English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (1 milliseconds)
English Persian
plasma پلاسما قسمت ابکی خون
plasma خونابه
plasma پلاسما
plasma شاره
Other Matches
plasma display نمایش پلاسما
plasma display نمایشگرپلاسمایی
plasma membrane غشاء خارجی سفیده یاخته
plasma plating نشاندن پوشش نسوز
plasma plating مقاوم
plasma display صفحه نمایش با استفاده از خاصیت نورانی بدون گازهای متن صفحه
opaque plasma پلاسمای مات
plasma plating ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
gas plasma display صفحه نمایش مسطح که براساس اصولی هماننداصول تابلوهای نئون کارمیکندfraxinella
gas plasma display صفحه نمایش پلاسمای گازی
plasma display panel صفحه نمایش گازی
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
plasma panel display وسیله نمایش مسطح باحبابهای کوچک نئون
fully ionized plasma پلاسمای تمام یونیزه
dry plasma etching روشی برای ایجاد یک پوشش روی یک قرص
low pressure plasma پلاسمای فشار ضعیف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com