Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
program overlay
جایگذاشت برنامه
Other Matches
overlay
و بنابراین حافظهاصلی فقط حاوی بخشهای مورد نیاز است
overlay
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlay
ابتدای متن که ذخیره شده است و همزمان با متن چاپ میشود
overlay
نرم افزار سیستم که در حین اجرا بار کردن و اجرای بخشهای برنامه را در صورت نیاز مدیریت میکند
overlay
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlay
پوشش
overlay
اندود
overlay
پوشیدن
overlay
زیادبار کردن
overlay
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlay
کراوات
overlay
جای گذاشت
overlay
جای گذاشتن
overlay
کاغذ کالک
overlay
کالک
overlay
بخش کوچکی از برنامه
overlay
کل برنامه بزرگتر از کل حافظه اصلی است و ما بر این فضا در حافظه بار میشود و در صورت لزوم
overlay
شفاف
overlay
رویهم قراردادن
overlay
جایگذاشت
target overlay
کالک اماج
target overlay
کالک هدفها
operation overlay
کالک عملیات
operation overlay
کالک عملیاتی
overlay technique
فن کالک
overlay technique
فن استفاده از کالک
original overlay
پوششاصلی
overlay segment
قطعه جایگذاشت
program
برنامه دستور
program id
شناسنامه برنامه
program
نقشه
program
برنامه تهیه کردن
program
برنامه
program
برنامه نوشتن
program
برنامه دارکردن
program
دستور کار
program
روش کار پروگرام
program
دستور
program
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program
مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
program
برنامه دادن برنامه ریختن
program
مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program
برنامه ریزی کردن
program listing
سیاهه برنامه
program interrupt
وقفه برنامه
program maintenance
نگهداری برنامه
program interrupt
قطع برنامه
program language
زبان برنامه نویسی
program language
زبان برنامه
program library
کتابخانه برنامه ها
program maintenance
نگهداشت برنامه
program library
کتابخانه برنامه
program listing
لیست برنامه
program manager
مدیر برنامه ها
program manager
بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
program proving
اثبات برنامه
program run
رانش برنامه
program product
فراورده برنامه
program product
محصول برنامه
program priority
اولویت برنامه
program package
بسته برنامه
program of targets
برنامه اماجها
program of targets
برنامه هدفها
program of instruction
برنامه تدریس
program of instruction
برنامه اموزش
program music
موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
program relocation
جابجایی برنامه
program module
واحد برنامه
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
program generator
برنامه ساز
program generator
تولیدکننده برنامه
program cost
هزینه برنامه
program correctness
تصحیح برنامه
program control
کنترل برنامه
program coding
کدگذاری برنامه
program checkout
وارسی برنامه
program chaining
اتصال برنامه
program cards
کارتهای برنامه
program budget
بودجه برنامهای
program analyzer
تحلیل کننده برنامه
program analyzer
برنامه کاو
program aircraft
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
program cost
مخارج اجرای یک برنامه مخارج پیش بینی شده
program counter
شمارنده برنامه
program generator
مولد برنامه
program generator
برنامه زا
program flowchart
نمودارگردشی برنامه
program flowchart
نمودارگردش کار برنامه
program flowchart
روند نمای برنامه
program flow
روند برنامه
program flow
گردش برنامه
program file
فایل برنامه
program execution
اجرای برنامه
program documentation
مستند سازی برنامه
program debugging
اشکال زدایی برنامه
program counter
شمارشگربرنامه
production program
برنامه تولید
program schema
الگوی برنامه
transient program
برنامه گذرا
training program
برنامه اموزش
test program
برنامه ازماینده
target program
برنامه هدف
target program
برنامه مقصود
systems program
برنامه سیستم
system program
برنامه سیستم
support program
برنامه پشتیبانی
supervisory program
برنامه نافر
stored program
برنامه ذخیره شده
stored program
برنامه انباشته
stored program
بابرنامه انباشته
program line
فرش های همگون
[اصطلاحا به فرش های اطلاق می شود که از نظر نقشه مشابه بوده ولی اندازه آنها با یکدیگر متفاوت باشد.]
troop program
برنامه تشکیل یکانها
troop program
برنامه تامین عدههای نظامی
auxiliary program
برنامه کمک
[رایانه شناسی ]
program selector
انتخابگربرنامه
wordprocessing program
برنامه واژه پردازی
weight program
تمرین وزنه برداری
vhsic program
Circuit Integration HighSpeed Very program برنامه مدار مجتمع بسیارسریع
user program
برنامه استفاده کننده
user program
برنامه کاربر
utility program
برنامه کاربردی
utility program
برنامه مفید
utility program
برنامه سودمند
utilitu program
برنامه کمکی
tutorial program
برنامه خوداموز
star program
بدون خطا اجرا شود
star program
برنامه کامل
spreadsheet program
برنامه صفحه گسترده
program verification
عمل اثبات صحت کار یک برنامه داده شده
program text
متن برنامه
program testing
تست برنامه
program testing
ازمایش برنامه
program switch
گزینه برنامه
program structure
ساخت برنامه
program storage
انباره برنامه
program stop
توقف برنامه
program step
گام برنامه
program stack
پشته برنامه
program specification
مشخصه برنامه
program specification
خصیصه برنامه
program segment
قطعه برنامه
program section
بخش تهیه برنامه ها
proprietary program
برنامه اختصاصی
reentrable program
برنامه قابل بازگذشت
source program
برنامه مبداء
source program
برنامه منبع
service program
برنامه خدماتی
security program
برنامه حفافتی
scatter program
نمودار پراکنده
reusable program
برنامه قابل استفاده مجدد
resident program
برنامه مقیم
report program
برنامه گزارش
relocatable program
برنامه جابجاپذیر
reentrant program
برنامه بازگذشتی
program section
بخش برنامه ها
integrated program
برنامه مجتمع
benchmark program
برنامه محک
foreground program
برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
foreground program
برنامه پیش صحنی
proofing program
برنامه محک
food program
رژیم تغذیه
food program
برنامه غذایی
calendar program
ابزار نرم افزاری که به چندین کاربر اجازه بررسی قرار ملاقات ها وزمان بندیهای سایرین را میدهد
exercise program
برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
assembly program
برنامه همگذاری
background program
برنامه پس زمینهای
background program
برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
instructional program
برنامه اموزشی
information program
اگاه سازی برنامه اطلاعات
information program
برنامه اگاه سازی
inference program
برنامه استنباط
hardwired program
برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
background program
برنامه زمینهای
graphics program
برنامه گرافیکی
generator program
برنامه مولد
calendar program
ابزار نرم افزاری که به کاربر اجازه ورود و بررسی به قرار ملاقات ها میدهد
called program
برنامه فرا خوانده
executive program
برنامه مجری
calling program
برنامه فراخواننده
control program
برنامه کنترل
capital program
برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
computer program
برنامه کامپیوتر
computer program
برنامه کامپیوتری
comprehensive program
برنامه اجرائی جامع
compiler program
برنامه همگردانی
communications program
برنامه ارتباطات
checking program
برنامه مقابله کننده
debugging a program
اشکال زدایی یک برنامه
deflationary program
برنامه ضد تورمی
calling program
برنامه فراخوانی
executive program
برنامه اجرایی
even driven program
برنامه رویدادی
drawing program
نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
draw program
برنامه ترسیم
dictionary program
برنامه فرهنگ لغات
diagnostic program
برنامه عیب شناسی
diagnostic program
برنامه تشخیصی
calling program
برنامه فرا خواننده
child program
تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
processing program
برنامه پردازش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com