English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
power blower دمنده برقی
Other Matches
blower ونتیلاتور
blower دمنده
blower دم
blower دمنده وزنده
blower ذوب کننده
blower پنکه
blower دستگاه دمنده
blower ماشین مخصوص دمیدن
blower کسی یا چیزی که بدمد یابوزد
blower وزنده
blower دمنده [دستگاه بادزن]
blower فن
blower هواکش
blower نوعی کمپرسور گریز از مرکز
blower پنکه
blower engine ماشین دمنده
glass blower شیشه گر
blower motor موتورخنککننده
cooling blower دمنده هوای سرد
cabin blower در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
fan blower بادزن مکانیکی یاماشینی
gas blower دمنده گاز
heating blower دمنده ی حرارتی
shoot blower دمنده دوده کشتی
shoot blower دوده پاک کن دودکش ناو
forage blower دستگاهمکندهعلوفه
evaporator blower وزندهبخار
high pressure blower دمنده فشار قوی
gas engine blower دمنده موتور گازی
blower tupe supercharger سوپر شارژر
blower tupe supercharger دمنده
snow blower [rotary snowplough] برف خور
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
e. power نیروی اجرایی
power down قطع برق خاموش کردن
power قوه [ریاضی]
e. power قوه مجریه
power توان [ریاضی]
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power زور
power down قطع نیرو
power up روشن کردن
useful power قدرت مفید
useful power توان مفید
will to power قدرت خواهی
will-power اراده
will-power تصمیم
will-power عزم راسخ
will-power قدرت اراده
will power <idiom> قدرت
power up برق
power saw اره ماشینی
power on روشن کردن
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
in power صاحب مقام
in power دارای اختیارات
outside power جریان خارجی
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
power saw دستگاه اره
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
power توان
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power اقتدار و اختیار
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power راندن
power قوه
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power دستگاه برقی
power قوه یا توان
power درشت نمایی قدرت دوربین
power شدت
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
power توانایی
power دولت
power قدرت نیرو
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power برقی
power انرژی
power قدرت دیدذره بین
power برق
power اقتدار سلطه نیروی برق
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power حذف توان کامپیوتر
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power توان از دست رفته
power خاموش کردن یک وسیله
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power توان نیرو
power نیرو
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power برتری
power توان برقی
power زور بکاربردن
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power قدرت
reactive power توان غیر فعال
reactive power توان هرز
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
power supplay منبع تغذیه
power steering فرمان خودکار
power supplay منبع قدرت
power source منبع قدرت
power structure ساخت قدرت
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
power stroke مرحله قدرت
power test ازمون قدرت
power spectrum طیف توانی
power supply منبع تغذیه
power supply مبدل برق
power volleyball والیبال قدرتی
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transmission انتقال انرژی
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power turret برجک برقی
power unit پیش راننده
wattless power توان راکتیو یا غیرموثر
predictive power قدرت پیش بینی
pulling power نیروی کشش
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power system شبکه نیرو
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
power supply منبع انرژی
power transmission انتقال قدرت
power supply تامین کننده برق
radiant power شاره تابان
power surge برق ناگهانی
tractive power نیروی کشش
power user کاربر پیشرفته
power shovel بیل مکانیکی
power circuit مدار توان
power forward فوروارد قوی
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel سوخت
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function تابع توانی
power function تابع قدرت
power hacksaw اره کمانهای
power hacksaw کمان اره
power head سر موتور
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power factor ضریب قدرت
power consumer مصرف برق
power consumer مصرف انرژی مصرف توان
power consumption مصرف قدرت
power consumption مصرف برق
power dissipation اتلاف قدرت
power distribution پخش قدرت
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power dive شیرجه
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
power endurance توان استقامت
power factor ضریب توان
power house کارخانه برق
power installation تاسیسات جریان قوی
power jack جک
power outege قطع برق
power output توان خروجی
power pack دستگاه تنظیم برق
power pack جعبه تغذیه
power play نقشه تهاجمی
power play حمله دسته جمعی
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power politics سیاست زور
power politics سیاست جبر زور طلبی
power rammer زمین کوب مکانیکی
horse power قدرت اسب
power outege قطع قدرت
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power law قانون توانی
power level تراز توان
power loss اتلاف توان
power loss تلف قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power mains شبکه جریان قوی
power mains شبکه نیرو
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power of production نیروی تولید
power of reservation حق اعتراض
power shovel ماشین خاک کش
power worker فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
power blackout قطع برق
power failure قطع برق
power cut قطع برق
power blackout رفتن برق
power failure رفتن برق
power cut رفتن برق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com