English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (6 milliseconds)
English Persian
pocket-sized جیبی
Other Matches
large sized بزرگ
large sized a بزرگ
larged sized اندازه بزرگ
middle sized دارای اندازه متوسط
middle sized میان اندازه
life-sized بهاندازهاصلی
pint sized پست
pint sized خرد
pint sized باندازه سر سنجاق
pint sized ناچیز کوچک
a medium sized car یک اتومبیل متوسط
room-sized rug فرش های ایرانی [فرش های درباری] [بافت این فرش ها که برای مفروش کردن تالارها و سالن های بزرگ استفاده می شود در ایران در اواخر قرن دوازدهم رواج یافت. بیشتر مشتریان کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی اند.]
she had him in her pocket خوب جلوش را گرفته بود
pocket بجیب زدن
she had him in her pocket کاملابراواختیارمیکرد
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket پیش رفتگی خط جبهه
pocket فرورفتگی
pocket محاصره شدن
pocket درجیب پنهان کردن
pocket جیب دار درجیب گذاردن
pocket پولی
pocket حباب
pocket نقدی
pocket کیسه هوایی
pocket کوچک جیبی
pocket جیب
pocket پاکت تشکیل کیسه در بدن
mock pocket جیبساختگی
interior pocket جیبداخلی
inset pocket جیبمخفی
gusset pocket جیبپاکتی
hidden pocket جیبمخفی
front pocket جیبجلو
vest pocket جیب جلیقه
watch pocket جیب ساعتی
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
back pocket جیبپشتی
batten pocket بادبان
bottom pocket سوراخمیزبیلیاردبرایتوپ
centre pocket گودال
centre pocket مرکزی
door pocket جیبدر
exterior pocket کیفبازشو
flap pocket جیبلبهدار
foot pocket قالب پا
fork pocket محفظهانشعابی
outside ticket pocket جیبکوچکبیرونی
patch pocket جیبرویسینه
seam pocket جیبرویدرز
pocket calculator ماشین حساب جیبی
trouser pocket جیب شلوار
air pocket دست انداز هوایی
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
pocket watch ساعت جیبی
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
stake pocket جیبتودهای
top pocket حفرهفوقانی
vertical pocket جیبعمودی
welt pocket جیبنواری
pocket money . پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
Take your money out of your pocket. پولت را از جیب دربیاور
They picked my pocket. جیبم رازدند
vest pocket مخصوص
pocket calculators حسابگر جیبی
i am rials in pocket سه ریال سود بردم
i am 0 rials out of pocket 05 ریال زیان
i am 0 rials out of pocket کرده ام
pocket money پول جیب
lime pocket پوشش اهک
one pocket billiard بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
out of pocket expenses هزینهای که از جیب شخص درامده باشد
out of pocket expenses هزینه واقعی
pocket battleship رزمناو تندرو و سبک
pocket billiards بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
i am rials in pocket سه ریال در جیب دارم
empty pocket ادم بی پول یا تهی کیسه
chip pocket شیار دندانههای اره
pocket handkerchief دستمال جیبی
pocket handkerchiefs دستمال جیبی
pocket knife چاقوی جیبی
pocket knives چاقوی جیبی
air pocket منفذ
pocket calculator حسابگر جیبی
air pocket بادگیر
air pocket چاه هوایی
armature pocket شیار ارمیچر
called pocket کیسه تعیین شده از طرف بازیگر
pocket book کیف بغلی
pocket book دفتر بغلی
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
pocket lamp چراغ قوه
pocket meter سنجه جیبی
pocket picking جیب بری
pocket piece سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
pocket pistol طپانچه جیبی
pocket pistol بغلی عرق
pocket split باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
pocket veto رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
pocket computer کامپیوتر جیبی
slash pocket جیب عمودی درجهت درزلباس
the furniture of ones pocket دارایی جیب
vest pocket جیبی
pocket lamp لامپ کوچک
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
pocket edition چاپ جیبی کتاب
pocket expenses هزینه مختصر شخصی
pocket judgment سند قطعی لازم الاجرا
hand-warmer pocket جیبگرم کنندهیدست
poker pocket billiards بیلیارد کیسهای دونفره یابیشتر با گوی اصلی و 61گوی شماره دار
front top pocket جیببالایجلویشلوار
ast welt pocket جیبپیشسینهای
pants pocket [American E] جیب شلوار
trousers pocket [American E] جیب شلوار
hand warmer pocket جیببقل
burn a hole in one's pocket <idiom> پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
bottle pocket billiard بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
To put ones hand in ones pocket. دست توی جیب کردن ( پول خرج کردن )
To pick somebodys pocket. جیب کسی را زدن
to pocket a tidy sum <idiom> پول خوبی به جیب زدن
money burns a hole in his pocket <idiom> پول تو دستش بند نمی شود
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction. د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
Money burnes a hole in his pocket. پول تو جیب اش بند نمی شود
He has feathered his nest. He has lined his pocket. اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
broad welt side pocket جیبپهنپهلو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com