English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (9 milliseconds)
English Persian
pre loading بارگیری اولیه
Search result with all words
loading بارکنش
loading بارگیری
loading بار محموله
loading امیختن موادخارجی به شراب
loading بار
loading بارگذاری
loading بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
loading بارگیری مهمات درهواپیما
loading خرج گذاری کردن سلاح
loading پر کردن سلاح
loading بار گذاری
loading فرفیت
loading فرفیت بارگیری
loading عمل انتقال فایل یا برنامه از دیسک به حافظه
ammunition loading line خط بارگیری مهمات
ammunition loading line صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
base loading بارگیری انجام شده در پایگاه
base loading بار اولیه
bill of loading بارنامه کشتی
bill of loading جواز کشتی
block stowage loading بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
breech loading ته پر
breech loading پر کردن تفنگ از ته
bulk loading بارگیری مخزن به طور یک جا
bulk loading بارگیری در مخازن
cease loading پر نکنید
cease loading گلوله را پرنکنید
combat loading بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
commercial loading بارگیری تجارتی
commercial loading بارگیری کالای تجارتی
commodity loading بارگیری کالاهای مختلف
cross loading سر شکن کردن بارها
cross loading تقسیم بارهای هواپیما
cross loading مخلوط کردن بارها
cycles of loading دورههای بار
deflection under long term loading خیز ریز بار طویل المدت
density of loading تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
diffraction loading منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
diffraction loading منتجه فشار
direct loading مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
disc loading نسبت وزن هلیکوپتر به مساحت دیسک رتوراصلی
drag loading فشار کششی
drag loading نتیجه کشش بادیا موج انفجار
drift loading دهانه
dynamic loading بارگذاری جنبشی
emergency loading بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
emergency loading بارگذاری فوق العاده
endurance loading بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
factor loading وزن عاملی
frequency loading بارکنش فرکانسی
frequency loading بارگیری فرکانسی
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
horizontal loading کولاس افقی
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
indirect loading بارگذاری غیرمستقیم
lane loading سربار خط عبوری
loading apron نوار بارگیری
loading bridge پل بارگیری
loading bucket سطل بارگیری
loading capacity بار گیری
loading capacity فرفیت
loading chart طرح بارگیری هواپیما
loading chart جدول بارگیری
loading coil پیچک بار افزای
loading diagram دیاگرام بارگیری
loading duration مدت بار گذاری
loading facilities وسایل بارگیری
loading for contingencies کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
loading list لیست بارگیری خودرو
loading on alternate spans حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
loading participation in profits هزینههای مشارکت در سود
loading plan طرح بارگیری خودرو
loading point نقطه بارگیری
loading point نقطه سوارشدن
loading rack سکوی بارگیری
loading ramp راهروی شیب دار بارگیری
loading routine روال بارکننده
loading scale مقیاس بارگیری
loading site سکوی بارگیری
loading site محل بارگیری
loading space فضای قابل بارگیری
loading speed سرعت بار گذاری
loading station ایستگاه بارگیری
loading table جدول بارگیری
loading time زمان بارگیری
loading tray سینی پر کن گلوله
magnetic loading بارگیری مغناطیسی
manpower loading chart نمودار تخصیص نیروی انسانی
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
muzzle loading سر پر
point of loading نقطه بارگیری
preload loading بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
rail loading سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
rate of loading میزان بارگذاری
self loading پرشونده خودکار
self loading فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
separate loading مجزا پرشونده
separate loading مهمات مجزا
strength under tangential loading مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
tactical loading بارگیری رزمی یا جنگی
Other Matches
transverse loading بارگذاری روی پایه
truck loading سربار کامیون
unit loading بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
up line loading انتقال یک کپی از یک برنامه
wing loading نسبت وزن کل به مساحت یال
loading area قسمتلودینگ
loading bunker بارگیریانبارزغال
loading dock بارگیریبارانداز
loading door فشاردر
Loading and unloading. بارگیری وتخلیه
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
The ship is loading. کشتی درحال بارگیری است
muzzle-loading cannon بارگیریلولهتوپ
container-loading bridge پلورودبستههابهکشتی
bow loading door درخمشدهمخصوصبار
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
cross section of a muzzle-loading cannon قسمتموربدهانهتوپ
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com