English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
power on روشن کردن
Search result with all words
power زور
power قدرت
power برتری
power توان نیرو
power برق
power اقتدار سلطه نیروی برق
power قدرت دیدذره بین
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power زور بکاربردن
power توان برقی
power نیرو
power توان
power دستگاه برقی
power برقی
power درشت نمایی قدرت دوربین
power قوه یا توان
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
power دولت
power اقتدار و اختیار
power راندن
power قوه
power انرژی
power توانایی
power شدت
power قدرت نیرو
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power حذف توان کامپیوتر
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power توان از دست رفته
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power خاموش کردن یک وسیله
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power of attorney وکالت نامه
power of attorney وکالت
power of attorney وکالتنامه
purchasing power قدرت خرید
purchasing power توان خرید
inventive power قوه اختراع
inventive power هوش اختراع
staying power نیروی پایداری
staying power بنیه
staying power طاقت قدرت
staying power استحکام
power line خط جریان قوی
power lines خط جریان قوی
power station کارخانه برق
power station ایستگاه مولدنیرو
power station نیروگاه
power stations کارخانه برق
power stations ایستگاه مولدنیرو
power stations نیروگاه
power failure قطع قدرت
power failure خرابی برق
power failures قطع قدرت
power failures خرابی برق
water power نیروی ابی
power game بازی قدرتی
power games بازی قدرتی
power broom جاروی برقی
power plant نیروگاه برق
power plant کارخانه برق نیروی محرکه هواپیماواتومبیل
power plant دستگاه تولیدنیروی
power plant محرکه وسیله نقلیه
power plant مرکز تولید نیرو
power plant دستگاه مولد نیرو
power plant موتوربرق
power plant نیروگاه موتور مولدنیرو
power plant پیش راننده
power plant نیروگاه
power plant تاسیسات جریان قوی
power plants نیروگاه برق
power plants کارخانه برق نیروی محرکه هواپیماواتومبیل
power plants دستگاه تولیدنیروی
power plants محرکه وسیله نقلیه
power plants مرکز تولید نیرو
power plants دستگاه مولد نیرو
power plants موتوربرق
power plants نیروگاه موتور مولدنیرو
power plants پیش راننده
power plants نیروگاه
power plants تاسیسات جریان قوی
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
absorptive power ضریب جذب
absorption power قدرت جذب
abuse of power سوء استفاده از قدرت
accelerating power قدرت شتاب
active power توان موثر
aerobic power توان هوازی
apparent power توان فاهری
Other Matches
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
power up روشن کردن
outside power جریان خارجی
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
power up برق
power توان [ریاضی]
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power قوه [ریاضی]
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power down قطع نیرو
power saw دستگاه اره
in power صاحب مقام
will to power قدرت خواهی
in power دارای اختیارات
power saw اره ماشینی
will-power اراده
will-power تصمیم
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
will power <idiom> قدرت
useful power توان مفید
power down قطع برق خاموش کردن
e. power نیروی اجرایی
e. power قوه مجریه
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
will-power قدرت اراده
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
useful power قدرت مفید
will-power عزم راسخ
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
power source منبع قدرت
power spectrum طیف توانی
power steering فرمان خودکار
power rammer زمین کوب مکانیکی
power shovel بیل مکانیکی
reactive power توان هرز
power politics سیاست زور
power shovel ماشین خاک کش
power supplay منبع تغذیه
power politics سیاست جبر زور طلبی
power stroke مرحله قدرت
power structure ساخت قدرت
power transmission انتقال انرژی
power transmission انتقال قدرت
power turret برجک برقی
power unit پیش راننده
power user کاربر پیشرفته
power volleyball والیبال قدرتی
predictive power قدرت پیش بینی
pulling power نیروی کشش
tractive power نیروی کشش
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
radiant power شاره تابان
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transformer مبدل تغذیه
power supplay منبع قدرت
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power supply منبع تغذیه
power supply منبع انرژی
power supply تامین کننده برق
power supply مبدل برق
power surge برق ناگهانی
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power test ازمون قدرت
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power approach تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
power endurance توان استقامت
power factor ضریب توان
power factor ضریب قدرت
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward فوروارد قوی
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel سوخت
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power dive شیرجه
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power distribution پخش قدرت
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
power blower دمنده برقی
power brake ترمز سروو
power cable کابل قدرت
power cable کابل جریان قوی
power circuit مدار توان
power consumer مصرف برق
power consumer مصرف انرژی مصرف توان
power consumption مصرف قدرت
power consumption مصرف برق
power dissipation اتلاف قدرت
power function تابع توانی
power function تابع قدرت
power hacksaw اره کمانهای
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power of production نیروی تولید
power of reservation حق اعتراض
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power outege قطع قدرت
power outege قطع برق
power output توان خروجی
power pack دستگاه تنظیم برق
power pack جعبه تغذیه
power play نقشه تهاجمی
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power mains شبکه نیرو
power mains شبکه جریان قوی
power hacksaw کمان اره
power head سر موتور
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power house کارخانه برق
power installation تاسیسات جریان قوی
power jack جک
power law قانون توانی
power level تراز توان
power loss اتلاف توان
power loss تلف قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power play حمله دسته جمعی
power cut قطعبرق
power failure قطع برق
power cut قطع برق
power blackout رفتن برق
power failure رفتن برق
power cut رفتن برق
solar power نیروی خورشیدی
power outlet پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlets پریز ها
power blackout قطع برق
power cut خاموشی
power point اتصالبرق
power worker فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
power-sharing روشحکومتیکهمردم درامورکشورشاندخالتچندانیندارند
Power of distiction. قوه تشخیص
To have power and influence. تیغ برایی داشتن
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
power blackout خاموشی
power failure خاموشی
power outlet پریز دیواری
power outlet پریز روی دیوار
power of procuration وکالت نامه
power of attorney اختیار نامه
power of authority اختیار نامه
power of procuration اختیار نامه
power of attorney اجازه نامه
power of authority اجازه نامه
power of procuration اجازه نامه
power of a point قوت یک نقطه نسبت به یک دایره [ریاضی]
power series سری توانی [ریاضی]
power of authority وکالت نامه
power outlets پریز های دیواری
power outlets پریز های روی دیوار
power loom ماشین بافندگی [در بافت فرش های ماشینی از آن استفاده می شود.]
power struggle نقشه تهاجمی
power struggle مبارزه برای صاحب مقام شدن
I don't have it in my power to help you. من توانایی کمک به شما را ندارم.
moving power نیروی جابجا کننده
power of attorney وکالت نامه
corridors of power مکانهاییکهتصمیماتمهمدرآنجااتخاذمیشود
reactive power توان غیر فعال
scattering power قدرت پراکندگی
sea power قدرت بحری
sea power نیروی دریایی کشور حاکم بر دریاها
sea power کشور دریایی
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
social power قدرت اجتماعی
sounp power توان صوتی
source of power منبع قدرت
source of power منبع انرژی
starting power توانایی راه اندازی
starting power قدرت راه اندازی
ruling power سلطان
resolving power اندازه گیری توانایی سیستم نوری برای تشخیص خط وط سیاه روی صفحه سفید.
resolving power قدرت تفکیک
reactive power توان واکنشی
reactive power توان راکتیو
real power توان حقیقی
real power توان موثر
received power توان دریافتی
rectangular power قدرت راست روی
reflecting power قدرت انعکاس
refractive power قدرت شکست
resolution power توان تفکیک
resolving power توان تفکیک تلسکوپ
super power ابر نیرو
super power ابر قدرت
world power قدرت دنیوی
world power قدرت جهانی
world power کشوربسیار قوی
power button دکمهروشن
power indicator شاخصروشن
power socket پریز برق
power takeoff قدرت
power train آموزشقدرت
power turbines توربینهایقدرت
power-on button دکمهروشنشدندستگاه
power-on light چراغروشنشدندستگاه
world power ابرنیرو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com