Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
English
Persian
private members' bills
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
Other Matches
private member's bills
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
members
اندام
members
عضو
members
کارمند
members
شعبه بخش
members
جزء
members
قطعه
members
پار
members
شعبه
members
جزء ساختمانی
members
جز
members
1- یک شی در صفحه کتاب چند رسانهای . 2-رکورد یا موضوع مشخص در یک فیلد
members
عنصر
members
پاره
main members
قطعات اصلی
Members of Parliament
نماینده مجلس
Members of Parliament
وکیل مجلس
senior members
اعضای بالارتبه یا ارشد
members bill
member
majority of the members
اکثریت اعضا
stiffening members
اعضای صلب کننده
All members are entitled to use the swimming pool.
همه اعضاء حق دارند از استخر شنا استفاده نمایند
bills
اسکناس
bills
سند
bills
برات
bills
قبض صورتحساب
bills
لایحه
bills
نوک بنوک هم زدن
bills
صورتحساب دادن
bills
منقار
bills
قبض
bills
حواله
bills
صورتحساب
bills
نوعی شمشیرپهن
bills
تهیه کردن صورتحساب
bills
نوک
bills
اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bills
اسنادبازرگانی
bills
بیجک
bills
دادخواست
bills
سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bills
گزارش جریان دعوی
treasury bills
اسناد خزانه
bills payable
برات های پرداخت کردنی
bills receivable
براتهای دریافت کردنی
bills receivable
بروات قابل دریافت
commercial bills
اوراق تجارتی
short bills
سفته یا برات کوتاه مدت
document bills
اوراق تجارتی
bills of fare
هزینه سفر
bills of fare
برنامه
bills of fare
صورت اغذیه مهمانخانه
bills of fare
صورت غذا
damage control bills
دستورالعمل کنترل خسارات
principal types of bills
انواعنوک
he is a private
است
private
مستور سرباز
private
محرمانه
private
اختصاصی خصوصی
private
غیر دولتی
private
عادی
in private
محرمانه
private
خصوصی
private
محرمانه سرجوخه
he is a private
او سرباز
private
اعضاء تناسلی
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private
محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private
شخصی
private
متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
in private
در خلوت
private
پوشیده
private d.
کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private nuisance
هتک حرمت منازل و املاک
private ownership
مالکیت خصوصی
private decument
عقد عادی
private first class
سرباز یکم
private decument
درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private deed
سند خصوصی
private first class
سربازیکم
private finance
مالیه خصوصی
private law
حقوق خصوصی
private institutions
موسسات خصوصی
private line
خط خصوصی
private enterprises
موسسات خصوصی
private endowment
وقف خاص
private employees
کارکنان خصوصی
private property
مالکیت خصوصی
private property
دارائیهای خصوصی
private property
دارایی شخصی
private eye
کارآگاه خصوصی
private eyes
کارآگاه خصوصی
private session
جلسه غیر علنی
A private car.
اتوموبیل شخصی
copy for private use
نسخه برای استفاده شخصی
private lessons
تدریس خصوصی
private tuition
تدریس خصوصی
without private motive
بی غرضانه
the matter was kept private
مطلب را پوشیده نگاه داشتند
quasi private
شبه خصوصی
private property
دارایی شخصی بلامعارض
private road
شارع خاص
private saving
پس انداز خصوصی
private siding
سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
private talk
گفتگوی محرمانه
private talk
صحبت خصوصی
private treaty
معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private treaty
معامله خصوصی
quasi private
نیمه خصوصی
private decument
سند عادی
private sector
بخش خصوصی
private detective
کاراگاه خصوصی
private detectives
کاراگاه خصوصی
private parts
شرمگاه
private enterprise
عمل خصوصی
deed under private
سند غیر مصدق
deed under private
سند عادی
private document
سند عادی
private investigator
کاراگاه خصوصی
private schools
اموزشگاه خصوصی
private schools
مدرسه ملی
private school
اموزشگاه خصوصی
private enterprise
شرکت خصوصی
private enterprise
اقتصاد بخش خصوصی
private enterprise
اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private school
مدرسه ملی
he wished to be private
میخواست تنهاباشد
he wished to be private
می خواست در خلوت باشد
private corporation
شرکت خصوصی
private consumption
مصرف خصوصی
private company
شرکت خصوصی
private benefits
منافع خصوصی
private code
رمز محرمانه
private borrowing
استقراض خصوصی
private code
کد محرمانه
private cost
هزینه خصوصی
private debt
بدهی خصوصی
private motive
غرض شخصی
private agreement
قرارداد خصوصی
private broadcasting
پخش برنامه خصوصی
private member's bill
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private tutoring
[American E]
تدریس خصوصی
to give private lessons
درس خصوصی دادن
to have private insurance
[cover]
بیمه خصوصی داشتن
private broadcasting network
شبکهپیشبینیخصوصی
deed under private seal
سند عادی
deed under private signature
سند عادی
private rate of return
نرخ بازده خصوصی
based on private motives
غرض الود
based on private motives
غرض امیز
deed under private seal
سند غیر مصدق
private rate of discount
نرخ تنزیل خصوصی
endowments to the private individuals
اوقاف خاصه
private branch exchange
مبادله انشعاب خصوصی
private international law
حقوق بین الملل خصوصی
marginal net private product
محصول خصوصی نهائی خالص
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
private automatic branch exchange
رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
acts based on private motives
غرض ورزی
private joint stock company
شرکت سهامی خاص
private brench exchange switchboard
مرکز سوئیچینگ فرعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com