English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
power rammer زمین کوب مکانیکی
Other Matches
rammer سمبه
rammer تیرکوب
rammer زمین کوب
rammer سر سمبه
rammer سمبه نظافت لوله سمبه توپ سمبه پر کن توپ
rammer کوبه
rammer زمینکوب
rammer شمعکوب کارگر شمعکوب
rammer وزنه شمعکوب
rammer staff چوب سمبه
rammer staff دسته سمبه
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
will power <idiom> قدرت
will-power قدرت اراده
will-power عزم راسخ
will-power تصمیم
will-power اراده
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power توان [ریاضی]
power قوه [ریاضی]
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
will to power قدرت خواهی
useful power توان مفید
power saw دستگاه اره
power saw اره ماشینی
power on روشن کردن
power down قطع برق خاموش کردن
power down قطع نیرو
outside power جریان خارجی
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
in power دارای اختیارات
in power صاحب مقام
useful power قدرت مفید
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
e. power قوه مجریه
e. power نیروی اجرایی
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
power up روشن کردن
power up برق
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
power زور
power راندن
power اقتدار و اختیار
power دولت
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
power قوه
power انرژی
power حذف توان کامپیوتر
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power قدرت نیرو
power شدت
power توانایی
power قوه یا توان
power زور بکاربردن
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power قدرت دیدذره بین
power اقتدار سلطه نیروی برق
power برق
power توان نیرو
power برتری
power قدرت
power توان برقی
power نیرو
power درشت نمایی قدرت دوربین
power برقی
power دستگاه برقی
power توان
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power خاموش کردن یک وسیله
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power توان از دست رفته
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power politics سیاست جبر زور طلبی
power steering فرمان خودکار
power stroke مرحله قدرت
power structure ساخت قدرت
power supplay منبع تغذیه
power pack دستگاه تنظیم برق
power shovel بیل مکانیکی
power supply منبع تغذیه
power spectrum طیف توانی
power source منبع قدرت
power pack جعبه تغذیه
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
power play نقشه تهاجمی
power shovel ماشین خاک کش
power play حمله دسته جمعی
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power loss اتلاف توان
power politics سیاست زور
power supply منبع انرژی
power of procuration اجازه نامه
power unit پیش راننده
reflecting power قدرت انعکاس
power of authority اجازه نامه
power user کاربر پیشرفته
power volleyball والیبال قدرتی
predictive power قدرت پیش بینی
pulling power نیروی کشش
tractive power نیروی کشش
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
radiant power شاره تابان
power turret برجک برقی
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power transmission انتقال قدرت
power supply تامین کننده برق
power supply مبدل برق
power surge برق ناگهانی
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power test ازمون قدرت
power transformer مبدل تغذیه
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transmission انتقال انرژی
power of attorney اجازه نامه
power output توان خروجی
power circuit مدار توان
power endurance توان استقامت
power factor ضریب توان
power factor ضریب قدرت
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward فوروارد قوی
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power fuel سوخت
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power series سری توانی [ریاضی]
power consumer مصرف برق
power consumer مصرف انرژی مصرف توان
power consumption مصرف قدرت
power consumption مصرف برق
power dissipation اتلاف قدرت
power distribution پخش قدرت
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power dive شیرجه
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
power cable کابل جریان قوی
power function تابع توانی
power function تابع قدرت
power mains شبکه جریان قوی
power mains شبکه نیرو
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power of production نیروی تولید
power of reservation حق اعتراض
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power of a point قوت یک نقطه نسبت به یک دایره [ریاضی]
power outege قطع قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power loss تلف قدرت
power hacksaw اره کمانهای
power hacksaw کمان اره
power head سر موتور
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power house کارخانه برق
power installation تاسیسات جریان قوی
power jack جک
power law قانون توانی
power level تراز توان
power outege قطع برق
power of procuration اختیار نامه
veer on power با دوار زنجیر دادن
power indicator شاخصروشن
power socket پریز برق
power takeoff قدرت
power train آموزشقدرت
power turbines توربینهایقدرت
power-on button دکمهروشنشدندستگاه
power-on light چراغروشنشدندستگاه
TV power button دکمهروشنکنندهتلوزیون
corridors of power مکانهاییکهتصمیماتمهمدرآنجااتخاذمیشود
power cut قطعبرق
power button دکمهروشن
power outlet پریز روی دیوار
power outlets پریز های دیواری
wattless power توان هرز
wattless power توان راکتیو یا غیرموثر
power struggle نقشه تهاجمی
world power جهان نیرو
world power ابرنیرو
world power قدرت دنیوی
world power قدرت جهانی
world power کشوربسیار قوی
power loom ماشین بافندگی [در بافت فرش های ماشینی از آن استفاده می شود.]
power outlets پریز های روی دیوار
power point اتصالبرق
power worker فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com