English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
press copy book دفتر کپیه
Other Matches
copy book دفتر کپیه
copy letter book دفتر کپیه
copy بدل سازی کردن
copy کپیه
copy پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy نگهبان مخابراتی
copy نسخه برداری
copy نسخه
copy جلد
copy رونوشت
copy تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copy کپی برداری
copy دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy کپی
copy نمونه
copy نمونه ساختن
copy استنساخ کردن
copy رونویس کردن
copy کپیه کردن رونویسی کردن
copy سواد
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
authorization to copy اجازه ناشر نرم افزار به کاربر برای کپی کردن از برنامه در تعدادی معین
attested copy رو نوشت مصدق
abdominos'copy شکم بینی
copy protection محافظت از کپی
presentation copy نسخه قدیمی
be a carbon copy <idiom> دقیقا مثل دیگری بودن
cheap copy بدل قلابی
backup copy نسخه پشتیبان
backup copy کپی پشتیبان روگرفت پشتیبان
back copy نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
She is a bit too copy . خیلی ناز دارد ( ناز میکند )
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
office copy رونوشت مصدق
The painting is only a copy. این نقاشی فقط کپی [از اصل] است.
examined copy نسخه بررسی شده
certified copy رونوشت گواهی رسمی شده
copy quantity مقدارکپی
foul copy چرک نویس
make a copy of سواد برداشت
dead copy اخبارچیده شده
dead copy اخبارکهنه
exact copy رونوشت عین
foul copy مسوده
make a copy of رونوشت برداشتن
hard copy نسخه چاپی
hard copy نسخه ملموس خروجی چاپی
tape copy پیام ضبط شده روی نوارضبط
tape copy پیام نوار شده
straightforward copy کپیه عین اصل
soft copy نسخه غیر چاپی
copy protection حفافت دربرابر کپی
copy protection جلوگیری از اعمال کپی
true copy رونوشت مطابق با اصل
certified copy سواد مصدق
certified copy رونوشت مصدق
cetified copy رونوشت مصدق
cetified copy سواد مصدق
copy editing ویرایش کپی
copy fitting مطابقت کپی
copy holder گیره کاغذ
copy machining الگوتراشی
copy milling الگوتراشی
copy plot تکثیر از روی نسخه اصلی
copy protect یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
copy protect یچی که مانع از کپی گرفتن از دیسک میشود
soft copy نسخه غیر ملموس
carbon copy ورق کاربن
carbon copy کپی نسخه غیراصل
carbon copy رونوشت
carbon copy رونوشت کاربنی
pirate copy نسخه سرقت شده
fair copy نسخه درست
pirate copy نسخه غیر قانونی چاپ شده
blind carbon copy در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
rough or foul copy چرک نویس
fair or clean copy پاکنویس
copy output mode روکشخروجیکپی
camera ready copy کپی اماده تکثیر
live copy paste کپی الصاق مستقیم
copy of his letter is here with enclosed رونوشت نامه وی ضمیمه است
blind copy receipt در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
He's a carbon copy of his father. کپی پدرش است.
hard-copy output نسخه [خروجی] چاپی
colour hard copy device اسباب نسخه چاپی رنگی
press ماشین فشار
press دستگاه پرس
press مطبوعات جراید
press دادن
press مطبوعات
press فشار روی دفاع
press چاپ فشار
press فشاراوردن
press عصاره گرفتن
press فشردن
press له کردن
press فشار دادن
press چاپ
press قاب راکت تنیس
press تاکتیک دفاعی فشرده
press فشار دادن با انگشتان
press قفسه
press عامل موثر
to press up سوی بالافشار دادن
to press up با فشار بالابردن
press دستگاه فشار
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
press up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press فشردن زور دادن
press مطبعه
press جمعیت
press ازدحام کردن اتوزدن
press فشار
press ازدحام
press-up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
in the press زیر چاپ
in the press تحت طبع
press ماشین چاپ
press وارداوردن
hot press مهره
hot press پرس کردن گرم
hot press منگنه ماشین اهار
hot press مهره کشیدن
hot press جلادادن
press hot فشردن گرم
hot press برق انداختن
hot press اهار زدن
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
cutting press پرس قطع کننده [مهندسی]
hydraulic press پرس هیدرولیکی
copying press منگنه سوادبرداری
screw press قید
sewing press ماشین کتابدوزی
crank press پرس کششی اهرم
solids press down دج ها سوی پایین فشار می اورند
solids press down اجسام جامد سوی
hydrostatic press منگنه ابی
press vice منگنه
filter press صافی فشاری
straightening press پرس مستقیم کنی
extrusion press اشترانق پرسه
press gallery لژ نمایندگان مطبوعات
press part بخش فشرده
tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
folding press پرس خم کاری
forging press پرس چکش کاری
letter press مواد چاپی
liberty of the press ازادی مطبوعات
freedom of the press ازادی مطبوعات
freedom of the press ازادی نگارش
punch press پرس منگنه
punching press پرس سوراخ کننده
drop press پتک خودکار اهنگری
screw press منگنه
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
die press فشردن
press key تکمه فشاری
press law قانون مطبوعات
press mark علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
power press پرس
drawing press پرس کششی
drill press متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
drill press دستگاه مته
mechanical press پرس
letter press نوشته وابسته به عکسها
press gallery جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
press-gangs دسته مامور جلب مشمولین
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
press agent مامور اگهی و تبلیغ
plate press پرس صفحه باتری
press attache وابسته مطبوعاتی
press bed بخش زیرین پرس
bench press پرس میزی
percussion press پرس ضربهای
to press charges against someone ازکسی قانونی شکایت کردن [کسی را متهم کردن]
moulding press منگنه
press-ganging دسته مامور جلب مشمولین
press board مقوای فشرده
press brake پرس خمشی
gutter press نگارش هایامطبوعات پست
To press ones luck . لگد به بخت خود زدن
baling press پرس متعادل
baling press بالینگ پرس
press-ups از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press-ganged دسته مامور جلب مشمولین
press-gang دسته مامور جلب مشمولین
press report گزارش خبری
press conference مصاحبه مطبوعاتی
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
press gangs دسته مامور جلب مشمولین
to press ahead with با زور ادامه دادن
yellow press مطبوعات جنجالی
pneumatic press پرس بادی
press gang دسته مامور جلب مشمولین
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press campaign مبارزه مطبوعاتی
stop press خبریابخشیکهپسازچاپسایرقسمتهایروزنامهچاپشود
press officer سخنگوییکارگانیاموسسه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com