English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 228 (11 milliseconds)
English Persian
position موقعیت
position وضع
position وضعیت موضع
position نهش
position شغل
position مرتبه مقام
position جایگاه
position مقام یافتن سمت
position منصب
position قراردادن یاگرفتن
position وضعیت
position مقام
position موضع
position حالت محل سازمانی
position مقام شغل سازمانی
position مستقرشدن یاکردن
position قراردادن امورات مربوط به وفایف
position شکل موقعیت
position موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position شغل رسمی
position نظریه
position جا
position محل
position وضع چگونگی
position مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
position قرار دادن چیزی در محل خاص
position محل چیزی
position بردار مکان [ریاضی]
Other Matches
t position حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
y position حالت- ایگرگ
an a for a position درخواست دهنده برای کار
on position وضعیت وصل
to be in a position to do something موقعیتش باشد که کاری را انجام بدهند
predicament position بخطر افتادن
punch position موضع منگنه
prone position حالت درازکش
prone position وضعیت درازکش
print position موقعیت چاپ
print position مکان چاپ
post position محل اسب در شروع
primary position موضع ابتدایی
primary position موضع اصلی
punch position محل منگنه
ready position حالت حاضر به تیر
ready position حاضربه تیراندازی
rest position وضعیت ساکن
rest position استراحتگاه
response position مکان جواب
repetition of position تکرار وضعیت
reference position محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
referee's position اعلام کشتی در خاک از سوی داور
referee's position خاک شدن در کشتی
rest position موقعیت سکون
reclining position حالت غنوده
ready position وضعیت حاضربه حرکت هلیکوپتر
rigging position وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
position warfare نبرد موضعی
position buoy بویه موقعیت
position area منطقه مواضع
position angle زاویه تراز
position angle زاویه ارتفاع جسم
pinning position نزدیک به ضربه شدن
para position محل پارا
ortho position محل ارتو
ordinal position جایگاه ترتیبی
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
occupation of position اشغال موضع کردن
position buoy بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
position control پیچ مرکز گذار
position warfare جنگ موضعی
position response پاسخ مکانی
position of attention حرکات و احترامات نظامی
position light علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
position indicator شاخص نماها
position habit عادت مکانی
position finding موقعیت یابی
position defense دفاع یا پدافندثابت
position defense دفاع موضعی
position correction تصحیحات موضعی
occupation of position اشغال موضع
screen position مکان صفحه
forward position موقعیت رو به جلو
straight position فرم مستقیم
position of the ligament طرزقراگیریرباط
position marker نشانگرموقعیت
pike position وضعخمشدنبدنشکل7باپاها
leg position مدلپا
document-to-be-sent position موقعیتفرستادنمدارک
arm position موقعیتبازو
lotus position چمباتمه لوتوسی
lotus position جاگیری لوتوسی
winning position پوزیسیون برنده
tuck position موفقیتجمعشده
He has not enough experience for the position. برای اینکار تجربه کافی ندارد
pole position آغازگاه [ستاره شناسی] [ارتش]
pole position جلوتر از همه در صف [مسابقه]
shooting position حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
position vector بردار مکان [ریاضی]
This position is much too small for me . این سمت برای من خیلی کوچک است
wing position وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
waltz position رقص والس
starting position وضعیت راه اندازی
starting position وضعیت صفر
stag position پاباز در هوا
stag position وضع پاهای باز
squatting position وضعیت چمباتمه در تیراندازی
sitting position وضعیت نشسته
sign position موقعیت علامت
sign position مکان علامت
sign position موضوع علامت
set position اماده در نقطه اغاز
steinitz position پوزیسیون اشتاینیتسی
supplementary position موضع تکمیلی
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
validated position شغل بلاتصدی سازمانی
validated position محل سازمانی خالی
unit position مکان واحد
to seek a position نظر خواستن
to seek a position مشورت کردن
to seek a position جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن
switch position موضع دفاعی بینابین
switch position موضع رابط دفاعی
supplementary position موضع یدکی
selection of position انتخاب موضع
final position وضعیت نهایی
drilling position مکان مته کاری
drilling position وضعیت مته کاری
delay position موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری
delay position موضع تاخیری
defense position موضع پدافندی
defense position موضع دفاعی
critical position پوزیسیون حساس
covered position محوطه تحت پوشش موضع مخفی
covered position موضع پوشیده
consolidation of position تکمیل ارایش مواضع
duty position شغل
duty position شغل ارجاعی
fencing position گارد شمشیرباز
extreme position واقع درمنتهاالیه
extreme position وضعیت نهایی
estimated position نقطه براوردی
estimated position نقطه تخمینی
equilibrium position وضع تعادل
endo position موقعیت اندو
electrode position رسوبگیری الکتروشیمیایی
egg position حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
duty position محل شغلی
consolidation of position تحکیم مواضع
commitment position نقطه پرتاب بمب ضدزیردریایی
comma position وضع بدن در پیچ زدن
axial position حالت محوری قرارگاه محوری
axial position وضعیت محوری
attack position موضع تک
assumed position موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
assumed position موضع فرضی
secondary position موضع فرعی
secondary position موضع یدکی
alternate position موضع فرعی
alternate position موضع یدکی
all position welding جوشکاری دو طرفه
air position وضعیت هوایی
battle position موضع نبرد
circle of position دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
central position وضعیت مرکزی
central position قرارگاه مرکزی
break off position نقطه قطع درگیری
break off position نقطه رهایی
bowsprit position موقعیت دکل خوابیده
blocking position موضع سد کننده
bit position موقعیت ذره
benzylic position موقعیت بنزیلی
battle position محل ناو در دریا
air position موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
financial position وضعیت مالی
lucena position پوزیسیون لوسنا در اخر بازی رخ و پیاده شطرنج
illegal position پوزیسیون غیر قانونی شطرنج
idle position وضعیت ساکن
ideal position وضعیت ایده ال
ideal position پوزیسیون ارمانی شطرنج
ideal position پوزیسیون ایده ال
monopoly position موقعیت انحصاری
idle position حالت سکون
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
in a stooping position خمیده
meta position محل متا
key position موضع حساس و مهم
line of position خط موقعیت
layig up position موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
lattice position محل شبکه
kneeling position وضعیت به زانو
measuring position محل سنجش
men of position صاحبان مقام
kilian position وضع ایستادن دواسکیت بازرقصنده درکنار هم
key position شغل حساس
neotral position وضع بدن عمود بر سطح مسیر
neutral position محل بی اثر
steering position wheelhouse
no wind position محل نهایی هواپیما
in a stooping position دولا
float into position غوطه ور شدن
float into position شناور شدن
fist position وضع و حالت مشت
firing position موقعیت احتراق
firing position موضع اتش وضعیت تیراندازی حالت تیراندازی
firing position موضع تیر
no wind position اخرین محل هواپیما
ground position موقعیت زمینی
ground position در خاک نشستن
neutral position وضعیت خنثی یا خلاص حالت خلاص یا بی باری
he is unworthy of his position شایسته مقام خود نیست
ground position نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
ground position ایستگاه زمینی
gearbox position وضعیت جعبه دنده
free position روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
neutral position وضعیت بی باری
The position is over his head . he cannot cope with it . این شغل برای سرش خیلی گشاد است ( از توانائی اوبیرون است )
arms material position شغل همه رستهای
Status . Position and rank. مقام ومنزلت ( جاه ومقام )
plan position indicator صفحه رادار ناو یا هواپیما
branch immaterial position شغل همه رستهای
person in a position of trust امین
To attain position and wealth. به مقام وثروت رسیدن
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
toa for a job or position تقاضای شغل کردن
toa for a job or position درخواست کارکردن
daily position summary خلاصه وضعیت محل کشتیهادر روی اب
dead center position نقطه مرگ بالا یا پایین
hand steering position flat tiller
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com