English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English Persian
prize انعام
prize جایزه
prize ممتاز
prize غنیمت ارزش بسیار قائل شدن مغتنم شمردن
prize کشتی یا کالایی که به موجب حقوق جنگی در دریا به غنیمت برده شود
prize انعام جایزه
Other Matches
consolation prize جایزهی دلگرمی
to prize a ship کشتی رادردریابه غنیمت بردن
prize ring محل مسابقه مشت زنی
prize ring گود مسابقه
booby prize جایزه تسلی بخش
prize-fighter بوکسور مشتزن
prize-giving مراسماعطایجایزه
Nobel Prize جایزه نوبل
Ig Nobel Prize جایزه ایگ نوبل
prize poem شعری که جایزه برده است
prize of war کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
prize money پولی که از فروش غنیمت دریایی بدست می اید
brilliancy prize جایزه درخشندگی شطرنج
nobel prize جایزه نوبل
prize court شعبهای از دادگاه اداره نیروی دریایی که باامور....کاردارد
prize courts دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
prize courts به دست امده عنوان غنیمت جنگی اعطا نمیشود
prize fellow شاگردی که در امتحانات سرامد شده وامتیازی بعنوان جایزه باو داده اند
prize fight جنگ با مشت برای گرفتن پول یا جایزه
prize fighting زد و خورد
prize fighting درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
prize man جایزه بر
Nobel Prize winner برنده جایزه نوبل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com