English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English Persian
production function تابع تولید
Search result with all words
aggregate production function تابع تولید کل
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
homogeneous production function تابع تولید همگن
linear homogenous production function تابع تولید خطی همگن
Other Matches
production ایجاد
production اقامه
production تولید محصول
over production محصول زیادی
over production عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
production تولید
production ارائه
production فراوری
production عمل اوری ساخت
production استخراج
production فراورده محصول
production تولید کردن
production حاصل دادن
production محصول عمل
production ارائه ساخت
production فرآورده کارگاه
production ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production ساخت مواد برای فروش
production تولید دستهای
production تولید حجم بزرگ محصولات
production کنترل ساخت یک محصول
production سرعت ساخت محصول
production الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production process فرایند تولید
aliterary production تصنیف
batch production تولید زیاد یک نوع کالا
an artistic production عمل یا کار صنعتی
cost of production هزینه تولید
batch production تولیدانبوه
production planning برنامه ریزی تولید
production period دوره تولید
production overheads هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
branches of production رشتههای تولید
production part بخش تولید
forces of production نیروهای تولید
branches of production شاخههای تولید
bulk production تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
mechanical production تولید ماشینی
means of production وسایل تولید
means of production ابزار تولید
factor of production عامل تولید
factory production تولید کارخانهای
flow of production جریان تولید
flow of production گردش تولید
food production تولید غذا
mass production تولید انبوه
full production تولید کامل
full production تولید در حداکثرفرفیت
mass production تولید ماشینی
mass production تولید بمقدارزیاد
mass production بس فراوری
ingot production تولید شمش
mode of production شیوه تولید
energy production تولید نیرو
bulk production تقسیم سوخت درفروف کوچک
census of production امارگیری در خصوص تولید
census of production امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
census of production امار سرشماری
production of oil استخراج نفت
production missile موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production method روش تولید
production management مدیریت تولید
production index شاخص تولید
power of production نیروی تولید
pilot production تولید نمونه
period of production دوره تولید
pair production تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
mode of production وجه تولید
elasticity of production کشش تولید
mode of production طرز تولید
energy production تولید انرژی
production base مبنای تولید یا تولیدات ملی
production lines خط تولید
roundabout production تولید با کارائی بیشتر
relations of production رابطه تولید
production time زمان ساخت
production time زمان تولید
production gap شکاف تولید
production frontier مرز تولید
production facility سهولت تولید
production engineer مهندس تولید
production efficiency کارائی در تولید
production efficiency کارائی تولید
production cost ارزش ساخت
scale of production مقیاس تولید
series production سری سازی
surplus production تولید اضافی
production cycle زمان یا دوره بافت یک فرش [این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
production platform سکویتولیدات
production of sound تولیدات صدا
production desk میزمحصولات
production adviser مشاوره محصولات
electricity production تولیدالکتریسیته
volume of production حجم تولید
track production شروع تعقیب هدف
track production فهور هدف
surplus production فزونی تولید
surplus production مازاد تولید
production cost هزینه تولید
aliterary production فراورده یا محصول ادبی تالیف
production rule قاعده
production routine روال تولید
production line خط تولید
mass-production تولید انبوه
production programme برنامه تولید
production program برنامه تولید
production process روند ساخت
agents of production عوامل تولید
factors of production عوامل تولید
production factors عوامل تولید
production process جریان تولید
production rule تولید
production account حساب تولید
production control کنترل تولید
production capacity فرفیت تولید
production technique روش فنی تولید
production coefficient ضریب تولید
production technique فن تولید
production run اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
pilot line production تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
production possibility curve منحنی امکانات تولید
production of electricity by the generator الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
production video switcher دکمهنمایشگرمحصولات
steps in the production of electricity مراحلتولیدالکتریسیته
multi stage production تولید چند مرحلهای
To step up ( increase ) production. سطح تولید رابالابردن
He works in the production section . درقسمت تولید کار می کند
labor intensive production تولید کاربر
production indifference curve منحنی بی تفاوتی تولید
production possibility frontier مرز امکانات تولید
production control room اتاقکنترلمحصولات
production possibility bondary مرز امکانات تولید
net primary production تولید خالص نخستین
non specific factors of production عوامل غیر اختصاصی تولید
index of industrial production شاخص تولید صنعتی
production resource planning برنامه ریزی منابع تولید
nuclear power production تولید انرژی هستهای
mass production of goods تولید توده وار کالا
mass production of goods تولید انبوه کالا
production planning and control برنامه ریزی و کنترل تولید
additional production personnel عوامل دیگر تولد
pig iron production تولید اهن خام
piece production cost ارزش تولید قطعه
mobility of factors of production تحرک عوامل تولید
fixed production coefficients ضرایب تولید ثابت
production/export riser system تولیدات
large scale production method روش تولیدانبوه
large scale production method روش تولیدبه مقیاس وسیع
production of electricity from solar energy دستیابیبهالکتریسیتهبوسیلهانرژیخورشیدی
production of electricity from nuclear energy تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
production/export riser system صادراتدستگاهپایه
OR function پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
function دستورالعمل
function لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
function نقش
function عمل کردن کارکردن
function ایفاء
NOR function = تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
NOR function = مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
function ماموریت عمل
function مقام
function پیشه
function تابع [ریاضی]
neither nor function تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
function کارویژه
function کار
function وفیفه
NOT function تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
function ایین رسمی
even function تابع زوج
function وفیفه داشتن
to function as something به کار رفتن به عنوان چیزی
function عمل
function سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
NOT function معادل تابع NAND
function مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
function دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function کار کردن
function خاصیت وجودی
function کارایی
function فعالیت
function وفیفه عمل کردن
NOT function مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
function طرزکار تابع
function تابع
zero of a function صفر یک تابع [ریاضی]
zero of a function ریشه تابع [ریاضی]
function کارکرد
function چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function انجام عمل به درستی
transformation function تابع تبدیل
wave function تابع موجی
utility function تابع کاربردی
trigonometric function تابع مثلثاتی
transfer function تابع انتقال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com