English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (8 milliseconds)
English Persian
probability learning یادگیری احتمالاتی
Other Matches
probability احتمال
In all probability. Very likely. به احتمال خیلی قوی ( قریب به یقین )
the probability is احتمال دارد
the probability is احتمال میرود
in all probability احتمال کلی میرود
probability احتمالات
probability sample نمونه احتمالاتی
probability ratio بهر احتمال
kill probability احتمال کشندگی
probability of kill احتمال انهدام
probability table جدول احتمالات
probability theory نظریه احتمالات
probability theory نظریه احتمال
probability factor ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
kill probability احتمال واردکردن تلفات
probability of kill احتمال از بین رفتن
probability of ionization احتمال یونش
probability cost بهای احتمالی
probability analysis تحلیل احتمالات
probability analysis احتمال کاوی
probability distribution توزیع احتمال
probability factor ضریب احتمال
probability function تابع احتمال
probability limits حدود احتمالی
probability matching همتاسازی احتمالاتی
mathematical probability احتمال ریاضی
probability matching جورکردن احتمالاتی
probability of collision احتمال برخورد
probability of detection احتمال اکتشاف
probability of detection احتمال کشف
probability curve منحنی احتمال
area of probability حدوداحتمالات
experimental probability احتمال تجربی
dud probability درصد احتمال عمل نکردن گلوله یا اصابت نکردن ان
transition probability احتمال انتقال
transition probability احتمال جهش
conditional probability احتمال مشروط
area of probability محوطه احتمالات
probability density چگالی احتمال [ریاضی]
experimental probability احتمال ازمایشی
compound probability احتمال مرکب
normal probability curve منحنی بهنجار احتمال
characteristic actuation probability احتمال مسلح شدن مین توسط مین جمع کن
radial probability density چگالی شعاعی احتمالی
probability density function تابع چگالی احتمال
angular probability distribution توزیع زاویهای احتمال
radial probability distribution توزیع احتمال شعاعی
learning فراگیری
learning معرفت
learning اطلاع
whole learning یادگیری سرتاسری
learning دانش یادگیری
learning فضل وکمال
self learning خود فراگیر
learning یادگیری
single shot hit probability احتمال اصابت یک گلوله به هدف
vicarious learning یادگیری مشاهدهای
social learning یادگیری اجتماعی
subliminal learning یادگیری زیراستانهای
sign learning علامت اموزی
serial learning یادگیری زنجیرهای
rote learning یادگیری طوطی وار
relation learning رابطه اموزی
avoidance learning یادگیری اجتنابی
transfer of learning انتقال یادگیری
verbal learning یادگیری کلامی
skill learning مهارت اموزی
book learning علم کتابی
incidental learning یادگیری اتفاقی
insightful learning یادگیری بینش افرین
latent learning یادگیری نهفته
learning curve منحنی یادگیری
learning curve منحنی اموزش
learning curve منحنی که نمودار این مطلب است که باتکرار یک عمل زمان انجام ان عمل کوتاهتر می گردد
learning curve که استفاده از آن بسیار سخت باشد
incentive learning یادگیری با مشوق
heuristic learning یادگیری ذهنی
concept learning مفهوم اموزی
conceptual learning مفهوم اموزی
cue learning نشانه اموزی
discrimination learning یادگیری افتراقی
distributed learning یادگیری فاصله دار
global learning یادگیری یکپارچه
he is a prodigy of learning اعجوبه ایست در دانش
he is a prodigy of learning درعلم معرکه است
learning curve نمایش گرافیکی بدست آوردن دانش در زمان
learning rate سرعت یادگیری
rate of learning سرعت یادگیری
place learning مکان اموزی
perceptual learning یادگیری ادراکی
patrons of learning دانش پروران
part learning یادگیری بخش بخش
one trial learning یادگیری یک کوششی
motor learning یادگیری حرکتی
learning machine ماشین فراگیر
mastery learning یادگیری در حدتسلط
mastery learning تسلط اموزی
maze learning یادگیری در ماز
learning set امایه یادگیری
learning theory نظریه یادگیری
maze learning مازاموزی
massed learning یادگیری بی وقفه
learning to learn یادگیری اموزی
machine learning فراگیری ماشین
He lays claim to learning. ادعای علم وفضل می کند
There is no royal road to learning . <proverb> مقصد علم و دانش را,جاده اى نیست هموار .
statistical learning theory نظریه اماری یادگیری
there is no royal road to learning <proverb> تن به دود چراغ و بی خوابی ننهادی هنر کجا یابی
computer augmented learning بسط اموزش به کمک کامپیوتر
computer based learning یادگیری بر پایه کامپیوتر
trial and error learning یادگیری از راه کوشش و خطا
means end learning یادگیری وسیله- هدف
mathematical learning theory نظریه ریاضی یادگیری
the common wealth of learning مجمع ادبا
the common wealth of learning افراد اهل علم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com