Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
pole position
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
pole position
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
Search result with all words
flage pole position
موقعیت میله پرچمی
Other Matches
pole
نیش ماگنترون
pole
قطب
pole
لهستانی
pole
با تیر یا دیرک محکم کردن
pole
قطب دار کردن
pole
دسته بلند چیزی
two pole
دو پل
pole
تیر
pole
پایه
pole
دکل
pole
چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole
نیزه پرش با نیزه
pole
دستک
pole
شمع
pole
قطب باطری
up the pole
گرفتار در تنگنا واقع شده
pole
تیر چراغ برق
pole
میله پرچم
pole ax
تبرزین
pole
تیردارکردن
pole ax
تیر چکش دار
pole ax
با تبرچکش کشتن
four pole
چهار قطبی
pole tips
نوکهای قطب
pole horse
یابوی عصار خانه
pole vaulter
پرنده با نیزه
pole strength
شدت قطب
consequent pole
قطب فرعی
pole vaulting
پرش با نیزه
positive pole
قطب مثبت
pole horse
اسب کنار مال بند
ranging pole
شاخصهای مسافت یابی
rel pole
قطب قرمز
ridge pole
کش بالای شیروانی
pole sitter
راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
pole shoe
کفش قطب
pole shoe
کفشک قطب
pole pitch
گام قطب
pole piece
قطبک
pole of development
قطب توسعه
pole mast
دیرک یک پارچه
pole mast
دکل یک تیکه
pole jumping
با گرفتن چوب در دست
pole jumping
جست
commutating pole
قطب کمکی
commutating pole
قطب جابجاگری
pole jumping
پرش با تیر
communicating pole
قطب کمکی
pole plate
حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
pole horse
اسب نزدیک به لبه داخلی مسیر
ridge pole
کش دیرک افقی چادر
pole charge
خرج دستکی
head pole
تیری که از پشت اسب تاکنارسرش ادامه دارد
field pole
قطب میدان
neutral pole
قطب خنثی
negative pole
قطب منفی
negative pole
قطب منفی مغناطیس
main pole
قطب اصلی
flag pole
میله پرچم
magnetic pole
قطب مغناطیسی
magnet pole
قطب اهنربا
liberty pole
چوب پرچم انقلابیون فرانسه وامریکا
one pole switch
کلید یک قطبی
pole arc
قوس قطب
pole climbing
از تیر بالا رفتن
double pole
با دو قطب
double pole
دو قطبی
pole climber
رکاب
pole charge
خرج میلهای
pole changing
تعویض قطب
pole changer
تعویض کننده قطب
elevated pole
قطب نافر
elevated pole
قطب راصد
pole changer
تغییردهنده قطبش
pole armature
ارمیچر قطبی
internal pole
قطب داخلی
salient pole
قطب برجسته
doubles pole
تیردوتایی
pole grip
دستهمتصلبهدست
South Pole
قطب جنوب
Pole Star
Polaris
Pole Star
ستاره قطبی
Pole Star
جدی
totem pole
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
pole vault
پرش با نیزه
pole vault
بانیزه پریدن
pole vaults
پرش با نیزه
the south pole
قطب جنوب
pole tip
سرنوکتیزچوباسکی
pole shaft
چوباسکی
fluted pole
پایهزهدار
curtain pole
پایهپرده
wound pole
قطب مرکب
wooden pole
دکل چوبی
wooden pole
تیر چوبی
whisker pole
تیر وصل به دکل برای بادبانی دور از باد
tubular pole
دکل لولهای
pike pole
کلنگدوسردستهبلند
to pole any thing up or down
چیزیرا سوی بالایا پایین هل دادن
plain pole
پایهمسطح
pole vaults
بانیزه پریدن
anchor pole
دیرک مهار
three pole switch
کلید سه پل
armature pole
قطب ارمیچر
ski pole
چوبدست اسکی
ski pole
چوب اسکی بازی
North Pole
قطب شمال
single pole
چوبدستی تکی اسکی
single pole
تک قطب
analogous pole
شبه قطب
spinnaker pole
تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
the north pole
قطب شمال
tent pole
دیرک چادر
roof pole
سقفبلند
singles pole
تکپایه
tent pole
تیر چادر
tail pole
کابلخارجی
barber's pole
پایهایکهدر قدیمبیرونمغازهها در بریتانیا استفادهمیشد
barge pole
چیز غیر قابلاعتماد
magnetic pole sterngth
شدت قطب مغناطیسی
extended pole piece
قطبک دراز شده
magnetic north pole
قطب شمال مغناطیسی
free magnetic pole
قطب مغناطیسی ازاد
horn of pole piece
شاخ قطبک
split pole motor
موتور کمکی
split pole converter
تبدیل گر با انشقاق قطب
split pole motor
موتور با قطب چاکدار
communicating pole winding
سیم پیچی قطب کمکی
single pole switch
کلید یک پل
commutating pole converter
تبدیل گر قطب کمکی
single pole cutout
فیوز تک پل
shaded pole motor
موتور با قطب سایه دار
commutating pole generator
مولد با قطب جابجاگر
double pole switch
کلید دو پل
celestial north pole
قطب شمال عالم
triple pole switch
کلید سه پل
pole changing switch
کلید تعویض قطب
pole changing motor
موتور با قطبهای قابل تعویض
pole post clamp
ترمینال
celestial body south pole
قطب جنوب عالم
double pole circuit breaker
دوقطبمدارشکننده
single pole circuit breaker
مدارتکفطبشکننده
not touch something with a ten-foot pole
<idiom>
تصمیم گیری چیزی به طور کامل
y position
حالت- ایگرگ
t position
حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
position
بردار مکان
[ریاضی]
to be in a position to do something
موقعیتش باشد که کاری را انجام بدهند
on position
وضعیت وصل
position
جا
position
مقام شغل سازمانی
position
حالت محل سازمانی
position
محل چیزی
position
شغل رسمی
position
مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
position
مستقرشدن یاکردن
position
قراردادن امورات مربوط به وفایف
position
نظریه
position
محل
position
موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position
وضع چگونگی
position
شکل موقعیت
position
مقام
position
مقام یافتن سمت
position
نهش
position
وضعیت موضع
position
وضع
position
شغل
position
مرتبه مقام
position
منصب
position
موقعیت
an a for a position
درخواست دهنده برای کار
position
موضع
position
قراردادن یاگرفتن
position
وضعیت
position
قرار دادن چیزی در محل خاص
position
جایگاه
assumed position
موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
sign position
موضوع علامت
assumed position
موضع فرضی
sign position
مکان علامت
sign position
موقعیت علامت
axial position
وضعیت محوری
attack position
موضع تک
secondary position
موضع فرعی
sitting position
وضعیت نشسته
secondary position
موضع یدکی
alternate position
موضع فرعی
squatting position
وضعیت چمباتمه در تیراندازی
stag position
وضع پاهای باز
stag position
پاباز در هوا
axial position
حالت محوری قرارگاه محوری
set position
اماده در نقطه اغاز
selection of position
انتخاب موضع
referee's position
اعلام کشتی در خاک از سوی داور
referee's position
خاک شدن در کشتی
reclining position
حالت غنوده
ready position
وضعیت حاضربه حرکت هلیکوپتر
ready position
حاضربه تیراندازی
ready position
حالت حاضر به تیر
blocking position
موضع سد کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com