English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
program line فرش های همگون [اصطلاحا به فرش های اطلاق می شود که از نظر نقشه مشابه بوده ولی اندازه آنها با یکدیگر متفاوت باشد.]
Search result with all words
main line program بخشی از یک برنامه که ترتیب اجرای سایر واحدهای موجوددر برنامه را کنترل میکند
Other Matches
line to line fault اتصال کوتاه خط به خط
line to line voltage ولتاژ بین دو خط
line to line fault اتصال کوتاه دوقطبی
line to line voltage ولتاژ زنجیر شده
line to line spacing فاصله سطور
line by line analysis تجزیه سطر به سطر
line by line milling فرز کردن سطری
line by line milling فرز کردن سطر به سطر
line to line fault تماس خطوط
line to line fault اتصال کوتاه بین دو فاز
program مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
program نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program id شناسنامه برنامه
program برنامه دادن برنامه ریختن
program مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program دستور کار
program برنامه تهیه کردن
program برنامه دستور
program نقشه
program برنامه دارکردن
program برنامه نوشتن
program برنامه
program برنامه ریزی کردن
program دستور
program روش کار پروگرام
star program بدون خطا اجرا شود
application program برنامه کاربردی
antivirus program برنامه ضد ویروس
star program برنامه کامل
problem program برنامه مسئلهای
modular program برنامه پیمانهای
maintenance program برنامه نگهداشت
main program برنامه اصلی
privieged program برنامه ممتاز
master program شاه برنامه
assembly program برنامه همگذاری
stored program بابرنامه انباشته
background program برنامه پس زمینهای
background program برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
background program برنامه زمینهای
draw program برنامه ترسیم
authorized program برنامه مجاز
drawing program نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
assembly program برنامه اسمبلی
assembly program assembler
problem program برنامهای که به هنگام قرارگرفتن واحد پردازش مرکزی در حالت مسئله اجرا میشودبرنامه مسئلهای
exercise program برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
add in program برنامه افزودنی
active program برنامه دائر
active program برنامه فعال
source program برنامه منبع
program budget بودجه برنامهای
program cards کارتهای برنامه
program chaining اتصال برنامه
program checkout وارسی برنامه
program coding کدگذاری برنامه
program control کنترل برنامه
executive program برنامه مجری
spreadsheet program برنامه صفحه گسترده
processing program برنامه پردازشی
processing program برنامه پردازش
production program برنامه تولید
program aircraft جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
program analyzer برنامه کاو
program analyzer تحلیل کننده برنامه
source program برنامه مبداء
program selector انتخابگربرنامه
even driven program برنامه رویدادی
executive program برنامه اجرایی
monitor program برنامه مبصر
package program برنامه فشرده
checking program برنامه مقابله کننده
target program برنامه مقصود
training program برنامه اموزش
payroll program برنامه پرداخت حقوق
transient program برنامه گذرا
systems program برنامه سیستم
object program برنامه مقصد دستورالعملهایی که ازcompiler یا assemblerنتیجه شده و اماده اند تا درکامپیوتر اجرا شوند
object program برنامه مقصود
capital program برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
calling program برنامه فراخواننده
calling program برنامه فرا خواننده
child program تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
target program برنامه هدف
operating program برنامه عملیات
operating program برنامه اجرایی
package program برنامه بستهای
control program برنامه کنترل
test program برنامه ازماینده
computer program برنامه کامپیوتر
computer program برنامه کامپیوتری
comprehensive program برنامه اجرائی جامع
compiler program برنامه همگردانی
communications program برنامه ارتباطات
paint program نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
parent program برنامه ای که برنامه دیگر را آغاز میکند.
parent program در حین اجرا. مراحل اصلی که به برنامه پدر بر می گردد پس از اتمام کار برنامه فرزند
called program برنامه فرا خوانده
calendar program ابزار نرم افزاری که به کاربر اجازه ورود و بررسی به قرار ملاقات ها میدهد
utility program برنامه کاربردی
user program برنامه کاربر
user program برنامه استفاده کننده
vhsic program Circuit Integration HighSpeed Very program برنامه مدار مجتمع بسیارسریع
diagnostic program برنامه عیب شناسی
dictionary program برنامه فرهنگ لغات
proofing program برنامه محک
benchmark program برنامه محک
multiphase program برنامهای که بیشتر از یک دستور بازیابی پیش از خاتمه اجرا نیاز دارد
weight program تمرین وزنه برداری
wordprocessing program برنامه واژه پردازی
stored program برنامه ذخیره شده
utility program برنامه مفید
calendar program ابزار نرم افزاری که به چندین کاربر اجازه بررسی قرار ملاقات ها وزمان بندیهای سایرین را میدهد
system program برنامه سیستم
troop program برنامه تشکیل یکانها
troop program برنامه تامین عدههای نظامی
debugging a program اشکال زدایی یک برنامه
support program برنامه پشتیبانی
deflationary program برنامه ضد تورمی
supervisory program برنامه نافر
tutorial program برنامه خوداموز
portable program برنامه قابل انتقال
portable program برنامه قابل حمل
utilitu program برنامه کمکی
utility program برنامه سودمند
stored program برنامه انباشته
hardwired program برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
program loans قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
proprietary program برنامه اختصاصی
program verification عمل اثبات صحت کار یک برنامه داده شده
program text متن برنامه
program testing تست برنامه
program testing ازمایش برنامه
program switch گزینه برنامه
program structure ساخت برنامه
program storage انباره برنامه
program maintenance نگهداشت برنامه
program stop توقف برنامه
program step گام برنامه
program listing لیست برنامه
program listing سیاهه برنامه
reentrant program برنامه بازگذشتی
generator program برنامه مولد
reentrable program برنامه قابل بازگذشت
resident program برنامه مقیم
program interrupt قطع برنامه
program language زبان برنامه نویسی
report program برنامه گزارش
graphics program برنامه گرافیکی
relocatable program برنامه جابجاپذیر
program language زبان برنامه
program library کتابخانه برنامه ها
program library کتابخانه برنامه
program stack پشته برنامه
program specification مشخصه برنامه
program of targets برنامه اماجها
calling program برنامه فراخوانی
instructional program برنامه اموزشی
program of targets برنامه هدفها
integrated program برنامه مجتمع
interactive program برنامه محاورهای
program of instruction برنامه تدریس
program of instruction برنامه اموزش
program music موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
program module واحد برنامه
program manager بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
program manager مدیر برنامه ها
program maintenance نگهداری برنامه
program overlay جایگذاشت برنامه
program package بسته برنامه
information program اگاه سازی برنامه اطلاعات
program specification خصیصه برنامه
program segment قطعه برنامه
program section بخش تهیه برنامه ها
program section بخش برنامه ها
program schema الگوی برنامه
program run رانش برنامه
program relocation جابجایی برنامه
program proving اثبات برنامه
program product فراورده برنامه
program product محصول برنامه
inference program برنامه استنباط
program priority اولویت برنامه
information program برنامه اگاه سازی
diagnostic program برنامه تشخیصی
scatter program نمودار پراکنده
program execution اجرای برنامه
program flowchart نمودارگردشی برنامه
security program برنامه حفافتی
integrated program برنامه مرتبط
program documentation مستند سازی برنامه
program generator مولد برنامه
program generator برنامه زا
program debugging اشکال زدایی برنامه
foreground program برنامه پیش صحنی
program flowchart نمودارگردش کار برنامه
program flowchart روند نمای برنامه
foreground program برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
food program رژیم تغذیه
food program برنامه غذایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com