English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
private first class سربازیکم
private first class سرباز یکم
Other Matches
private اعضاء تناسلی
private مستور سرباز
private محرمانه
private اختصاصی خصوصی
private شخصی
private پوشیده
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private خصوصی
private محرمانه سرجوخه
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private عادی
he is a private است
in private محرمانه
in private در خلوت
private غیر دولتی
he is a private او سرباز
private document سند عادی
deed under private سند عادی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private enterprise عمل خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
private enterprise شرکت خصوصی
private endowment وقف خاص
deed under private سند غیر مصدق
private employees کارکنان خصوصی
private deed سند خصوصی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private decument عقد عادی
private decument سند عادی
private debt بدهی خصوصی
private enterprises موسسات خصوصی
private school مدرسه ملی
private schools مدرسه ملی
private schools اموزشگاه خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private parts شرمگاه
private company شرکت خصوصی
private code رمز محرمانه
private code کد محرمانه
private detectives کاراگاه خصوصی
he wished to be private میخواست تنهاباشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
private motive غرض شخصی
private agreement قرارداد خصوصی
private benefits منافع خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
quasi private نیمه خصوصی
quasi private شبه خصوصی
private treaty معامله خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private talk صحبت خصوصی
private talk گفتگوی محرمانه
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
without private motive بی غرضانه
private eye کارآگاه خصوصی
private tuition تدریس خصوصی
private lessons تدریس خصوصی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
A private car. اتوموبیل شخصی
private eyes کارآگاه خصوصی
private session جلسه غیر علنی
private saving پس انداز خصوصی
private institutions موسسات خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private sector بخش خصوصی
private law حقوق خصوصی
private line خط خصوصی
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
private ownership مالکیت خصوصی
private property مالکیت خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
private road شارع خاص
private property دارایی شخصی
private property دارایی شخصی بلامعارض
private school اموزشگاه خصوصی
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
deed under private signature سند عادی
deed under private seal سند غیر مصدق
deed under private seal سند عادی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
to give private lessons درس خصوصی دادن
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
private international law حقوق بین الملل خصوصی
private rate of return نرخ بازده خصوصی
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
based on private motives غرض امیز
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
based on private motives غرض الود
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
acts based on private motives غرض ورزی
private joint stock company شرکت سهامی خاص
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
class در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
class محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
third class سومین دسته
third class درجه سوم بلیط درجه 3
first class طبقه یک
third-class درجه سوم بلیط درجه 3
class کلاس
second-class درجه دوم
first-class درجه اول
first-class درخورمردم طبقه یک بهترین
first class ممتاز
third-class سومین دسته
class گروه وزنی ورزشکار ممتاز
second class درجه دو
class قشر
class رسته گروه
class هماموزگان
class طبقه بندی کردن رده
class نوع
class زمره جور
class طبقه
first class فرست کلاس
class رده
class ردیف
second class درجه دوم
second class وسط
second class دومین درجه
second class دومین مرتبه
second class درجه 2
second class فرعی
the th class p برنامه دانشپایه ششم
class دسته
first class درجه اول
first class بهترین
class دانشپایه
first class درجه یک
class interests منافع طبقاتی
superordinate class طبقه فراگیر
subordinate class طبقه وابسته
spectral class طبقه بینابی
spectral class گونه طیقی
soil class طبقه بندی خاک
class inclusion درون گنجی طبقهای
third class lever اهرم نوع سوم
third class road جاده درجه سه
toiling class طبقه رنجبر
high-class بلندپایه
high-class از طبقات بالا
high-class والا مقام
high-class کهبد
high-class مرغوب
social class طبقه اجتماعی
class of suplies طبقه کالاها
middle class طبقه ما بین اشراف وطبقه پایین
class of suplies گروه کالاها
class n allotment کسورات بیمه کارمندان غیرنظامی
class mobility تحرک طبقهای
ruling class طبقه حاکم
class limits حدود طبقه
class iv supplies اماد طبقه 4
class interval فاصله طبقه
class interval حدود طبقه
class interval دامنه طبقه
second class lever اهرم نوع دوم
second class ticket بلیت درجه دوم
sergeant first class گروهبان دوم
sergeant first class استوار دوم
high-class درجه یک
class ring حلقهطبقهای
first-class cabin قسمتclass_first
lower class طبقه پایین جامعه
lower class طبقه اجتماعی کم درآمد
lower class طبقه محروم
lower class طبقه عوام
lower class بی کلاس [در جامعه]
lower class سطح پایین [اجتماع]
class ii activity اجرای اماد طبقه 2
class ii activity فعالیت امادی طبقه 2
class i property اموال طبقه 1
class i property کالای طبقه 1
class i installation تاسیسات اماد طبقه 1
class i installation انبار اماد طبقه 1
class i activity اجرای اماد طبقه 1
class i activity فعالیت امادی طبقه 1
class f allotment کسورات حق مسکن
lower class طبقه سوم [اجتماع]
lower class طبقه پست وپایین اجتماع
exploiting class طبقه بهره کش
evening class مدرسهشبانه
reception class اولینکلاسیکهبچههامیروند
top-class عالی بااستانداردبالا
word class ردهایازلغاتمثلاسم صفت فعل و...
He is at the bottom of the class. اوشاگرد آخر کلاس است
class ii supplies اماد طبقه 2
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com