English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (6 milliseconds)
English Persian
private employees کارکنان خصوصی
Other Matches
employees کارکنان
new employees کارمندان تازه
well paid employees کارمندانی که حقوق خوب
employees empowerment توانمندسازی کارکنان
reduced employees کارمندان منفصل گردیده
reduced employees کارمندان کم شده
public employees کارمندان بخش عمومی کارمندان دولت
civilian employees کارمندان غیرنظامی
well paid employees میگیرند
blue collar employees کارگران
Full ( part) time employees . کارمندان تمام (پاره ) وقت
The regulations prescribe that all employees must undergo a medical examination. آیین نامه تجویز می کند که همه کارکنان باید آزمایش پزشکی بدهند.
in private در خلوت
in private محرمانه
he is a private او سرباز
he is a private است
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private محرمانه سرجوخه
private خصوصی
private مستور سرباز
private محرمانه
private اعضاء تناسلی
private اختصاصی خصوصی
private عادی
private شخصی
private غیر دولتی
private پوشیده
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
private ownership مالکیت خصوصی
private property مالکیت خصوصی
private enterprises موسسات خصوصی
private property دارایی شخصی
private line خط خصوصی
private decument عقد عادی
private endowment وقف خاص
private institutions موسسات خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private first class سربازیکم
private first class سرباز یکم
private deed سند خصوصی
private law حقوق خصوصی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private property دارائیهای خصوصی
private property دارایی شخصی بلامعارض
private eye کارآگاه خصوصی
private eyes کارآگاه خصوصی
A private car. اتوموبیل شخصی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
private lessons تدریس خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
without private motive بی غرضانه
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
quasi private نیمه خصوصی
private road شارع خاص
private saving پس انداز خصوصی
private session جلسه غیر علنی
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private talk گفتگوی محرمانه
private talk صحبت خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private treaty معامله خصوصی
quasi private شبه خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private schools مدرسه ملی
private schools اموزشگاه خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
private parts شرمگاه
deed under private سند غیر مصدق
deed under private سند عادی
private document سند عادی
he wished to be private میخواست تنهاباشد
private detectives کاراگاه خصوصی
private school اموزشگاه خصوصی
private school مدرسه ملی
private sector بخش خصوصی
private enterprise شرکت خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
private enterprise عمل خصوصی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
private benefits منافع خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
private code رمز محرمانه
private consumption مصرف خصوصی
private company شرکت خصوصی
private code کد محرمانه
private debt بدهی خصوصی
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private decument سند عادی
private motive غرض شخصی
private agreement قرارداد خصوصی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
to give private lessons درس خصوصی دادن
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
private international law حقوق بین الملل خصوصی
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
deed under private signature سند عادی
deed under private seal سند غیر مصدق
deed under private seal سند عادی
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
based on private motives غرض الود
based on private motives غرض امیز
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private rate of return نرخ بازده خصوصی
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
private joint stock company شرکت سهامی خاص
acts based on private motives غرض ورزی
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com