English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
population structure ساخت جمعیت
population structure ترکیب جمعیت
Other Matches
population سکنه
population تعداد مردم مردم
population نفوس
population جمعیت
the t. population تمامی نفوس
the t. population کلیه جمعیت همه مردم
population growth رشد جمعیت
the total population همه جمعیت
the total population تمامی نفوس کلیه جمعیت
the total population همه مردم
urban population جمعیت شهری
young population جمعیت جوان
zero population growth رشد جمعیت صفر
working population جمعیت شاغل
population [pop.] جمعیت
population [pop.] مردم
aging population جمعیت سالمند
population [pop.] تعداد مردم
floating population جمعیتشناور
sampling population جامعه نمونه گیری
population density تراکم جمعیت
population explosion انفجار جمعیت
infinite population جامعه نامحدود
population inversion وارونگی جمعیت
population planning برنامه ریزی جمعیت
optimum population حد مطلوب جمعیت
population trap تله جمعیتی
population distribution توزیع جمعیت
the population is stationary شماره نفوس انجا کم وزیادنمیشود
finite population جامعه محدود
stimulus population جامعه محرکها
sparse population جمعیت کم یا پراکنده
stationary population جمعیت ثابت
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
doubling time of population زمان دو برابر شدن جمعیت
i put the population at 0000 نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
malthusian theory of population فرضیه جمعیت مالتوس چون ازدیاد جمعیت جهان باتصاعد هندسی و افزایش منابع اغذیه به شکل تصاعدحسابی است باید جمعیت کنترل شود
hidden momentum of population growth سبب گستردگی والدین اینده میشود
hidden momentum of population growth نیروی محرکه پنهان رشدجمعیت فرایندی پویا ولی غیرفعال ازافزایش جمعیت که حتی پس ازکاهش نرخهای زاد و ولد ادامه مییابد
hidden momentum of population growth به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
structure پیکره
structure سازه
structure چهارچوب دار [قالی]
structure طریقه
structure بنیان
structure پی ریزی کردن ساختار
structure بنا
structure سبک
structure تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structure روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
structure ساختار داده که به هر گره امکان اتصال به گرههای دیگر میدهد
structure اساس
structure ساختار ساخت
structure سازمان سازمان دادن
structure استخوان بندی
structure ساختار
structure سازمان
structure ترکیب سبک
structure ساختمان اسکلت فلزی
structure ساختمان
structure نحوه سازماندهی یا فرمت چیزی
structure زبان برنامه نویسی پایگاه داده ساده و متداول که برای تولید پاسخ برای بازیابی داده از پایگاه داده ها استفاده میشود
structure نقشه نصب کابلها در شرکت یا ساختمان بران شبکه ها کامپیوتری و تلفن
structure ترتیب دادن یا سازماندهی به روش مشخص
structure با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structure ساخت
structure تشکیلات دادن
primary structure ساختمان اولیه
mental structure ساخت ذهنی
market structure بنیان بازار
molecular structure ساختار مولکولی
power structure ساخت قدرت
market structure ساخت بازار
primary structure ساختمان اصلی
nested structure ساختار لانهای
network structure ساختار شبکهای
plex structure ساختار شبکه یا دادهای که هر گره آن به سایرین وصل است
phrase structure با ساخت عبارتی
perceptual structure ساخت ادراکی
personality structure ساخت شخصیت
pawn structure ساختار یا اسکلت پیادهای شطرنج
structure of the biosphere چرخهزیستکره
nut structure ساختمانی که در ان خاکدانه ها کوچک و مکعبی هستند
nuclear structure ساختار هستهای
nonisomorphic structure ساختارهای ناهمریخت
pyramidal structure ساختار هرمی
program structure ساخت برنامه
relational structure ساختار رابطهای
unit structure سازمان یکان
unit structure استخوانبندی یکان
fabric structure ساختارپارچه
metal structure بنیانفلزی
structure of a mushroom ساختمانقارچ
structure of a plant ساختمانگیاه
support structure ساختارپشتیانیکننده
tubular structure ساختمانمیلهای
algebraic structure ساختار جبری [ریاضی]
structure [first order] ساختار [ریاضی]
internal structure سازه داخلی
tree structure ساختاردرختی
tree structure ساختار درخت
tree structure ساخت درختی
ring structure ساختار حلقهای
selection structure ساختار گزینشی
sequence structure ساختار ترتیبی
shell structure ساختار لایهای
shell structure ساختارپوستهای
simple structure ساخت ساده
soil structure ساختمان خاک
static structure ساخت ایستا
structure chart نمودار ساختار
structure factor عامل ساختار
structure of a poem سبک یاساختمان شعر
structure of an animal ساختمان
structure of an animal جانور
super structure روسازی
surface structure روساخت
vase structure بافت سه پوده گلدانی [در بعضی از فرش های قرن دهم و یازدهم طرح های گلدانی را بصورت سه پوده می بافتند که دو پود آن پشمی و پود سوم پنبه یا ابریشم بوده است.]
family structure ساخت خانواده
data structure ساختمان داده ها
data structure ساختار داده ها
data structure ساخت داده ها
crystalline structure ساختاربلورین
crystalline structure سازه بلوری ساختمان کریستالی
crystal structure ساختار بلور
control structure ساختارکنترل
control structure ساختار کنترلی
database structure ساختار پایگاه داده ها
decision structure ساختار تصمیم
factor structure ساختار عاملی
electronic structure ساختار الکترونی
economic structure بنیان اقتصادی
economic structure ساختار اقتصادی
dynamic structure ساخت پویا
diamond structure ساختارالماسی
diamond structure ساختار الماس
deep structure ژرف ساخت
control structure ساخت کنترل
concrete structure سازه بتنی
concrete structure ساختمان با استخوانبندی بتنی
block structure ساختار بلوکی
block structure ساخت کندهای
banded structure ساختمان نواری
band structure ساختار نواری
atomic structure ساختار اتمی
aircraft structure ساختمان هواپیما
age structure ساختار سنی
block structure ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
capital structure ساخت سرمایه
columnar structure ساختمان ستونی
class structure ساخت طبقاتی
banded structure ساختارنواری
cellular structure ساختارسلولی سازه سلولی
cellular structure ساختار شبکهای
cartesian structure ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
capital structure بنیان سرمایه
affect structure ساخت عاطفه
file structure ساخت پرونده
laminated structure ساختمان لایهای
hoisting structure چوب بست بالابر
list structure ساختار لیست
hyperfine structure ساختار فوق فریف
linear structure ساختار خطی
lewis structure ساختار لوویس
infra structure زیر ساخت
infra structure زیر بنا
latent structure ساخت نهفته
ingots structure ساختار شمش
ingots structure ساختاربلوری اولیه شمش
institutional structure ساختار نهادی
intermediate structure ساختمان داخلی
internal structure ساختمان داخلی سازه داخلی
inverted structure ساختار معکوس
kekule structure ساختار ککوله
laminated structure ساختمان متورق
infra structure زیربنا
loop structure ساختار حلقهای
file structure ساختار فایل
internal structure ساختار داخلی
fine structure استخوانبندی فریف
hierachical structure ساختار سلسله مراتبی
fine structure ساختار فریف
crystalline structure ساختار بلوری
file structure ساخت پرونده ساختمان فایل
force structure استخوان بندی یکان
force structure سازمان یکانها
grain structure ساختار بلوری
helical structure ساختار مارپیچی
group structure ساخت گروهی
check and drop structure ابشار تنظیم سطح اب
ring [algebraic structure] حلقه گروهی [ریاضی]
work breakdown structure ساختار تفکیک کار
field [algebraic structure] میدان [ریاضی]
army management structure سازمان مدیریت نیروی زمینی
loop control structure ساختار کنترل حلقه
branch control structure ساختار کنترل انشعاب
straight chain structure ساختار راست زنجیر
symmetrical pawn structure ساختمان پیادهای متقارن
tertiary structure of protein ساختار سوم پروتئین
graphic data structure ساختار داده گرافیکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com