English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (6 milliseconds)
English Persian
private siding سایدینگ یا دوراهی ویژه راه اهن
Other Matches
siding جانبداری
siding طرفداری
siding بستگی بحزب
siding پهلویی
siding دو راهی
stabling siding دوراهی راه اهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
stabling siding دوراهی راه آهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
siding [railway] دوراهی راه آهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
siding [railway] دوراهی راه اهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
parking siding دوراهی راه اهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
colonial siding [روکش کوبی با تخته عریض]
parking siding دوراهی راه آهن [برای بیرون بودن از ترافیک]
railway siding دوراهی راه اهن
shunting siding خط فرعی راه اهن درایستگاهها
siding door درکشودار
siding door درکشوی
he is a private است
in private در خلوت
in private محرمانه
he is a private او سرباز
private d. کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
private محرمانه سرجوخه
private عادی
private خصوصی
private غیر دولتی
private محدوده آدرس حافظه کاربر مشخص , نه برای دستیابی عمومی
private اعضاء تناسلی
private مستور سرباز
private شخصی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private متعلق به شخصی یا شرکتی بودن , غیر عمومی
private محرمانه
private اختصاصی خصوصی
private پوشیده
private property دارایی شخصی
private ownership مالکیت خصوصی
private property مالکیت خصوصی
private property دارائیهای خصوصی
private property دارایی شخصی بلامعارض
private institutions موسسات خصوصی
private nuisance هتک حرمت منازل و املاک
private enterprises موسسات خصوصی
private endowment وقف خاص
private employees کارکنان خصوصی
private finance مالیه خصوصی
private first class سربازیکم
private first class سرباز یکم
private law حقوق خصوصی
private line خط خصوصی
private road شارع خاص
private saving پس انداز خصوصی
private session جلسه غیر علنی
private tuition تدریس خصوصی
private lessons تدریس خصوصی
copy for private use نسخه برای استفاده شخصی
A private car. اتوموبیل شخصی
private eyes کارآگاه خصوصی
private treaty معامله کالا یا توافق فروشنده وخریدار
private eye کارآگاه خصوصی
without private motive بی غرضانه
the matter was kept private مطلب را پوشیده نگاه داشتند
quasi private نیمه خصوصی
quasi private شبه خصوصی
private treaty معامله خصوصی
private talk صحبت خصوصی
private talk گفتگوی محرمانه
private deed سند خصوصی
private school اموزشگاه خصوصی
deed under private سند عادی
private document سند عادی
he wished to be private میخواست تنهاباشد
he wished to be private می خواست در خلوت باشد
private motive غرض شخصی
deed under private سند غیر مصدق
private enterprise شرکت خصوصی
private enterprise اقتصاد بخش خصوصی
private schools مدرسه ملی
private schools اموزشگاه خصوصی
private detective کاراگاه خصوصی
private detectives کاراگاه خصوصی
private investigator کاراگاه خصوصی
private school مدرسه ملی
private enterprise اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
private parts شرمگاه
private enterprise عمل خصوصی
private agreement قرارداد خصوصی
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
private company شرکت خصوصی
private sector بخش خصوصی
private consumption مصرف خصوصی
private corporation شرکت خصوصی
private cost هزینه خصوصی
private debt بدهی خصوصی
private decument سند عادی
private decument عقد عادی
private code رمز محرمانه
private code کد محرمانه
private benefits منافع خصوصی
private borrowing استقراض خصوصی
private broadcasting پخش برنامه خصوصی
to have private insurance [cover] بیمه خصوصی داشتن
private member's bill طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private tutoring [American E] تدریس خصوصی
to give private lessons درس خصوصی دادن
private members' bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private broadcasting network شبکهپیشبینیخصوصی
private branch exchange مبادله انشعاب خصوصی
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
private rate of return نرخ بازده خصوصی
private international law حقوق بین الملل خصوصی
endowments to the private individuals اوقاف خاصه
deed under private signature سند عادی
deed under private seal سند غیر مصدق
deed under private seal سند عادی
based on private motives غرض الود
based on private motives غرض امیز
private member's bills طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
private joint stock company شرکت سهامی خاص
private brench exchange switchboard مرکز سوئیچینگ فرعی
private automatic branch exchange رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
acts based on private motives غرض ورزی
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
marginal net private product محصول خصوصی نهائی خالص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com