English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
ping pong table میز پینگ پنگ
Other Matches
ping pong پینگ پنگ
ping-pong تنیس روی میز
ping-pong پینگ پنگ
to ping pong somebody <idiom> کسی را از اینطرف به آن طرف دواندن
ping pong buffering میانگیر پینگ پنگی
ping pong court محوطه بازی پینگ پنگ
ping pong set مسابقه پینگ پنگ با 3 یا 5گیم
pong بوی گند دادن
pong بوی گند
pine pong تنیس رومیزی
He banged the table with his fist . He thumped the table . با مشت کوبیدن روی میز
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping صدای غژ
ping صدای غژایجاد کردن
ping صدای موج سونار دریایی پینگ
ping امکان نرم افزاری که تمام گرههای شبکه یا اینترنت را بررسی میکند برای اطمینان از صحت کار آنها
table لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
table طرح کردن
Could we have a table outside? آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
under the table <idiom> زیرمیزی
get table بدست اوردنی
get table دست یافتنی
table look up جستجوی جدول
the f. of a table بطوریکه
the f. of a table باید
two way table جدول دو سویی
inner table میزداخلی
table look up مراجعه به جدول
look up table جدول مراجعهای
table saw تابلونمایشگر
table لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table مطرح کردن
table روی میز گذاشتن
table در فهرست نوشتن
table لوح جدول
table معوق گذاردن
table از دستور خارج کردن
table فهرست
table میز
table لیست
table خوان
table سفره
table جدول
table به جدولی انتقال دادن
table میزبازی
table به صورت جدول دراوردن
table کوهمیز
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table تو گذاردن
tide table نمودار جزر ومد یاکشند
table point جدول امتیازها
table of precedence صورتی که ترتیب الویت قوانین و مقررات مختلفه راتعیین میکند
table of authorities جدول اولیا امور
table of equipment جدول ساز و برگ
table of distribution جدول تقسیم اماد
table of distribution جدول توزیع
spelling table جدول کلمات تهجی رمزی جدول تهجی رمز
to serve at table پیشخدمتی کردن
sand table میز مخصوص شن بازی بچه ها
round table کنفرانس میز گرد
tide table جدول کشند
tier table میز کوچک
table talk صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
table spoonful قاشق سوپخوری
tide table جگول جزر و مد
table spoon قاشق سوپ خوری
time table جدول زمانی
serve at table پیشخدمتی کردن
table set دستگاه میزی
table set وسیله رومیزی
table of organization جدول سازمان
table of allowance جدول سهمیه مجاز
table utility برنامه کمکی جدولی
table tomb گورصندوقی وتخت
table telephone تلفن رومیزی
symbolic table جدول علائم
symbol table جدول نمادها جدول نمادی
tilting table میز نوسان دار
symbol table جدول علامت
symbol table جدول نمادها
swivel table میز نوسان دار
table water سفره اب زیر زمینی
table waters ابهای معدنی سر سفره
table comparator مقایسه کننده نوارها
table money فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
table linen رومیزی
table linen دستمال سفره
table land زمین هموار
table ware لوازم میز یا سفره
table lamp لامپ استاندارد
table instrument وسیله رومیزی
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
state table جدول حالات
time table جدول زمان بندی
multiplication table جدول ضرب [ریاضی]
Could we have a table in the corner? آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could we have a table by the window? آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table on the terrace? آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
wait table <idiom> سرو کردن غذا
Lift up the table. سرمیز رابلند کن
trestle table میز سهپایه
table manners روشغذاخوردنفردی
pin-table صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
negotiating table جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
league table جدوللیگ
dinner table میزغذاخوری
dining table میزغذاخوری
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
truth table جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
table beet چغندر
earth-table رج بنا
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
communion-table [میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
basement-table [پی را روی زمین ساختن]
altar-table میز مقدس در کلیسا
table carpet فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
the leg of the table پایه میز
lay the table چیدن میز
bargaining table جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
table mixer توپتنیسرویمیز
table extension صفحهانقراض
truth table جدول درستی جذول صحت
truth table روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table در جبر بولی
truth table دو مقدار
truth table جدول صحت
truth table جدول درستی
trivet table میز سه پایه
transfer table میز انتقال
training table میز ناهارخوری در اردو
to rap on the table دست یا چیز دیگری روی زمین
to lay on the table بوقت دیگر موکول کردن
turn table میز چرخش
turn table میز سمت
turn table سینی گردش درسمت
table cut تراشتختهای
printer table میزچاپگر
outer table تختهخارجی
feed table صفحهعلوفه
extending table میزبازشو
computer table میزکامپیوتر
where is my place at the table جای من در سر میز کجاست
virtual table جدول مجازی
vigenere table جدول رمز وی گنر
type table نوع جدول تیر
type table نوع جدول سازمان
time table جدول زمانی ورود و عزیمت
water table سطح ایستایی
expectancy table جدول انتظار
expansion table میز کشویی
expansion table میز کشابی
entrucking table جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
end table عسلی
end table میزکوچک دم دستی
embarkation table جدول قابلیت بارگیری
embarkation table جدول بارگیری
earth table رج بنا
external table جدول برونی
firing table جدول تیر
firing table جدول تیراندازی
water table ابخوان سفره
gipsy table میزگردسه پایه
gaming table میزقمار
gaming table میزبازی
function table جدول تابعی
frequency table جدول بسامد
fourfold table جدول چهارخانه
fly table میز تا شونده
addition table جدول افزایشی
earth table سنگ رگی
drip table میز چکانش
astronomical table زیگ
decimal table جدول تصمیمی
data table جدول داده ها
convertible table میزتاشو
water table سطح ایستائی اب
circular table میز گرد
convertible table میز صحرایی تا شونده
conversion table جدول تبدیل
contingency table جدول وابستگی
collapsible table میز تاشو
decision table جدول تصمیمی
decision table جدول تصمیم
decision table جدول تصمیم گیری
drawing table میز نقشه کشی
astronomical table ذیج
billiard table میز بیلیارد
drain table میز قطران
deviation table جدول انحراف
deviation table جدول انحراف مغناطیسی
delivery table میز تحویل
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
character table جدول شناسایی
console table میزی که پایههای کج داردوبه دیوارتکیه میدهند
mutilation table جدول بارگیری پیش بینی شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com