English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (5 milliseconds)
English Persian
polar bears خرس سفید
Other Matches
bears : خرس
bears تقبل کردن تحمل کردن
bears در بر داشتن
bears تاثیر داشتن
bears بردن
bears کسی که اعتقاد به تنزل قیمت کالای خود دارد وبه همین دلیل سعی میکندکه کالای را از طریق واسطه و با تعیین اجل برای تحویل بفروشد
bears تا شاید در مدت اجل بتواند همان کالا را به قیمت ارزانتر بخرد
he bears out his name اسم بامسمایی دارد
bears برعهده گرفتن
bears درسمت قرار گرفتن در سمت
bears حمل کردن
bears سلف فروشی سهام اوراق قرضه در بورس بقیمتی ارزانتر از قیمت واقعی
bears لقب روسیه ودولت شوروی
bears : بردن
bears حمل کردن دربرداشتن
bears داشتن
bears زاییدن میوه دادن
bears تاب اوردن تحمل کردن
bears مربوط بودن
bears حاوی بودن
The main road bears to the right. این جاده اصلی به کمی راست [مورب در سمت راست] ادامه دارد.
polar درخت تبریزی
polar سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا
polar مربوط به قط بها
polar دارای الکتریسیته مثبت و منفی
polar قطبی
polar وابسته به قطب شمال وجنوب
polar دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
polar متقابل
polar متضاد
polar مربوط به قطب
polar vector بردار قطبی
polar variable متغیر قطبی
polar transmission مخابره قطبی
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
polar solvent حلال قطبی
polar relay رله قطبی
polar regions مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
polar vortex ورتکس قطبی
polar winds بادهای قطبی
polar axis محورقطبی
polar climates آبوهوایقطبی
polar lights نورقطبی
polar tundra تندرایقطبی
polar coordinates مختصات قطبی [ریاضی]
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
polar molecule مولکول قطبی
polar coordinate مختصات قطبی
polar compound ترکیب قطبی
polar chart نمودار با مختصات قطبی
polar bond پیوند قطبی
polar angle زاویه قطبی
non polar relay رله ناقطبی
polar bear خرس سفید
polar coordinates مختصات قطبی
polar distance فاصله قطبی
polar diagram نمودار با مختصات قطبی
polar diagram نقشه قطبی
polar coordinates دستگاه مختصات قطبی
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
polar coordinate system دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
polar duplex telegraphy تلگراف دو جهتی قطبی
polar ice cap کلاهکیخیقطب
He resembles [bears resemblance to] his brother. [He looks like his brother.] او [مرد] شبیه به برادرش است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com