English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English Persian
power shovel ماشین خاک کش
power shovel بیل مکانیکی
Other Matches
shovel بیلچه
shovel خاک انداز
shovel لبه منحنی اسکی
shovel کج بیل بیلچه
shovel بیل مکانیکی
shovel بیل [ابزار] [ساخت و ساختمان]
shovel با بیل کندن انداختن
g shovel بیلچهکوهنوردی
shovel بیل
shovel بیل زدن
shovel پارو
shovel pass پاس اززیر بازو
snow shovel پارو
shovel pass پاس از زیر بازو
shovel hat کلاه لبه پهن کشیشان انگلیس
shovel cut جوی حفر شده با بیل
crane shovel بیل مکانیکی
rocker shovel بیل مکانیکی مناسب تونی کنی
steam shovel خاک انداز بخاری
back shovel بیل حفاری
to shovel snow با بیل برف کندن
mechanical shovel اتود
hydraulic shovel بیلمکانیکی
folding shovel بیلتاشو
hunger for power [craving for power] میل شدید به قدرت
power زور
will power <idiom> قدرت
i did all in my power انچه در توانم بود کردم
useful power توان مفید
will to power قدرت خواهی
power saw اره ماشینی
power saw دستگاه اره
will-power قدرت اراده
will-power عزم راسخ
will-power تصمیم
useful power قدرت مفید
power down قطع نیرو
power down قطع برق خاموش کردن
will-power اراده
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
power up برق
e. power نیروی اجرایی
e. power قوه مجریه
in power دارای اختیارات
power up روشن کردن
to the power of [three] به توان [سه] [ریاضی]
power [over somebody/something] قدرت [ بر کسی یا چیزی]
in power صاحب مقام
power on روشن کردن
outside power جریان خارجی
p in power to do something عدم نیروبرای کردن کاری
power 0 تلاش برای سرعت بیشتر ضمن مسابقه با 02 پاروزن پی درپی
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
power درشت نمایی قدرت دوربین
power توانایی
power شدت
power قدرت نیرو
power مجموعه بررسیهای سخت افزاری که کامپیوتر پس از روشن شدن انجام میدهد
power منبع تغذیه که میتواند حتی پس از خرابی برق نیرو داشته باشد
power توقف منبع تغذیه الکتریکی
power توان
power که باعث توقف کار کردن یا بد کار کردن قط عات الکتریکی میشود مگر اینکه باتری آنها برگردد
power انرژی
power قوه
power دستگاه برقی
power قوه یا توان
power نیرو
power حداکثر تلاش در کمترین زمان
power دولت
power اقتدار و اختیار
power راندن
power برقی
power حذف توان کامپیوتر
power خاموش کردن منبع الکتریسیته کامپیوتر یا قطعه الکترونیک دیگر
power قدرت دیدذره بین
power جعبه مستقل که برای مدار ولتاژ و جریان فراهم میکند
power خاموش کردن یک وسیله
power تنظیم خودکار CPU در یک وضعیت ابتدایی شناخته شده به سرعت پس از اعمال برق .
power روشن کردن یا اعمال ولتاژ به یک وسیله الکتریکی
power قدرت
power اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
power اقتدار سلطه نیروی برق
power برق
power توان نیرو
power توان [ریاضی]
power قطعهای که اگر برای مدت زمان مشخص استفاده نشود خود را خاموش میکند
power نرم افزار کامپیوترهای luptop و برخی صفحههای جدیدتر PC و صفحههای نمایش که برای حفظ انرژی قط عاتی که استفاده نمیشوند را به طور خودکار خاموش می کنند
power خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power بیان اینکه ولتاژ یک قطعه الکتریکی تامین شده است
power واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power توان برقی
power زور بکاربردن
power اعمال انرژی الکتریکی یا مکانیکی به یک وسیله
power توان از دست رفته
power قوه [ریاضی]
power نیرو بخشیدن به نیرومند کردن
power برتری
power steering فرمان خودکار
power supply مبدل برق
power supply منبع تغذیه
power supplay منبع تغذیه
power supplay منبع قدرت
power structure ساخت قدرت
power stroke مرحله قدرت
power supply تامین کننده برق
power supply منبع انرژی
power surge برق ناگهانی
pulling power نیروی کشش
tractive power نیروی کشش
r f power supply منبع توان بسامد رادیویی
radiant power شاره تابان
rated power هریک از چند حدود تعیین شده توان توربین گاز
reactive power توان هرز
real power توان حقیقی
reactive power توان راکتیو
reactive power توان واکنشی
predictive power قدرت پیش بینی
power volleyball والیبال قدرتی
power user کاربر پیشرفته
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
power test ازمون قدرت
power transformer مبدل تغذیه
power transformer ترانسفورماتور شبکه ترانسفورماتور قدرت
power transmission انتقال انرژی
power transmission انتقال قدرت
power traverse مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
power turret برجک برقی
power unit پیش راننده
reactive power توان غیر فعال
power consumption مصرف قدرت
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
power function تابع توانی
power function تابع قدرت
power hacksaw اره کمانهای
power hacksaw کمان اره
power head سر موتور
power head نوک نیزه تیراندازی به ماهی
power house کارخانه برق
power installation تاسیسات جریان قوی
power jack جک
power fuel سوخت
power forward مامورجلوگیری از نزدیک شدن حریف به سبد
power consumption مصرف برق
power dissipation اتلاف قدرت
power distribution پخش قدرت
power dive شیرجه رفتن هواپیما
power dive شیرجه
power endurance توان استقامت
power factor ضریب توان
power factor ضریب قدرت
power form تیراندازی ایستاده با تیر وکمان
power forward فوروارد قوی
power law قانون توانی
power level تراز توان
power loss اتلاف توان
power output توان خروجی
power pack دستگاه تنظیم برق
power pack جعبه تغذیه
power play نقشه تهاجمی
power play حمله دسته جمعی
power play وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
power politics سیاست زور
power politics سیاست جبر زور طلبی
power rammer زمین کوب مکانیکی
power slide لغزش به کنار در پیچ مسیر
power source منبع قدرت
power outege قطع برق
power dive با استفاده از نیروی موتور طیاره
power loss تلف قدرت
power loss گمگشتگی قدرت
power mains شبکه جریان قوی
power mains شبکه نیرو
power meter دستگاه اندازه گیری توان توان سنج وات متر
power mower چمن زن یا علف چین موتوری
power of production نیروی تولید
power of reservation حق اعتراض
power of reservation حق نگهداری وذخیره کردن
power of the keys اختیارات کلیسای پاپ
power outege قطع قدرت
power spectrum طیف توانی
power worker فردیکهدرایستگاهبرقکارمیکند
power cut قطع برق
power blackout رفتن برق
power failure رفتن برق
power cut رفتن برق
solar power نیروی خورشیدی
power outlet پریز [الکترونیک یا مهندسی برق]
power outlets پریز ها
power outlet پریز دیواری
power failure قطع برق
power blackout قطع برق
power-sharing روشحکومتیکهمردم درامورکشورشاندخالتچندانیندارند
Power of distiction. قوه تشخیص
To have power and influence. تیغ برایی داشتن
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
inventive power قوه اختراع
power blackout خاموشی
power failure خاموشی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com