English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English Persian
press gangs دسته مامور جلب مشمولین
Search result with all words
press-gangs دسته مامور جلب مشمولین
Other Matches
gangs گروه
gangs دسته جنایتکاران
gangs خرامش
gangs دسته
gangs مشی گام برداری
gangs رفتن
gangs سفرکردن
gangs دسته جمعی عمل کردن
gangs جمعیت تشکیل دادن
gangs جمعیت
Gangs of youths went on the rampage through the inner city. دسته های جوانان با داد و بیداد از مرکز شهر رد شدند.
press فشار دادن با انگشتان
press قفسه
press up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press-up از حالت زاویه به بالانس کشیدن
in the press تحت طبع
in the press زیر چاپ
press چاپ فشار
press فشار
to press up سوی بالافشار دادن
to press up با فشار بالابردن
press ازدحام
press قاب راکت تنیس
press تاکتیک دفاعی فشرده
press دستگاه فشار
press عامل موثر
press ماشین فشار
press دادن
press دستگاه پرس
press ازدحام کردن اتوزدن
press فشردن زور دادن
press وارداوردن
press مطبوعات جراید
press مطبعه
press ماشین چاپ
press جمعیت
press فشار روی دفاع
press بالا زدن وزنه از روی سینه به بالای سر
press عصاره گرفتن
press چاپ
press فشردن
press له کردن
press فشار دادن
press مطبوعات
press فشاراوردن
press key تکمه فشاری
press hot فشردن گرم
press law قانون مطبوعات
press brake پرس خمشی
press gallery لژ نمایندگان مطبوعات
press mark علامتی که جای کتاب رادرقفسههای کتابخانه نشان میدهد
press part بخش فشرده
plate press پرس صفحه باتری
press vice منگنه
punch press پرس منگنه
punching press پرس سوراخ کننده
rolling press الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
screw press قید
press gallery جای ویژه مخبرین جراید درمجلس
press fit پرس شده
percussion press پرس ضربهای
need press theory نظریه نیاز- فشار
oil press دستگاه عصاری
oil press چرخ روغن گیری
moulding press منگنه
power press پرس
pneumatic press پرس بادی
press agent مامور اگهی و تبلیغ
press attache وابسته مطبوعاتی
press bed بخش زیرین پرس
press board مقوای فشرده
press campaign مبارزه مطبوعاتی
press cast ریختن تحت فشار
press casting ریخته گری فشاری
screw press منگنه
sewing press ماشین کتابدوزی
press wheel چرخفشار
press corps گروهیازخبرنگارانکهباهمکارمیکنند
press cutting برش دهنده فشاری
press officer سخنگوییکارگانیاموسسه
stop press خبریابخشیکهپسازچاپسایرقسمتهایروزنامهچاپشود
to press charges against someone ازکسی قانونی شکایت کردن [کسی را متهم کردن]
To press ones luck . لگد به بخت خود زدن
in the press conference در مصاحبه مطبوعاتی
yellow press مطبوعات جنجالی
to press ahead with با زور ادامه دادن
press report گزارش خبری
press chamber حفرهفشار
press bar دستهفشار
pollen press فشارگرده
solids press down دج ها سوی پایین فشار می اورند
solids press down اجسام جامد سوی
straightening press پرس مستقیم کنی
tiger press حرکت از بالانس ساق دست به روی کف دست
to press against any thing بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
to press back با فشار عقب بردن
to press for an answer با صرار یا فشار پاسخ خواستن
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
to send to the press برای چاپ فرستادن
treadle press ماشین چاپ پایی
wine press چرخشت
etching press ماشینچاپقلمزن
garlic press سیرخودکن
lithographic press چاپزغالی
printing press ماشین چاپ
c frame press پرس با قالب "سی " شکل
cabbaging press پرس هیدرولیک
clean and press حرکت پرس وزنه برداری
clothes press گنجه جا رختی
copying press منگنه سوادبرداری
crank press پرس کششی اهرم
cutting press پرس قطع کننده [مهندسی]
die press فشردن
press-ganged دسته مامور جلب مشمولین
drawing press پرس کششی
drill press متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
drill press دستگاه مته
drop press پتک خودکار اهنگری
briquetting press پرس متعادل یا بالینگ پرس
bench press پرس میزی
press release مطلب مطبوعاتی
press releases مطلب مطبوعاتی
gutter press نگارش هایامطبوعات پست
press-ups از حالت زاویه به بالانس کشیدن
press box لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press boxes لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
press gang دسته مامور جلب مشمولین
press-gang دسته مامور جلب مشمولین
press-ganging دسته مامور جلب مشمولین
press conference مصاحبه مطبوعاتی
press conferences مصاحبه مطبوعاتی
baling press بالینگ پرس
baling press پرس متعادل
extrusion press اشترانق پرسه
hot press برق انداختن
hot press پرس کردن گرم
hydrostatic press منگنه ابی
hydraulic press پرس هیدرولیکی
hot press مهره کشیدن
freedom of the press ازادی مطبوعات
freedom of the press ازادی نگارش
hot press مهره
hot press منگنه ماشین اهار
legg press تمرین تقویت عضلههای پا بافشار دادن وزنه به بالا با پاخوابیده به پشت
letter press مواد چاپی
mechanical press پرس
liberty of the press ازادی مطبوعات
hot press جلادادن
filter press صافی فشاری
folding press پرس خم کاری
forging press پرس چکش کاری
hot press اهار زدن
letter press نوشته وابسته به عکسها
pressing: standing press پایهفشار
press copy book دفتر کپیه
air operated press پرس بادی پنوماتیکی
beam bending press پرس خم کننده میله
Press the elevator button. تکمه آسانسور رافشار بدهید
power press extrusion طریقه اشترانق پرس
press (push) one's luck <idiom> به شانس بستگی داد
the press of modern life فشارو نیازمندیهای زندگی امروز
i gave it a slight press انرا کمی فشار دادم
multi stage press پرس چند طبقه
rotating table press پرس مدور
press campaingn or stunt مبارزه سیاسی بوسیله مقاله نویسی در روزنامه ها
press of sail or canvas ان مقداربادبان که باد اجازه دهد
die stamping press پرس حدیده
stretch press die قالب انبساطی
die stamping press پرس قالب گیری حدیدهای
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
drill press vise گیره ماشینی
drop forging press پرس اهنگری حدیدهای
press of sail or canvas بادبان بفراخور باد
to correct yhe press چیز چاپ شده غلط گیری کردن
dial feed press پرس رولور
dial feed press پرس میزی گردان
double action press پرس دو واکنشی
press cast process فرایند ریخته گری فشاری
hand screw press پرس پیحی دستی
column screw press پرس پیچی ستونی
concrete tile press پرس صفحهای بتن
gap frame press پرس "سی " شکل
four column friction screw press پرس اصطکاکی چهار ستونی
vincent friction screw press پرس وینسنت
double action drawing press پرس کششی دوکاره
double action cam drawing press پرس کششی دو واکنشی
to push your luck [British English] to press your luck [American English] زیاده روی کردن [شورکاری را در آوردن] [اصطلاح مجازی]
backing: backing press پرسپشتیبان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com