English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English Persian
problem-solving مساله گشایی
Other Matches
problem solving حل مسئله
Problem - solving . گره گشایی ( رفع مشکل )
on line problem solving حل مسئله بطور درون خطی
solving حل کردن
solving یافتن پاسخ یک مشکل
solving حل کردن مسئله
solving گشادن باز کردن
solving رفع کردن
equation solving حل معادله [ریاضی]
If this is your problem , it is no problem , it is no problem . اگر گرفتاریت فقط اینست که اصلا" گرفتاری نیست
Is that enough to be a problem? آیا این کافی است یک مشکل بحساب بیاید؟
What's the problem? مشکل کجاست؟
No problem at all. It is quite all right . مانعی ندارد
problem خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
problem سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
problem مساله
problem معما موضوع
problem چیستان
problem مشکل
problem مسئله
problem زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد
problem یافتن پاسخ برای مشکلی
problem یافتن علامت و روش رفع و تعمیر خطا یا مشکل
problem واضح کردن توضیحات شکل به روش منط قی
problem plav نمایشی که موضوع ان مسئلهای باشد
problem program برنامه مسئلهای
solution to a problem راه حل یک مسئله
problem program برنامهای که به هنگام قرارگرفتن واحد پردازش مرکزی در حالت مسئله اجرا میشودبرنامه مسئلهای
problem state وضعیت مسئله
solution of a problem حل یک مسئله
problem statement حکم مسئلهای
problem state حالت مسئلهای
test problem مسئله ازمابنده
My only problem is money . تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
problem-free <adj.> بدون دردسر
A problem is a chance for you to do your best. مشکل فرصتی است برای شما تا نهایت تلاشتان را بکنید.
to crack a problem مسئله ای را حل کردن [ریاضی یا فیزیک]
the heart of the problem اصل مساله
problem-free <adj.> بدون زحمت
problem child کودک مشکل افرین
identification problem مسئله تعیین هویت
problem box جعبه مساله
problem behavior رفتار مشکل افرین
chess problem معما
definition of a problem تعریف یک برنامهThe
determinate problem مسئله ایی که یک یا چندراه حل معین دارد
problem analysis تجزیه و تحلیل مسئله
chess problem مسئله شطرنج
domestic problem مساله خانوادگی
eight queens problem مسئله هشت وزیر شطرنج
feeding problem مشکل تغذیه
identification problem مسئله شناسائی
problem checklist فهرست مشکلات
check problem مسئله ازمایشی
problem child فرزند مسئله دار
benchmark problem کار یا برنامه بررسی اعتبار کارایی سخت افزار یا نرم افزار
problem oriented مسئله گرا
problem identification بازشناسی مشکل
problem identification شناسایی مسئله
problem file پرونده مسئلهای
problem description شرح مسئله
problem description تشریح مسئله
check problem مسئله مقابلهای
benchmark problem مسئله محک
problem definition تعریف مسئله
problem child فیل جناح وزیر درصورتی که راه گسترش ان مسدود باشد
to face a serious problem for the country روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
problem oriented language زبان مسئله گرا
It is an extremely complicated problem. مسأله بسیار پیچیده ایست
We are confronting a difficult problem. با مسأله مشکلی روبرو هستیم
problem oriented language زبان باگرایش مسئله
mooney problem checklist مشکل سنج مونی
mind body problem مساله تن و روان
More money is not the answer to this problem. پول بیشتر حل این مسئله نیست.
one's biggest worry [problem number one] بزرگترین نگرانی
This would provide an obvious solution [to the problem] . این می تواند یک راه حل واضح [به مشکل] فراهم می کند.
The real problem is not whether machines think but whether men do. مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced. زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
To umravel a complication . to unlock adoor . to resolve ( untangle )a knotty problem. گره از مشکلی باز کردن ( گشودن )
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts. مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com