle زاویه حامل
aluminum bearing یاطاقان الومینیومی
adapter bearing یاطاقان تطبیق دهنده
ball bearing یاطاقان ساچمهای
ball bearing کاسه ساچمه
ball bearing بلبرینگ ساچمهای
ball bearing چرخ فلزی که روی ساچمههای فلزی کوچکی باسانی میلغزد
bearing capacity فرفیت تحمل
pivot bearing یاطاقان محور
plain bearing یاتاقان تخت
tale bearing خبربری
tale bearing نمامی
timken bearing یاطاقان غلطکی مخروطی
transit bearing سمت انتقالی
transit bearing گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
translation bearing یاتاقان انتقالی
true bearing سمت جغرافیایی
wheel bearing بلبرینگ چرخ
roller bearing بلبرینگ غلطکی
thrust bearing یاطاقان طولی
bearing pad جهتمعبر
tale bearing چغلی
tale bearing سخن چینی
support bearing تکیه گاه
plain bearing یاتاقان ساچمهای
radial bearing یاطاقان شعاعی
radio bearing زاویه بین جهت فاهری ایستگاه ثابت و جهت مرجع
relative bearing سمت نسبی ناو
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
rod bearing یاتاقان میلهای
roller bearing یاتاقانی که میله ان باچند غلتک دیگر بگردش اید
roller bearing یاطاقان غلطک دار
slab for bearing سنگ کف
slab for bearing سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
load-bearing دیوار باربر
bearing direction جهت قرار گرفتن یاطاقان
cross bearing بلبرینگ سوزنی
bearing race جدار یاتاقان
bearing rein مهار
call bearing بلبرینگ
front bearing یاطاقان جلو
gas bearing یاتاقان گازی
grid bearing گرای شبکه
bearing plate صفحه تکیه گاه
hydrostatic bearing یاتاقان هیدرواستاتیک
insulated bearing یاطاقان عایق شده
bracket bearing یاطاقان سگدست
bearing pressure فشار تکیه گاهی
bearing pressure فشار بردگاهی
copper bearing محتوی مس حاوی مس
copper bearing مس دار
danger bearing سمت خطرناک
danger bearing سمت خطر
compass bearing موقعیت برحسب قطبنما
compass bearing زاویه توجیه قطب نما
compass bearing سمت قطب نما
bearing pressure فشار یاطاقان
expansion bearing تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
journal bearing یاطاقان گرد
live bearing زنده زا
oilness bearing یاطاقان روغن سرخود
bearing plate صفحه اتکاء
bearing stress تنش تکیه گاهی
bearing support تکیه گاه متحمل بار
bearing stress تنش بردگاهی
outboard bearing یاتاقان خارج
bearing pile تکیه گاه پایه کوب
bearing pedastal پایه یاطاقان
bearing loss اتلاف بالشتکی
bearing length طول یاطاقان
oil bearing نفت خیز
bearing wall دیوار باربر
bearing width عرض تکیه گاه
needle bearing یاطاقان سوزنی
floating bearing یاطاقان نوسان دار
bearing wall دیوار بارگیر
non bearing wall دیوار تیغه
bearing surface سطح یاطاقان
bearing strenght نیروی لازم جهت کشیدن پرچ تا لبه ورقه فلز و یا امتداددادن سوراخ
california bearing ratio اندیس مقاومت کالیفرنی نمایه کالیفرنی
connecting rod bearing یاطاقان دسته پیستون یاطاقان شاطون
big end bearing یاطاقان میل لنگ
ultimate bearing capacity حداکثر فشار متحمل پی
load-bearing wall دیوار حمال
white bearing metals فلزات سفید یاطاقان
load-bearing partition تیغه بابر
bearing pressure on foundation فشار تکیه گاهی شالوده
california bearing ratio توان باربری نسبی کالیفرنیا
angular contact bearing یاطاقان زاویه دار
copper bearing steel فولاد مس دار
flange mounted bearing یاطاقان لبه دار
insulated bearing housing پوسته یاطاقان عایق شده
interchangeable bearing shells پوسته قابل تعویض یاطاقان
load bearing partition جداگر باربر
load bearing partition تیغه باربر
load bearing wall دیوار باربر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com