English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
English Persian
polar duplex telegraphy تلگراف دو جهتی قطبی
Other Matches
duplex telegraphy تلگراف دو جهتی
duplex telegraphy تلگراف دوگانه
telegraphy تلگرافی
telegraphy تلگراف
telegraphy فن تلگراف
telegraphy دورنگاری
radio telegraphy تلگراف بیسیم
phonoplex telegraphy تلگراف فونوپلکس
phantoplex telegraphy تلگراف چهار سیمی مرکب
multiplex telegraphy دستگاه تلگرافی که در یک زمان با یک سیم چند مخابره میکند
wireless telegraphy تلگراف بیسیم
interband telegraphy تلگراف باند میانی
quadruplex telegraphy تلگراف تمام جهتی
impluse telegraphy تلگراف ایمپولزی
line telegraphy تلگراف خطی
multiple telegraphy تلگراف چندگانه
multiplex telegraphy تلگراف چند جهتی
synchronous telegraphy تلگراف همزمان
duplex دوتایی
duplex دولا
duplex دولا دولایی
duplex دوسمتی خانه دوخانواری
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex مدار الکترونیکی برای ارسال داده در دو جهت همزمان
duplex ارسال داده در دو جهت همزمان
duplex دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplex ارسال همزمان دو سیگنال در یک امتداد
duplex مضاعف
duplex دورشتهای
duplex دو رشتهای
duplex دو طرفه
duplex telephony مکالمه تلفنی دو طرفه
duplex transmission مخابره دورشتهای
duplex transmission مخابره دو رشتهای
duplex winding سیم پیچ دو راهه
duplex telephony گفت و شنود تلفنی
full duplex کاملا دو رشتهای
full duplex دو طرفه
full duplex کاملا" دو رشتهای
full duplex تمام دو رشتهای
half duplex یک طرفه
half duplex نیم دو رشتهای
full duplex پروتکل دوسوی همزمان
duplex printing چاپ دورو
half duplex پروتکل کامل یکسو
duplex cable کابل دو سیمه
duplex wire کابل دو سیمه
duplex channel مجرای دو رشتهای
duplex channel کانال دو طرفه
duplex channel مجرای دورشتهای
duplex computer کامپیوتر مضاعف
duplex console پیشانه مضاعف
duplex ignition احتراق دوگانه
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
duplex wound armature ارمیچر دو سیم پیچی
duplex weighting bottle بطری دو دردار توزین
full duplex channel مجرای کاملا دو رشتهای
duplex planto miller نوعی دستگاه فرز دوپلکس
duplex pressure proportioner مخلوط کن دو فشاری
half duplex transmission مخابره دو نیم رشتهای
polar مربوط به قط بها
polar وابسته به قطب شمال وجنوب
polar دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
polar متقابل
polar متضاد
polar مربوط به قطب
polar دارای الکتریسیته مثبت و منفی
polar قطبی
polar سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا
polar درخت تبریزی
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
polar vortex ورتکس قطبی
polar vector بردار قطبی
polar variable متغیر قطبی
polar winds بادهای قطبی
polar climates آبوهوایقطبی
polar coordinates مختصات قطبی [ریاضی]
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
polar tundra تندرایقطبی
polar lights نورقطبی
polar bears خرس سفید
polar axis محورقطبی
polar transmission مخابره قطبی
polar stereographic سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
polar solvent حلال قطبی
polar coordinates مختصات قطبی
polar coordinate مختصات قطبی
polar compound ترکیب قطبی
polar chart نمودار با مختصات قطبی
polar bond پیوند قطبی
polar angle زاویه قطبی
non polar relay رله ناقطبی
polar bear خرس سفید
polar coordinates دستگاه مختصات قطبی
polar relay رله قطبی
polar regions مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
polar molecule مولکول قطبی
polar distance فاصله قطبی
polar diagram نمودار با مختصات قطبی
polar diagram نقشه قطبی
polar ice cap کلاهکیخیقطب
polar covalent bond پیوند کووالانسی قطبی
polar coordinate system دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com